اگر پاسخ این باشد که شرکت ملی انفورماتیک به عنوان بازوی فناوری بانک مرکزی در تامین امنیت کامل زیرساختهای شبکه پرداخت ناتوان است، این وضعیت برای نظام بانکی کشور بسیار مخاطرهآمیز و برای مردم بسیار ناامیدکننده خواهد بود.
در حملات سایبری اخیر، یک نقطه ضعف بنیادین آشکار شد و آن هم وابستگی ساختاری به تجهیزات و نرمافزارهای خارجی بود. شاید گفته شود که در این بخش از تجهیزات و نرمافزارهای بومی استفاده میکنیم و وابستگی نداریم، اما باید صریح بگوییم که حتی بومیسازی در لایه کاربر و نرمافزار، تا زمانی که لایههای زیرین سختافزاری و پایگاههای داده بر بستر تکنولوژیهای خارجی مانند مینفریمهای IBM اجرا شوند، ریسک نفوذ و تخریب همواره پابرجاست. سوال اساسی این است که چرا برنامهریزان شرکت ملی انفورماتیک و بخش فناوری بانک مرکزی بهویژه پس از جنگ ۱۲ روزه در سال گذشته، حفرههای احتمالی نفوذ دشمن به زیرساختهای بانکی را مسدود نکردند؟ اگر اقدامی میشد که حملات موفق در جنگ ۴۰ روزه نباید صورت میگرفت.
اینکه گفته شود حملات زیادی به زیرساختهای امنیت بانکی دفع میشود، کافی نیست چون تنها یک حمله موفق میتواند منجر به اختلال شدید در دسترسی مردم به خدمات بانکی و حتی قفل دریافت خدمات شود. یک چالش ساختاری که باید به آن پاسخ داده شود این است که چگونه بانک مرکزی و شرکت ملی انفورماتیک در نقش “ناظر و سیاستگذار”، همزمان میتوانند “عرضهکننده و مجری” زیرساختهای فناوری بانکها باشند؟ آیا این تضاد منافع، منجر به ایجاد یک نقطه شکست واحد نشده است؟
توجیه استفاده از خدمات یکپارچه و متمرکز در برابر این ریسک سامانهای چه بود و چرا به سمت استقلال زیرساختی بانکها حرکت نکردیم و اگر هم حرکتی صورت گرفته، یا کافی نبوده و یا استقلال به معنای واقعی اتفاق نیفتاده است؟ …



































































