دیپلماسی ایرانی: غربآسیا در دههی سوم قرن بیستویکم به آزمایشگاهی برای سنجش نسبت میان فناوریهای نوپدید و ساختارهای سنتی قدرت تبدیل شده است. چنانچه جنگهای قرن بیستم بر محور انباشت قدرت آتش سازمان مییافتند، منازعات دههی ۲۰۲۰ بیش از هر چیز بر انباشت قدرت اطلاعات متکیاند. در چنین بستری دیگر نمیتوان برتری راهبردی را صرفا با شمارگان سکوهای پرتاب یا حجم نیروی انسانی تبیین کرد بلکه توانایی گردآوری، پردازش و تبدیل داده به تصمیم عملیاتی، تمایزدهندهی بازیگران تعیینکننده از کنشگران منفعل خواهد بود. با توجه به شواهد عینی برآمده از میدان نبرد بهنظرم اولین گام اصلاحی در این مسیر بازتعریف اسناد بالادستی دفاعی و ورود صریح مولفههای قدرت داده به عنوان یک رکن پنجم قدرت ملی در کنار مولفههای جغرافیایی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی است چراکه بدون این بازتعریف تخصیص بودجه و سرمایهگذاری هدفمند در حوزههای نوین با دشواری مضاعفی روبهرو خواهد شد. در چنین بستری هوش مصنوعی دیگر صرفا یک فناوری یا ابزار نظامی – اجتماعی نیست، بلکه به یکی از مؤلفههای ژئوپلیتیکی قدرت ملی تبدیل شده است که رقابت قدرتهای بزرگ برای دستیابی به برتری در این حوزه بیش از هر چیز با منطق رئالیستی نظام بینالملل همخوانی دارد چراکه در غیاب یک سازوکار فراگیر و الزامآور برای حکمرانی جهانی بر هوش مصنوعی دولتها در تلاشاند تا با افزایش مزیت نسبی خود جایگاه راهبردیشان را در موازنه قدرت تثبیت کنند.
بازتعریف قدرت ملی در محیط امنیتی جدید …


































































