از انجمن صنفی کسبوکارهای اینترنتی و انجمن تجارت الکترونیک گرفته تا اتحادیه کسبوکارهای مجازی، سازمان نظام صنفی رایانهای، اتاق اصناف، انجمن هوش مصنوعی، انجمن فینتک، انجمن پرداخت الکترونیک، انجمن رباتیک، انجمن شرکتهای انفورماتیک و دهها عنوان دیگر. اما با افزایش تعداد این نهادها، یک سؤال ساده و در عین حال اساسی مطرح میشود: واقعاً کارکرد همه این انجمنها و تشکلها چیست؟ آیا همه آنها ضروریاند؟
آیا کارآمد هستند؟ اگر کارآمدند، چرا بهصورت مستمر نیاز به ایجاد تشکلهای جدید احساس میشود و اگر کارآمد نیستند، چرا ساختارهای ناکارآمد اصلاح، ادغام یا حتی منحل نمیشوند؟ شاید پیش از هر چیز لازم باشد یک سؤال بنیادیتر پرسیده شود: تفاوت واقعی میان این نهادها چیست؟
انجمن، اتحادیه، سازمان صنفی، شورا و کارگروه دقیقاً چه تفاوتی در مأموریت، اختیارات و مسئولیت دارند؟ آیا مرز وظایف آنها برای فعالان اکوسیستم روشن است یا صرفاً با مجموعهای از نامها و ساختارهای موازی مواجه هستیم؟
در یک اکوسیستم بالغ، وجود نهادهای تخصصی متعدد لزوماً اتفاق بدی نیست. طبیعتاً هوش مصنوعی، فینتک، تجارت الکترونیک، پرداخت، رباتیک و دیگر حوزههای فناوری، مسائل تخصصی خود را دارند و ممکن است به نمایندگیهای تخصصی نیز نیاز داشته باشند.مساله از جایی آغاز میشود که تکثر نهادها جای کارآمدی را میگیرد.
وقتی برای هر مساله یک انجمن، برای هر انجمن چند کارگروه، برای هر کارگروه یک شورا و در نهایت برای اعضای همان شوراها یک تشکل مستقل دیگر ایجاد میشود، این سؤال مطرح است که آیا واقعاً با توسعه جامعه مدنی و بلوغ صنفی مواجه هستیم یا با تولید بیپایان ساختار؟ اگر یک انجمن موجود توانایی حل مسئله یا نمایندگی اعضای خود را دارد، چرا ساختار موازی دیگری ایجاد میشود و اگر توانایی انجام این وظایف را ندارد، چرا ابتدا ساختار قبلی اصلاح نمیشود؟ …



































































































































































