آنچه در درگیری اخیر تیتین را به هدفی مهم تبدیل کرد، صرفاً موقعیت جغرافیایی آن نبود. آمریکا بخشی از نیروها و تجهیزات خود را بهصورت مخفیانه به این مقر منتقل کرده بود تا از دسترس تهدید فاصله بگیرد. فرض اصلی این بود که ایران از این جابهجایی و استعداد نظامی جدید مطلع نیست و انتقال به جنوب اردن میتواند سطح آسیبپذیری را کاهش دهد.
در عملیات نظامی، ارزش حفاظتی جابهجایی نیرو زمانی حفظ میشود که دشمن از محل جدید و ترکیب نیروهای منتقلشده بیاطلاع باشد. در غیر این صورت، تنها مختصات هدف تغییر کرده است. در مورد تیتین دقیقاً همین اتفاق رخ داد. ایران نهتنها از وجود مقر جنوبی، بلکه از انتقال نیروها و استعداد ایجادشده در آن آگاه بود. بنابراین عملیات علیه تیتین را باید در درجه اول بهعنوان یک موفقیت اطلاعاتی-عملیاتی ارزیابی کرد: تبدیل اطلاعات مربوط به یک جابهجایی پنهانی به هدف نظامی مشخص.
منطق آمریکا برای این انتقال روشن بود. بخشی از نیروها از محیط مستقیمتر تهدید در خلیج فارس خارج شدند تا عمق عملیاتی ایجاد شود. جنوب اردن از نظر فاصله از کانون درگیری، دسترسی به بندر عقبه و ارتباط با شبکه زمینی منطقه مزیت داشت. با این حال، فاصله جغرافیایی بهتنهایی امنیت اطلاعاتی ایجاد نمیکند. اگر محل استقرار جدید شناسایی شود، همان نقطهای که قرار بود بهعنوان عقبه امن عمل کند، خود به هدف تبدیل میشود.
تیتین از نظر ابعاد و زیرساخت با پایگاههایی مانند … …



































































































































































