این روزها، وقتی از گرانی و تورم ساختاری حرف میزنیم، دیگر بحث بر سرِ حذفِ تنقلات یا کالاهای فرهنگی و و تفریحی و… نیست؛ صحبت از کالایی است که ماهیتِ زیستیِ آن، امکانِ «نخواستن» یا «به تعویق انداختن» را به هیچ زنی نمیدهد، اما بازار، بیتناسب با معیشتِ فروپاشیده طبقات فرودست، فاکتورِ بقا را روزبهروز سنگینتر میکند.
برای بسیاری از زنان، آغاز عادت ماهانه یعنی خرید یک بسته نوار بهداشتی و گذراندن چند روز با مراقبت بیشتر؛ اما در گوشههایی از ایران، همین نیاز ساده و ابتدایی به کالایی دور از دسترس تبدیل شده است. آنجا که درآمد خانواده حتی کفاف خوراک روزانه را نمیدهد، نوار بهداشتی میتواند از فهرست خرید حذف شود و جای خود را به چیزهایی بدهد که تصور استفاده از آنها هم دشوار است: تکههای پارچه کهنه، روزنامههای باطله و دستمالهای کاغذی که گاه از قبرستانها یا مراسم شادی و عزا جمعآوری شدهاند.
آنچه برای دیگران زباله و دورریز است، برای بعضی زنان مناطق حاشیهای، کارگرنشین و فقیر کشور به وسیلهای برای گذراندن روزهای پریود تبدیل میشود؛ انتخابی که در واقع انتخاب نیست، بلکه محصول ناتوانی اقتصادی و محرومیت است. استفاده از چنین جایگزینهای ناایمنی، آن هم در شرایطی که امکان شستوشوی مناسب یا دسترسی به آب سالم و مواد شوینده نیز همیشه وجود ندارد، زنان را در معرض عفونت، درد و انواع مشکلات جسمی قرار میدهد. …































































