در قصههای کودکان و فرهنگ عامه، نامادری تقریباً همیشه چهرهای منفی و حتی ترسناک داشته و دارد. از سیندرلا و داستانهای مشابه غربی گرفته تا ماهپیشونی و بیبیناردونه در ادبیات کهن ایرانی، نامادری همواره نماد حسادت، رقابت و تهدید معرفی شده است.
اما این تصویر تنها محدود به دنیای داستان نیست و به گفته روانشناسان، ریشه در لایههای عمیق روان جمعی ما دارد و بر روابط واقعی خانوادههای ناتنی اثر میگذارد. عاطفه عربی، روانشناس، در گفتوگویی با ایسنا به بررسی همین پدیده پرداخته و توضیح داده است که چرا نامادری تا این حد با تصویر منفی در ذهن جامعه گره خورده است.
تصویر منفی از کجا میآید؟
عاطفه عربی، روانشناس میگوید این تصویر منفی از کهنالگوها و ضمیر ناهوشیار جمعی ما میآید. در فرهنگ ما، مادر واقعی همیشه نماد امنیت و آرامش است، اما مادر ناتنی نماد تهدید و ناامنی حساب میشود. به گفته او، همین نگاه جمعی باعث میشود اطرافیان و بچهها با پیشفرض بیاعتمادی وارد رابطه شوند و از اولش انتظار اتفاق بد داشته باشند.
این موضوع در روانشناسی یونگی ریشه در کهنالگوها و سایهها دارد. یعنی همان جنبه تاریکی که قرنها تکرار شده و باعث میشود در هر دعوایی، اول از همه نامادری مقصر شناخته شود. این عینک بدبینی، هر بار چرخه مقاومت و گارد دفاعی را پررنگتر میکند.
دوری که هیچوقت تمام نمیشود
چیزی که این وضعیت را پیچیدهتر میکند، واکنش خود نامادری است. او که از این جو منفی باخبر است، سعی میکند بیش از حد محتاط و دفاعی رفتار کند، اما همین رفتارش تنش را بیشتر میکند. اینطوری یک چرخه معیوب شکل میگیرد: جامعه بدبین است، نامادری موضع میگیرد و بچه هم در برابر او مقاومت میکند. …































































