رذیلت حسد و فضیلت غبطه
ای عزیز! از رذیله مهلک حسد به خدا پناه ببر و غبطه را جایگزین آن نما. حقیقت حسد که از بدترین صفات زشت و خسیسترین اخلاق پست آدمی بهشمار میرود، این است که حسود میخواهد از حیث مال و جاه یا عنوانی از عناوین دیگر از دیگران ممتاز باشد. این است که اگر در کسی نعمتی ببیند که خود فاقد آن است، حسد میبرد و در مقام زوال آن نعمت برمیآید، ولو آنکه برای وی ضرر یا نفعی نداشته باشد، اما غبطه چنین نیست؛ غبطه این است که انسان کمالی را که در کسی هست طالب آن شود و بخواهد مثل آن یا بالاتر از آن را دارا گردد، بدون آنکه طالب زوال نعمت دیگران باشد. (نکته ۵۹۴)
زشتترین و پستترین رذیله اخلاقی
ای عزیز! حقیقت حسد که از بدترین صفات زشت و خسیسترین اخلاق پست به شمار میرود، این است که حسود میخواهد از حیث مال و جاه یا عنوانی از عناوین، از دیگران ممتاز باشد و خود را مخصوص به آن نعمت گرداند. متصف به این صفت باید هر چه زودتر بکوشد و این فساد اخلاقی را از خود رفع نماید؛ وگرنه از رسول خدا (ص) نقل شده است که فرمود: «حسد مثل آتشی است که اعمال نیک انسان را میسوزاند و فانی میگرداند.» (ارشاد القلوب، جلد یک، صفحه ۱۳۰) بلکه بالاتر بگویم، حسد مثل آتشی است که شراره آن روح و قلب و ایمان را میسوزاند. کینه، حسد، غضب و ... تولید سمومی میکنند که سلامتی انسان را میبرد و آن قوای نفسانی را که برای فکر و فعالیت بشر داده شده، صرف خود مینماید. از حسد به دیگران و میل به مال آنها چیزی عاید انسان نمیشود و مال دیگران نیز کم نمیشود؛ همینقدر انسان را فاقد محسنات اخلاقی مینماید. اگر حسد در مغز شما نفوذ کرد، هر چه میشود، زود بیرونش کنید و، چون علاج هر مرضی به ضد آن است، علاج این مرض نیز به ضد آن صورت میگیرد. مثلاً اگر با کسی دشمنی پیدا کنی و خواهان سلب نعمت از وی گردی، برعکس جدیتنما به زیادتی نعمت او یا به وسائلی کار کن که نعمتهای وی باقی ماند و چنین است علاجهای تمام مرضهای نفسانی که هر مرضی را باید به ضدش معالجه کرد. (نکته ۷۰۰)
ضرورت پاکسازی جان از رذیله حسد
ای عزیزا! پاککردن حسد از قلب به هر طوری که باشد واجب است و اظهارش حرام و چه گناهی بزرگتر از بیزاری از آسایش مسلمان است؟! از جمله حقوق مسلمان بر مسلمان این است آنچه را برای خود میپسندد، برای دیگران نیز دوست بدارد و چیزی را که برای خود کراهت دارد برای دیگران نپسندد. پس در صورتی که بر مسلمان واجب است آسایش و تنعم را برای دیگران بخواهد، چگونه آرزوی زوال آن جایز خواهد بود؟! بلکه حرام است و این خود دلیل بر حرمت حسد است و نیز دلیل بر حرمت و دلیل بر وجوب تهذیب آن تمام اخباری است که از حسد نهی میکنند و نیز عموم اخباری است که بهطور کلی اخلاق مذمومه را نهی مینمایند. (نکته ۶۴۱)
لزوم اجتناب از عیبجویی و تعرض به دیگران
ای عزیز! بر انسان واجب است متعرض عیوب مسلمان نگردد، بلکه از خدا بخواهد که عیب آنها را برطرف سازد و چنانچه نفس خود را متصف به آن عیب بیابد، به نفس خود مشغول شود و به اصلاح آن بپردازد، نه به گفتن عیوب مسلمانان و چه خوب گفته است شاعر: «چون پرده بپوشاند به روی تو خداوند | ظلم است اگر پرده مردم بدرانی.» از گفتار رسول گرامی (ص) است: «خوشا به حال کسی که به عیب خود میپردازد، نه به عیب دیگران.» (بحارالانوار، جلد یک، صفحه ۲۰۵) و اگر خویشتن را خالی از عیوب و نقایص میداند، این عیب برای او بس که متعرض مردم میشود و زبان به غیبت و توهین آنها میگشاید و ایشان را اذیت میکند و چه خوب است خود را بهجای آن کسی فرض نماید که دوست دارد غیبتش را بگوید و فکر کند چه حالی خواهد داشت در موقع شایع شدن عیوب و ریختن آبرو تا شاید به این وسیله از تعرض به آبروی مردم جلوگیری به عمل آورد. (نکته ۵۹۸)
علاج بیماری حسد از طریق داروی علم و عمل
بدانای طالب مقام قرب حضرت جانان جل جلاله که علاج حسد به داروی علم و عمل ممکن است:.
اما علم: آنچنان است که شخص حسود بداند که حسد به دین و دنیای محسود ضرر نمیزند، بلکه به دین و دنیای خودش زیان میرساند و بسا میشود که محسود از حسد بردن حسود، سود میبرد و انسان عاقل ضرر خود و نفع دشمن را نمیطلبد و بداند که تمام نعمتها از جانب خدای تعالی است و کسی که از آن کراهت دارد و از آنها خشمگین میشود، مثل این است که از تقدیر و مشیت خدای سبحان کراهت داشته باشد، از افعال و بخششهای او بر بندگانش به غضب آمده باشد و نیز بشناسد که هر چیزی به حسب استعداد و قابلیت برای اشخاص مقدر شده است، خواه آن چیز نعمت باشد یا رحمت و «أَنَّ اللَّهَ لَیْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِیدِ» (آلعمران/ ۱۸۲). البته وقتی معرفت به این امور سهگانه حاصل شد، حتماً به قضا و قدر خدای تعالی راضی میشود و خواهش زوال نعمت بندگان را ندارد و نظایر اینها که اگر کسی به چشم بصیرت در آنها دقت کند، خواهد فهمید که اگر مکرر در آنها بیندیشد، بسا میشود که از این مرض مهلک و امثال آن خود را نجات دهد.
و، اما عمل: انجام دادن فعلی است که ضد مقتضای حسد باشد و معلوم است که حسد مقتضی انجام اعمال ممنوعه از قبیل غیبت و اهانت و مذمت محسود است در مجالس و هر جا که مناسب باشد. پس باید در موقع طغیان حسد بر نفس خود مدح و ثنای محسود را القا کند و اعزاز و اکرام او را در مجالس و محافل مراعات نماید و اموری را که سبب دوام نعمت او میگردد به خود تحمیل کند و اگر مدت زمانی به این منوال مداومت نماید و در ضمن از خدای رحمان طلب یاری کند، ممکن است این روش خوی او گردد و مرض حسد از او زائل شود. (نکته ۶۴۲)
عیوبت را به دقت شناسایی نما
ای مجاهد سالک! مبادا از عیبجویی نسبت به خودت غافل شوی! کسی که مراقب حال خود است و مشغول باشد به عیبجویی خود، دیگر در مقام عیبجویی دیگران نمیباشد. (نکته ۵۵۲)
لزوم مراقبت دائم از کمینگاههای شیطان
ای سالک مراقب! شیاطین همیشه همت خود را مصروف میگردانند و در کمینگاه مؤمنین کاملین نشستهاند که وقتی را به دست آورده و آنان را اغوا نمایند! انسان کامل باید همیشه مراقب حال خود باشد؛ اگر چه شیطان از اغوای بندگان کامل مخلَص، اظهار عجز نموده است. (نکته ۴۹۹)
مبادا از امتحان مردود گردی
ای عزیز! آن کس که در جاده شریعت و حقیقت قدم میگذارد، باید چشم و گوش خود را باز کند و مواظب و مراقب حال خود باشد که در موقع امتحان مردود نگردد و جوهر وجود وی از بوته امتحان خالص بیرون آید؛ وگرنه رسوا میگردد و دروغ او فاش میشود. (نکته ۳۰۹)



































































































































































