مقابله با نفوذ، آرمانی مشروع و ضروری است؛ هیچ نیروی واقعبینی نمیگوید بیگانگان دست به نفوذ نمیزنند. مسئله، خودِ نفوذ نیست؛ مسئله، مسیر و ابزار مقابله با آن است. اگر پس از هر جنگ و بحران، حکومت بهجای بازسازی نهادهای حفاظتی و پاسخگویی به کاستیهایشان، سراغ جامعه برود و آن را محدود کند و شهروندان عادی یا نخبگان مولد را در جایگاه متهم بنشاند، آنگاه امنیت واقعی از دست میرود و فقط نمایشی از «مقابله با نفوذ» برجای میماند.
نفوذ، اگر واقعاً از جنس «نفوذ نرم» و شناختی باشد، از کانالهای روشنی عبور میکند: از اختلال در ادراک تصمیمگیرندگان، تقویت برآوردهای غلط، ناهماهنگی دستگاهها، دسترسیهای بیضابطه، ضعف حفاظت اطلاعات و حفرههای سایبری. اینها درون خود نهادهای رسمی و چه بسا نهادهای امنیتی و اطلاعاتی رخ میدهد، نه در دفتر یک استاد دانشگاه یا کارگاه یک هنرمند یا تحریریه یک روزنامه و مجله. اما طرحی که اکنون کلیاتش در مجلس تصویب شده، عملاً کانون نگرانی را از نهادهای حفاظتی به جامعه منتقل کرده است. استاد دانشگاه، روزنامهنگار، هنرمند، پژوهشگر، دانشجو و شهروند عادی، بهرغم آنچه متن این طرح، مستقیم و غیرمستقیم تبلیغ میکند، نه عامل نفوذند، و نه مقصر در نشت اطلاعاتی و حفاظتی کشور. آنها نباید هزینهٔ ضعف نهادهای رسمی حفاظت را بپردازند. …

































































