نور، موسیقی و طراحی صحنه، پیش از آنکه قصه به زبان بیاید، حس ناامنی و دلهره را به تماشاگر منتقل میکنند؛ حسی که رفتهرفته در طول اجرا پررنگتر میشود. نمایش با تکیه بر دیالوگهایی حسابشده و روایتی مرحلهبهمرحله، مخاطب را تا لحظات پایانی در تعلیق نگه میدارد: سرنوشت پسر داستان چه میشود؟ آیا او زنده میماند یا قرار است به مرگ سپرده شود؟ و مهمتر از همه، مادر چه راز سنگینی را در سینه پنهان کرده که پذیرش چنین سرنوشتی برای فرزندش ممکن به نظر میرسد؟ نقطه قوت نمایش، در کنار متن عمیق و هوشمندانهاش، بازیهایی است که اغراق نمیکنند و همین، موقعیتهای تلخ قصه را باورپذیرتر کرده است.
روایت قدسی شریعتی از ایفای یک نقش متفاوت روی صحنه
بازیگر همیشه در انتظار پیشنهاد بعدی است
صحنه تئاتر برای بازیگر، میدانی است میان کشف و خلق؛ جایی که کلمات از روی کاغذ جان میگیرند و در کالبد بازیگر حلول میکنند. در تئاتر این روزها، حضور در نمایشی با عنوان «جیرهبندی پر خروس برای سوگواری»، تجربهای منحصربهفرد برای قدسی شریعتی رقم زده است. بازیگری که معتقد است اولین قلاب ارتباطی او با یک اثر، جادوی کلمات و قدرت متن است. حالا او پس از ماهها تمرین و اجرا روبهروی ما نشسته است تا از مسیر زیستن با نقشی بگوید که فرسنگها با تجربه زیسته واقعیاش فاصله داشت.
جادوی نام و وسوسه یک متن خوب …

































































