او در ادامه آورده است: بدون در نظر گرفتن بحث گسترش ناتو، روابط غرب با روسیه و تحولاتی که طی دهههای گذشته در ساختار امنیتی اروپا رخ داده است، نمیتوان مناقشه کنونی را صرفاً رویارویی میان «دموکراسی و اقتدارگرایی» دانست. با وجود تحریمهای گسترده غرب، ارسال میلیاردها دلار تسلیحات و تلاش برای منزوی کردن روسیه، جنگ همچنان ادامه دارد. برای فهم چرایی این وضعیت باید از مرزهای اوکراین فراتر رفت. موضوع اکنون تنها یک جنگ منطقهای نیست؛ مسئله به شکلگیری نظم آینده جهان مربوط است. اروپا تقریباً هر روز درباره ارسال تسلیحات جدید، تحریمها و خطوط قرمز لفاظی میکند، اما بسیار کمتر این پرسش را مطرح میکند که خود چه راهبردی را برای آینده دنبال میکند. در حالی که واشنگتن، مسکو، تلآویو و بهطور فزایندهای پکن منافع خود را تعریف و در بلندمدت دنبال میکنند، اروپا هزینههای سیاسی و اقتصادی سنگینی میپردازد، بیآنکه همواره بتواند به همان اندازه بر روند حوادث اثر بگذارد.
بنابراین مشکل اروپا تنها قدرت روسیه نیست؛ نبود یک راهبرد مستقل است که به همان اندازه اهمیت دارد.
از اوکراین تا ایران
این مسئله زمانی روشنتر میشود که جنگ اوکراین را جدا از تحولات خاورمیانه نبینیم. رویارویی چند دههای ایران و اسرائیل وارد مرحلهای تازه شده و با مشارکت مستقیم آمریکا و گسترش مناسبات ایران با روسیه و چین، پیوند میان کانونهای مختلف بحران افزایش یافته است. …



































































































































































