فایل صوتی منتسب به خداداد عزیزی، مدیر تراکتور، پس از بازی منتشر شد؛ فایلی که محتوای آن شامل الفاظ رکیک و توهینهای زننده علیه امید عالیشاه بود. محتوایی که تکرار یا حتی بازنشر جزئیات آن، ارزش خبری ندارد و تنها سطح ادبیات حاکم بر این درگیری را عیانتر میکند.
مساله اما فقط یک فایل صوتی نیست. مساله این است که چنین ادبیاتی چطور به بخشی از رفتار عادی در فوتبال تبدیل شده است؟ توهین، فحاشی، تحقیر و حتی ورود به حریم خانواده افراد، چه نسبتی با فوتبال حرفهای دارد؟ چه کسی قرار است به این رفتارها پایان بدهد؟
خداداد عزیزی چهره ناشناختهای در فوتبال ایران نیست. سالهاست نام او با فوتبال ایران گره خورده و طبیعتا انتظار از چنین چهرهای، بهمراتب بیشتر از یک فرد عادی است. مدیر یک باشگاه، چه در داخل زمین و چه بیرون از آن، فقط نماینده خودش نیست؛ رفتارش تصویری از باشگاهی است که در آن مسئولیت دارد.
عالیشاه نیز اگر در جریان این ماجرا اظهاراتی داشته که خارج از چارچوب بوده، باید پاسخگوی آن باشد. هیچکس مصون از نقد یا حتی برخورد انضباطی نیست. اما یک تخلف، مجوز تخلف دیگری نیست. اگر کسی توهین کرده، پاسخ آن فحاشی نیست؛ پاسخ آن، اعتراض، شکایت و برخورد قانونی است. فوتبال اگر قرار باشد با منطق «او شروع کرد، پس من هم حق دارم» اداره شود، دیگر چیزی از مفهوم حرفهایگری باقی نمیماند.
تلختر از اصل ماجرا، واکنش بعدی است. عزیزی پس از انتشار فایل صوتی، با تأیید واکنش خود اعلام کرده کسی که به او توهین کند، بدون جواب نمیگذارد. همین جمله شاید مهمترین بخش ماجرا باشد؛ چرا که بحث دیگر صرفا درباره یک لحظه عصبانیت نیست، بلکه درباره نوعی نگاه به حل اختلاف است. نگاهی که در آن پاسخ به توهین، توهین است و پاسخ به فحاشی، فحاشی. …



































































































































































