این پرسش از آن رو مهم است که دموکراسی بر داوری شهروندان بنا میشود. رأیدهنده، مصرفکننده، مخاطب خبر و عضو جامعه باید بتواند میان روایتها و منافع متعارض داوری کند. اما داوری مستقل زمانی ممکن است که شخص بداند تصویرهایی که هر روز پیش چشم او مینشینند، چگونه انتخاب و ساخته شدهاند. «مهندسی رضایت» نامی است برای همین فرایند پیچیده: ساماندادن افکار، احساسها و انتخابهای جمعی به شیوهای که مردم، خواستی را که در شکلگیریاش دستهای پنهان بسیار دخیل بودهاند، خواست خود بپندارند.
به گزارش رویداد۲۴، این تعبیر را ادوارد برنیز، نظریهپرداز روابط عمومی آمریکایی، رواج داد و در مقالهای در ۱۹۴۷ بهصورت منظم شرح داد. با این همه، مسئلهای که این اصطلاح بر آن نور میاندازد از یک نفر و یک حرفه بسیار بزرگتر است. ما در جهانی زندگی میکنیم که افکار عمومی، کالایی سیاسی و اقتصادی است؛ برای بهدستآوردن آن رقابت میکنند، بر سر آن سرمایه میگذارند و از دستدادنش را خطرناک میدانند. رضایت؛ صورت تازهٔ فرمانبری
قدرت در گذشته غالباً با چهرهای عریان ظاهر میشد. شاه فرمان میداد، لشکر راه میافتاد، مالیاتگیر میآمد و مجازات در میدان شهر اجرا میشد. در جهان جدید، زور همچنان حضور دارد، اما قدرت تنها با زور کار نمیکند. حکومتها، شرکتها و نهادهای بزرگ زمانی با ثباتترند که مردم، دستکم بخشی از خواست آنان را معقول، طبیعی یا ناگزیر بدانند.
رضایت با رضایت آگاهانه و آزادانه یکی نیست. انسان ممکن است به وضعی رضایت دهد، چون جز آن را ندیده است؛ چون زبان فهم بدیل را در اختیار ندارد؛ چون پیوسته با تصویری یکسان روبهرو بوده؛ یا، چون هزینهٔ پرسشکردن را سنگین میبیند. رضایت میتواند از سر اعتماد باشد، از سر خستگی، ترس، عادت، منفعت و نیز از سر ناآگاهی. مهندسی رضایت با همین لایههای خاکستری سروکار دارد. …



































































