عملگرایی، نه اجبار
این ماجرا دوباره پای بحثهای قدیمی درباره نحوه ظهور چین در سیاست بینالملل و آیندهپژوهی رفتار این کشور را بعد از قدرت گرفتن در نظام بینالملل میان کارشناسان باز کرده است. اگرچه دیدگاههای تقریباً رئالیستی نظیر گراهام آلیسون، نحوه ظهور چین و پشت سر گذاشتن ایالات متحده را با ادبیاتی نظیر «تله توسیدید» توصیف و صورتبندی کردند که احتمال تقابل نظامی را بالا میبینند، اما نظریاتی هم وجود دارند که خیزش چین را با ابزاری غیر از مداخله و اجبار به سبک غربی مفصلبندی میکنند.
آخر این هفته، ایالات متحده میزبان شی جینپینگ، رئیسجمهوری چین خواهد بود. این سفر در حالی صورت میگیرد که پکن در فضای عدم قطعیت و بیاعتمادی فزاینده به غرب در روابط بینالملل، به دنبال گسترش حضور و افزایش شراکت راهبردی با کشورهای «جنوب جهانی» است. چین برخلاف غرب که به دنبال تحمیل ارزشهای خود به دیگر کشورهاست، با استراتژی عملگرایانه و تمرکز بر توسعه اقتصادی، در حال تغییر بیسروصدای نظم بینالمللی در قالب «اکثریت جهانی» است. در همین فضاست که روزنامه گلوبال تایمز چین اخیراً در مقالهای نوشت: «جهان مدتهاست از اخلاقپردازی غربیها خسته شده است. جهان به داوران والامقام ارزشها نیازی ندارد؛ آنچه امروز به آن نیاز داریم، توانایی عملی برای انجام کارهاست.» …



































































































































































