گاردین، فیبی گرینوود — من بیش از ده سال خبرنگار جنگ بودهام. با گذشتِ زمان، هر فاجعۀ جدید برایم شبیه به همان فاجعۀ قبلی بود: صحنۀ دردناک و تکراری از ساختمانهای ویرانشده و اجساد که چند عکاس آن را دوره کردهاند. خبرنگارانی مثل من میتوانستند از کانون خون و وحشت فاصله بگیرند، اما عکاسان ناچار بودند تا جای ممکن به صحنه نزدیک شوند تا بتوانند عکسی «تمیز و بینقص» بگیرند.
وقتی از آنها میپرسیدم چطور میتوانند روزهایشان را با تماشای رنج دیگران سپری کنند اکثرشان یک پاسخ مشترک داشتند: لنزِ دوربین برایشان مثل یک سپر یا یک محافظ عمل میکرد. آنها در واقع به آن کودکِ در حال مرگ خیره نمیشدند، بلکه داشتند به «تصویر» او نگاه میکردند.
دان مککالین، یکی از اسطورههای عکاسیِ جنگ، بهخوبی از خطرات ناشی از این «فاصلهگرفتن از واقعیت» آگاه بود. سال ۱۹۸۳ میگفت «کار من کار یک عکاس نیست، بلکه کار یک انسان است. تلاش میکنم آنچه را ثبت میکنم، نه با نگاه یک عکاس، بلکه با نگاه یک انسانِ معمولی تعدیل کنم و بدینطریق ارتباطم را با واقعیت حفظ کنم». اما حالا اوضاع فرق کرده؛ همۀ ما وابسته به دستگاهی هستیم که واقعیت را از پس دوربینها به ما نشان میدهد.
البته این دوربینها همیشه به سمتِ بیرون نشانه نرفتهاند. صنایع چند میلیارد دلاری بر پایۀ عکسبرداریِ مردم از خودشان بنا شدهاند. و اکنون، خطر این عصر خودشیفتگی، از ابعاد روانشناختی فراتر رفته است؛ اوایلِ همین ماه، پنج نوجوان در یک بزرگراه در ایرلند، درحالیکه در جهت مخالف رانندگی میکردند تصادف مرگباری کردند. آنها در حالِ اجرای ترندی بودند که در آن جوانان از رانندگی بیپروای خود فیلم میگیرند و پلیس … …




















































![[جمیله کدیور] صنعت کشتار غیرنظامیان غزه در قبای «نازا»](/news/u/2026-09-19/ettelaat-nrnfo.jpg)
![[رضا حمیدی] ایران؛ قدرت خیابان و استواری میدان](/news/u/2026-09-19/ettelaat-ah2je.jpg)









