تعداد ساعت خواب مهم است، اما تنها معیار نیست. اگر خواب چند بار با بیدار شدن، نور، سروصدا، گرما، اضطراب یا اعلان تلفن قطع شود، ممکن است فرد زمان زیادی را در تخت گذرانده باشد اما احساس بازیابی نکند.
کیفیت خواب با عمق خواب، پیوستگی آن و هماهنگی با ریتم طبیعی شبانهروزی ارتباط دارد. خواب دیرهنگام و نامنظم نیز میتواند احساس خستگی صبحگاهی را بیشتر کند؛ حتی اگر مجموع ساعت خواب ظاهراً مناسب باشد.
مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری آمریکا خواب کافی را برای سلامت، عملکرد روزانه و حفظ هوشیاری ضروری میداند. پس به جای تمرکز صرف بر عدد ساعت خواب، بهتر است به نظم ساعت خواب و بیداری و عوامل مختلکننده آن هم توجه کنیم.
۲. خستگی ذهنی را با استراحت منفعل اشتباه میگیریم
دیدن ویدئو، پیمایش بیوقفه شبکههای اجتماعی یا پاسخ دادن به پیامها شاید در ظاهر استراحت باشد، اما همیشه به بازیابی ذهن کمک نمیکند. مغز در این حالت همچنان در معرض اطلاعات تازه، مقایسه اجتماعی، اخبار و تصمیمهای ریز قرار دارد.
خستگی ذهنی معمولاً پس از ساعتها تمرکز، تصمیمگیری، نگرانی یا کنترل احساسات رخ میدهد. برای چنین خستگیای، گاهی استراحتی متفاوت لازم است: چند دقیقه دوری از صفحهنمایش، پیادهروی آرام، بودن در فضای باز، موسیقی ملایم یا گفتوگوی بدون فشار با یک فرد قابل اعتماد.
استراحت مؤثر، فعالیتی است که از نوع فشار غالب روز فاصله داشته باشد. اگر تمام روز درگیر صفحهنمایش بودهاید، احتمالاً صفحهنمایش بیشتر، بهترین شکل بازیابی نیست. ۳. استرس حتی در زمان استراحت خاموش نمیشود
ممکن است بدن روی مبل باشد، اما ذهن همچنان مشغول مرور کارهای عقبافتاده، نگرانی مالی، تعارض خانوادگی یا اتفاقات فردا باشد. در این شرایط، سیستم بدن فرصت کافی برای ورود به حالت آرامش و بازیابی پیدا نمیکند. …


































































































































































