اسرائیل مدعی است پس از هفتهها عملیات، بر علیالطاهر «کنترل عملیاتی» پیدا کرده و زیرساختهای زیرزمینی حزبالله را پاکسازی کرده است. ادعایی که هنوز منابع مستقل آن را تایید نکرده اند.حتی پیش از اعلام این خبر که هنوز حزب الله لبنان در مورد آن واکنش رسمی نداشته، روایتهایی درباره حضور نیروهای سپاه در تونلهای زیر این ارتفاع منتشر شد؛ روایتی که بهطور طبیعی میتوانست معنای عملیات را از یک نبرد با حزبالله به «شکست دادن ایران در لبنان» ارتقا دهد. اما بعدتر یک مقام ارشد اسرائیلی اعلام کرد که در تونلهای منطقه، افسر یا مستشار ایرانی پیدا نشده است. همین تناقض نشان میدهد که باید میان واقعیت نظامی عملیات و روایت سیاسی ساختهشده پیرامون آن از سوی اسراییل تفاوت گذاشت.
اما پرسش مهمتر برای نتانیاهو در جای دیگری است: اگر علیالطاهر با روایت تلاویو یک پیروزی است، قرار است کدام شکست را جبران کند؟
نتانیاهو جنگ با ایران را با مشارکت مستقیم دولت ترامپ آغاز کرد و برای آن اهدافی بسیار بزرگتر از تخریب چند سایت مطرح شد؛ از جلوگیری از توان هستهای و تضعیف توان موشکی ایران تا ضربه به قدرت منطقهای و در مقاطعی حتی تغییر ساختار سیاسی ایران. خود نتانیاهو اکنون نیز از «سرنگونی رژیم ایران» بهعنوان هدفی سخن میگوید که به زعم او در دسترس قرار گرفته است.
با این حال، پرسشی که در آستانه انتخابات اکتبر برای نخستوزیر اسرائیل باقی مانده، ساده اما سنگین است: دستاورد نهایی آن جنگ پرهزینه چه بود؟
اگر قرار بود توان هستهای، موشکی و منطقهای ایران از بین برود، چرا پرونده ایران همچنان باز است؟ چرا نتانیاهو هنوز از «تکمیل مأموریت» و سرنگونی حکومت ایران سخن میگوید؟ و چرا پس از ماهها جنگ، لبنان و حزبالله همچنان بخشی از میدان فشار بر اسرائیل باقی ماندهاند؟ …



































































































































































