در روزهای اخیر گفتگوهایی در جامعه مطرح میشود که اصالت با چیست؟ اصالت با صلح است یا با جنگ؟ برخیها با مراجعه به قرآن و متون اسلامی، مدعی اصالت صلح هستند و برخی دیگر مدعی اصالت جنگ. برخیها پیوسته بر طبل صلح میکوبند و برخی دیگر بر طبل جنگ! در ظاهر هم برای حرف خود، آیاتی بهعنوان تأیید حرفشان میآورند. چرا که هم داریم «وَقَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَکُمْ وَلَا تَعْتَدُوا»، «وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّىٰ لَا تَکُونَ فِتْنَهٌ» و هم داریم «وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا» و «وَالصُّلْحُ خَیْرٌ ». در ظاهر به تناقض گرفتار میشویم اما باید بدانیم چه صلح و چه جنگ، تابع شرایط است و برای همه زمانها نمیتوان نسخهای واحد پیچید.
آنچه که از روح دستورات و فضای کلی اسلام به دست میآید این است که اصالت را باید در جای دیگر جستجو کرد. اصالت در «خیر و صلاح و حقوق و منافع جمعی مسلمانان» است که از آن به «منافع ملی» تعبیر میشود. حال ممکن است در برههای این حقوق و منافع با صلح به دست بیاید و در برههای دیگر با جنگ. بهعبارتی جنگ یا صلح ابزارهایی … …































































