چرا دانستن ظرفیت زیستی کافی نیست؟
هر شهر دارای ظرفیتهای طبیعی و زیرساختی محدودی است. «ظرفیت زیستی» در اینجا به معنای مجموعهای از تواناییهای طبیعی، اکولوژیک و زیرساختی شهر برای پشتیبانی پایدار از زندگی، مصرف، تولید و فعالیتهای انسانی در یک دوره زمانی معین است، بدون آنکه آسیب جدی و غیرقابلجبران به بنیانهای طبیعی، کیفیت زندگی و توانایی بازتولید منابع وارد شود. این ظرفیت شامل منابع آب، کیفیت هوا، ظرفیت خاک، فضای سبز، شبکه حملونقل، زیرساختهای انرژی، سیستم مدیریت پسماند و تابآوری اکوسیستم در برابر فشارهای انسانی میشود. ظرفیت زیستی نه یک عدد ثابت، بلکه تابعی از فناوری، الگوی مصرف، تراکم جمعیت و کیفیت مدیریت است که در صورت بیتوجهی، به سرعت کاهش مییابد و قابل بازگشت به حالت اولیه نخواهد بود.
تهران سالهاست با فشار فزاینده بر این ظرفیتها مواجه است. آلودگی هوا، بحران آب، فرونشست زمین، ترافیک مزمن و انباشت پسماند، همگی نشانههای افزایش فشار بر ظرفیتهای طبیعی و زیرساختی شهر هستند. اما دانستن ظرفیت زیستی، بهتنهایی مانع عبور از آن نمیشود. دهها گزارش کارشناسی نوشته شده، اما تصمیمگیری همچنان تحت تأثیر ملاحظات کوتاهمدت و بخشی ادامه یافته است. زیرا مسأله فقط در سطح دانش نیست؛ در سطح تصمیم، اولویتگذاری و مسئولیتپذیری نیز هست. دانستن محدودیت آب، زمانی ارزش پیدا میکند که در سیاستگذاری، صدور مجوز، الگوی ساختوساز و مصرف شهروندان منعکس شود. اینجا دقیقاً جایی است که مفهوم «بلوغ زیستمحیطی» اهمیت پیدا میکند.
بلوغ زیستمحیطی چیست؟ …



































































































































































