قیمت طلا امروز




 دانشگاه های آمریکا

 سایت نورنیوز / ۱۳ ساعت قبل

جنگ، دو منطق، و سه سناریو برای پایان

جامعه ایران پس از تجربه دو جنگ سهمگین 12 و 40 روزه،اکنون دروضعیتی خاص قراردارد.وضعیتی که با ادامه سایه تهدید نظامی وآغاز موجی از فشارهای اقتصادی،جامعه رادرموقعیت تعلیق قرار داده است.«گذرگاه» درنشست حاضر میزبان دکتر پرویز امینی،عضو هیئت علمی دانشگاه است تاازمنظر جامعه‌شناسی سیاسی، شرایط کنونی ایران راتبیین کند،و ضرورت‌ها و اولویت‌های گذر از این وضعیت برشمارد.
 جنگ، دو منطق، و سه سناریو برای پایان
نورنیوز-گروه سیاسی: جامعه ایران پس از تجربه دو جنگ سهمگین 12 و 40 روزه، اکنون در وضعیتی خاص و بغرنج قرار دارد. در شرایطی که هنوز سایه جنگ نظامی از سر کشور، کوتاه نشده موج بلندی از نبرد اقتصادی به ایران تحمیل شده است. چنین وضعیتی، ایرانیان را در موقعیت تعلیق قرار می‌دهد؛ موقعیتی که اگر نه بیشتر، دست کم به اندازه خود جنگ می‌تواند مخرب و آسیب‌رسان باشد. «گذرگاه» به عنوان مجموعه نشست‌های تحلیلی نورنیوز تاکنون کوشیده است با دعوت از صاحبنظران، به تحلیل و تبیین شرایط کنونی کشور بپردازد و ویژگی‌های وضعیت خطیر فعلی را به همراه علل و عوامل منجر به این وضعیت، بررسی کند و در عین حال راه‌های عبور سالم و امن از این موقعیت را احصا نماید.

«گذرگاه» در نشست حاضر میزبان دکتر پرویز امینی، عضو هیئت علمی دانشگاه است تا از منظر جامعه‌شناسی سیاسی، شرایط کنونی ایران را تبیین کند، و ضرورت‌ها و اولویت‌های گذر از این وضعیت را برشمارد. متن کامل این گفت‌وگو با ویرایشی مختصر در تبدیل گفتار به نوشتار را می‌خوانید.

تیزر این گفت و گو را اینجا ببنید   پس از وقوع جنگ، از نهم اسفند و آتش‌بس رخ‌داده، تفاهم‌نامه امضاشده و اتفاقاتی که پس از آن برای این تفاهم‌نامه افتاد، همچنین نزاع‌ها و زد و خوردهایی که به نوعی تا امروز نیز در جریان است، در وضعیتی قرار گرفته‌ایم که البته دوباره به یک نزاع و جنگ تمام‌عیار بازنگشته‌ایم. به نوعی این تصویر وجود دارد که جامعه ایران نمی‌داند آیا جنگ کاملاً تمام شده است یا این جنگ همچنان ادامه دارد و ما نیز باید روزشمار آن را ادامه دهیم؛ یا اینکه اساساً باید خود را خارج از وضعیت جنگ بدانیم. به نظر شما فضایی که امروز در آن قرار داریم چگونه قابل تحلیل است؟ برداشت شما از این وضعیت چیست؟ تحلیل‌های متفاوتی در این زمینه وجود دارد؛ از جمله اینکه آیا ما صرفاً توانسته‌ایم در برابر حمله دشمن، که قصد حذف بقا و حضور ما را داشته، باقی بمانیم یا اینکه می‌توانیم خود را پیروز این نبرد بدانیم؟ از منظر شما، امروز این تخاصماتی که حول ایران وجود دارد در چه نقطه‌ای قرار گرفته است؟

برای تحلیل جنگ و نحوه مواجهه با آن، باید چارچوبی داشته باشیم که قدری از اخبار و اطلاعات روزمره فاصله داشته باشد و بتوانیم از دل آن دستگاه تحلیلی، روندهای گذشته و روندهای پیش رو را مورد تأمل قرار دهیم. اگر سؤال کنیم که چرا جنگ رخ داد، من سه علت برای آن قائلم. به نظر من، طرف مقابل با سه علت به سراغ جنگ با ایران آمد.

علت نخست این بود که در ۴۷ سال گذشته، ایران را یک بازیگر تجدیدنظرطلب در روابط بین‌الملل می‌دانستند که در یک منطقه حساس ژئوپلیتیکی، دست‌کم مانع تحقق اراده آنها شده یا مانع پیشرفت برنامه‌هایی بوده است که برای منطقه طراحی کرده‌اند. بنابراین، یک خصومت و دشمنی سیاسی با ایران و جمهوری اسلامی دارند.

علت دوم، برآوردی بود که پس از هفتم اکتبر داشتند؛ مبنی بر اینکه ایران بعد از هفتم اکتبر ضعیف شده است یا با ضعیف‌ترین ایران پس از انقلاب اسلامی مواجه هستیم. با از دست رفتن سوریه و اتفاقاتی که برای حزب‌الله و حماس رخ داد، این تصور شکل گرفت که اکنون با یک ایران ضعیف مواجه هستیم.

علت سوم این بود که اگر وارد یکسره کردن کار ایران به لحاظ نظامی نشوند و صبر پیشه کنند، ایران، همان‌گونه که در گذشته نشان داده است، خود را بازسازی خواهد کرد. پس از جنگ‌های عراق و افغانستان نیز ایران شروع به بازسازی خود کرد. بنابراین، به نظر من وقوع جنگ ــ منظورم جنگ ۱۲ روزه است ــ قطعی بود و جمع‌بندی آنها این بود که بر اساس عللی که عرض کردم، می‌توانند به مجموعه‌ای از اهداف کلان دست پیدا کنند.

اهداف کلان آنها در جنگ، تسلیم ایران، تغییر رژیم و حتی تجزیه بود. اهداف راهبردی نیز شامل مسئله هسته‌ای، مسئله موشکی و مسئله تسلط بر ژئوپلیتیک ایران می‌شد.

اگر این چارچوب، ساختار تحلیل ما از جنگ باشد، در مرحله بعد باید سؤال کنیم که در جریان این جنگ چه اتفاقاتی افتاده است. آیا علل جنگ جابه‌جا شده یا تغییر پیدا کرده است؟ آیا در اهداف جنگ تغییری ایجاد شده است؟ یعنی برای خوانش ایران پس از جنگ باید به سراغ پیامدهای جنگ برویم.

بر این اساس، می‌بینید که دست‌کم ایران طرف شکست‌خورده جنگ نیست، زیرا اهداف طرف مقابل محقق نشده است. از سوی دیگر، آمریکا نیز طرف پیروز جنگ نیست. این، دست‌کم در پایین‌ترین سطح تحلیل است. اگر به فضای بین‌المللی و دیدگاه کارشناسان و صاحب‌نظرانی که در نسبت با ایران و آمریکا اظهارنظر می‌کنند مراجعه کنید، تقریباً کسی را پیدا نمی‌کنید که قائل به پیروزی آمریکا و شکست ایران باشد؛ اما برعکس این دیدگاه را مکرراً مشاهده می‌کنیم.

بنابراین، این وضعیت تا حدی تعیین تکلیف می‌شود. اما همین ساختار تحلیلی به ما می‌گوید که جنگ چه زمانی می‌تواند وارد مدار پایان شود: یا باید در علل جنگ تغییری ایجاد شود یا اهداف جنگ محقق شود. خارج از این دو حالت نیست. حالا اگر بحث جنگ را جلوتر ببریم، می‌بینیم که علل جنگ همچنان پابرجاست. فقط در یکی از آن علت‌ها، یعنی این تصور که «ایران ضعیف شده است»، تغییر ایجاد شده است. بنابراین، در علت دوم جنگ که مبتنی بر تصور ضعیف شدن ایران بود، تغییر ایجاد شده، اما این تغییر هنوز به سطح بازدارندگی نرسیده است.

از سوی دیگر، نوعی اعتبارزدایی از آمریکا به عنوان قدرت برتر در نظام جهانی اتفاق افتاده است. به این معنا، آنها یک علت دیگر نیز برای جنگیدن مجدد با ایران پیدا کرده‌اند؛ اینکه باید وضعیت اعتبارزدایی‌شده از دولت آمریکا، به عنوان قدرت برتر در ساختار نظام بین‌الملل، به نحوی حل‌وفصل شود. همان دیدگاهی که می‌گوید آمریکا به روایتی نیاز دارد که در آن، اگر پیروز جنگی که آغاز کرده است نباشد، دست‌کم طرف شکست‌خورده آن نیز تلقی نشود.

بخش مهمی از قدرت نیروی برتر یا بلوک برتر در نظام بین‌الملل، ناشی از اعتبار، پرستیژ و ادراکی است که در محیط بین‌المللی از آن وجود دارد و از این اعتبار استفاده می‌کند. اگر این ادراک و تصویر به هم بخورد، بخش زیادی از قدرت آن در نظام بین‌الملل آسیب می‌بیند.

در حوزه اهداف نیز، علاوه بر اینکه اهداف پیشین محقق نشده، یک هدف دیگر اضافه شده است و آن، باز کردن تنگه هرمز است. در واقع، یک مانع جدید ایجاد شده و علاوه بر اهداف قبلی، هدف دیگری نیز به مجموعه مسائلی که از نگاه آنها باید در جنگ با ایران برای آن کاری انجام شود، اضافه شده است.

بنابراین، در این ساختار و وضعیت، برای پایان جنگ سه سناریو وجود دارد. سناریوی نخست این است که به سمت یک توافق نهایی حرکت کنیم؛ توافقی که در آن ایران احساس کند بخشی از حقوقش تأمین شده و این توافق، توافقی پایدار است؛ یعنی حداقل حقوق ایران در آن تضمین شده باشد. اگر این مبنا را در نظر بگیریم، این دوردست‌ترین سناریو است.

سناریوی دوم، ادامه وضعیت «نه جنگ، نه صلح» به شکل فرسایشی است؛ تقریباً همان وضعیتی که در ۶۰ روز گذشته در آن قرار داشته‌ایم. سناریوی سوم نیز آغاز مجدد جنگ است. به نظر من، احتمال تحقق سناریوهای دوم و سوم نسبت به سناریوی نخست بیشتر است. اینکه می‌فرمایید سناریوی سوم، یعنی وقوع مجدد جنگ، احتمال قابل توجهی دارد، به همین مسئله بازمی‌گردد که ما در جنگ شکست نخوردیم، اما در عین حال بازدارندگی نیز ایجاد نکردیم و حملات پراکنده‌ای که در این مدت پس از انعقاد تفاهم‌نامه رخ داده، نشان‌دهنده همین موضوع است؟

در واقع، وضعیت میان سناریوی دوم و سوم تا حد زیادی به انتخابات آبان‌ماه در آمریکا وابسته است. نتیجه آن انتخابات بر مسیر تصمیم‌گیری میان سناریوی دوم و سوم اثر خواهد گذاشت و مشخص خواهد کرد کدام‌یک از این دو سناریو وزن بیشتری پیدا می‌کند. اکنون به نظر می‌رسد در طرف ایرانی دو دیدگاه وجود دارد. یک دیدگاه می‌گوید باید به آمریکا، که خود وارد این جنگ شده و به اینجا آمده است، راه خروجی داد تا بتواند از این مسیر خارج شود. استدلال این دیدگاه نیز این است که آمریکا، بنا بر آنچه سیاستمداران ما اعلام می‌کنند، خود خواهان آتش‌بس بوده و اساساً قصد دارد از منطقه خاورمیانه خارج شود؛ بنابراین، باید این راه خروج را در اختیارش قرار دهیم. دیدگاه دیگری می‌گوید خیر؛ ما باید آن‌چنان قدرتمند ظاهر شویم و تهدیدهای باورپذیری ارائه کنیم که از تحقق سناریوهای دوم و سوم که درباره آنها صحبت کردیم، یعنی تداوم وضعیت فرسایشی یا وقوع مجدد جنگ و در نتیجه تضعیف بیشتر ایران، جلوگیری شود. اما اتفاقی که از زمان انعقاد تفاهم‌نامه و سپس نقض آن تا امروز رخ داده، این است که از بدنه سیاسی ایران صدای واحدی درباره اینکه گام بعدی چه باید باشد، شنیده نمی‌شود. ارزیابی شما از این دو دیدگاه چیست؟

ببینید، اینجا یک شکاف مهم کارشناسی وجود دارد که یک منطق دوگانه را شکل می‌دهد و این منطق دوگانه می‌تواند مواضع، رفتارها و گرایش‌های مختلف را توضیح دهد. من از این دوگانه با عنوان «محاسبه‌پذیر در برابر محاسبه‌ناپذیر» یاد می‌کنم.

ما در نظام بین‌الملل با یک منطق دوگانه مواجه هستیم. این منطق به این مسئله وابسته است که کشوری مانند ایران، با ظرفیت‌های ژئوپلیتیکی، سیاسی و طبیعی خود، اما به عنوان یک قدرت متوسط یا یک قدرت منطقه‌ای، هنگامی که در محیط نظام بین‌الملل قرار می‌گیرد، چگونه با ساختار توزیع قدرت مواجه می‌شود.

ساختار نظام بین‌الملل بر اساس نحوه توزیع قدرت شکل می‌گیرد. اینکه قدرت چگونه در آن توزیع شده باشد، مناسبات ساختار نظام بین‌الملل را می‌سازد. برای مثال، در دوره پس از جنگ جهانی دوم، توزیع قدرت به شکلی بود که با یک جهان دوقطبی مواجه بودیم؛ جهان متشکل از اردوگاه کمونیسم و اردوگاه سرمایه‌داری، یا اردوگاه شوروی و اردوگاه آمریکا.

اما پس از فروپاشی شوروی، با یک قدرت برتر جهانی مواجه می‌شویم که این تمنا را دارد که به قدرت برتر و هژمون تبدیل شود و به نحوی رضایت جهانی را نیز برای اعمال قدرت خود، فراتر از موقعیت جغرافیایی‌اش، به دست آورد. این وضعیت، ساختار نظام بین‌الملل را شکل می‌دهد.

شما به عنوان یک کشور، با این قدرت برتر مواجه هستید که ممکن است به عنوان یک کشور باشد یا ممکن است این قدرت برتر در قالب یک بلوک باشد. برای مثال، مجموعه کشورهای اروپای غربی، آمریکا و برخی کشورهایی که در زمره اقمار آنها قرار می‌گیرند، حتی کشوری مانند ژاپن. مسئله این است که شما می‌خواهید چه نسبتی با این مجموعه برقرار کنید؟

یک دیدگاه معتقد است که ما باید گرایش «محاسبه‌پذیری» داشته باشیم؛ یعنی حقوق، توانمندی‌ها، امکانات و اهداف خود را به‌گونه‌ای تعریف کنیم که مستقل از قدرت برتر تعریف نشوند، بلکه یا در همگرایی با آن دسته برتر قدرت باشند، یا در وضعیت عدم تعارض با آن قرار گیرند و یا، در حالت سوم، دست‌کم تعارضی تحمل‌پذیر را تجربه کنند. بر اساس این دیدگاه، ما نباید به سراغ گزینه‌هایی برویم که حتی اگر حق ما، جزو امکانات و توانایی‌های ما و در زمره اهداف مشروع ما باشند، به تعارض جدی با قدرت برتر منجر شوند.

این یک دیدگاه درباره نحوه ایفای نقش در نسبت با نظام بین‌الملل است. این دیدگاه معتقد است چون قدرت برتر واجد امکانات و توانمندی‌هایی است، نباید با آن درافتاد. اساساً معنای تنش‌زدایی نیز همین است. معنای آن این نیست که ما کار خلاف قاعده‌ای انجام دهیم، از حقوق خود صرف‌نظر کنیم، توانمندی‌های خود را نادیده بگیریم یا اهداف مشروعی نداشته باشیم. مسئله این است که وقتی برای تأمین منافع، تحقق برخی اهداف یا استیفای برخی حقوق خود اقدام می‌کنیم، ممکن است خواه‌ناخواه در تنش با قدرت برتر قرار بگیریم. بنابراین، باید فرمول حضور خود در محیط بین‌المللی را به‌گونه‌ای تعریف کنیم که در تنش با قدرت برتر قرار نگیریم یا دست‌کم تعارض ما با آن، تعارضی تحمل‌پذیر باشد.

برای مثال، کشوری مانند امارات در ستون همگرایی کامل قرار می‌گیرد. کشوری مانند ترکیه یا اسرائیل نیز جزو متحدان استراتژیک آمریکا، به عنوان قدرت برتر، محسوب می‌شوند؛ اما در عین حال، ممکن است در حد نقد یا اعتراض، اختلافاتی نیز وجود داشته باشد. این را می‌توان نمونه‌ای از تعارض تحمل‌پذیر دانست. عربستان نیز می‌تواند نمونه دیگری در این چارچوب باشد.

دیدگاه مقابل(محاسبه ناپذیر) می‌گوید خیر؛ من حقوق، امکانات و توانمندی‌های خود را مستقل از اینکه دست برتر و قدرت برتر در نظام بین‌الملل چه کسی است، تعریف می‌کنم. اگر تعقیب حقوقی که برای خود تعریف کرده‌ام، اهداف مشروعی که برای خود در نظر گرفته‌ام و توانمندی‌ها و امکاناتی که در اختیار دارم، به تنش با قدرت برتر منجر شود، باید خود را از داخل و از درون قوی کنم و برای عبور از این تنش آماده شوم.

این دو دیدگاه وجود دارد. یکی از چهره‌های مهم دیدگاه نخست، فردی مانند آقای ظریف است و یکی از چهره‌های مهم دیدگاه دوم، فردی مانند شهید سلیمانی. بنابراین، این دوگانگی در نحوه مواجهه ما با نظام بین‌الملل، بخشی از مسائل ما و بخشی از روند تصمیم‌گیری را تحت تأثیر قرار داده است.

البته ممکن است در رفتار بیرونی، در مقاطعی این دو منطق به یکدیگر نزدیک شوند، اما از نظر منطقی به یکدیگر نزدیک نشده‌اند. ممکن است از حیث عملیاتی و با توجه به احتیاط‌ها و زمینه‌های موجود، به یک تصمیم مشترک برسند، اما این تصمیم از دو منطق متفاوت ناشی شده باشد. برجام یک نمونه از همین وضعیت است؛ یک منطق با اکراه فراوان و تحت تأثیر شرایط اجتماعی وارد برجام شد و منطق دیگر با اشتیاق و به عنوان انتخاب نخست خود وارد آن شد.

این وضعیت اکنون نیز در محیط تصمیم‌گیری ما وجود دارد. حتی در همین جنگ نیز این دو منطق در برابر یکدیگر در حال صف‌آرایی هستند. برخی از کندی‌هایی که در تصمیم‌گیری‌های کشور مشاهده می‌شود یا برخی از به‌هم‌ریختگی‌هایی که در تصمیم‌گیری‌های مرتبط با جنگ می‌بینید، نتیجه تنش میان این دو منطق است.

هر یک از این دو منطق نیز نیروهایی دارند که در درون سازمان سیاسی کشور موضوعیت و موقعیت دارند، جایگاه‌هایی را در اختیار گرفته‌اند و در روند تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی حاضرند و نقش ایفا می‌کنند. بنابراین، این تنش دائماً وجود دارد. به همین دلیل، برای مثال، درباره یک تفاهم‌نامه چهارده ‌بندی نمی‌توانید با یک برخورد یکپارچه مواجه باشید؛ بلکه برخوردهای متفاوت، نقش‌های متفاوت و اشکال مختلف مواجهه با آن شکل می‌گیرد، زیرا این دو منطق ارزیابی‌های متفاوتی از موضوعی مانند تفاهم‌نامه دارند. یعنی در حال حاضر مهم‌ترین مشکلی که این دو منطق از لحاظ عملی ایجاد کرده‌اند، در مسئله پایان‌بندی جنگ خود را نشان می‌دهد؟

بله. اکنون کشور هیچ اولویتی مهم‌تر، اساسی‌تر و بنیادی‌تر از پایان جنگ ندارد. یعنی هر کار دیگری که بخواهد انجام دهد، مشروط به تعیین تکلیف مسئله جنگ است. اما این دو منطق متفاوت، در واقع کار را درباره اینکه تصمیم ما برای پایان جنگ چه باید باشد و پس از آن، دستگاه دیپلماسی چه نقشی باید ایفا کند، دستگاه رسانه‌ای چه نقشی باید ایفا کند، دستگاه نظامی چه نقشی باید ایفا کند، دولت به عنوان قوه مجریه چه نقشی باید ایفا کند و محیط اجتماعی و مردمی چه نوع کنشی را باید پیش ببرد، با ابهام و مسئله مواجه کرده است. با توجه به پایان پاسخ قبلی شما که دو گزینه محتمل‌تر برای ایران، یکی تداوم وضعیت فرسایشی و دیگری وقوع دوباره جنگ تمام‌عیار است که می‌تواند به تضعیف بیشتر منجر شود؛ با توجه به اینکه بخشی از زیرساخت‌های نظامی آسیب دیده و بخش‌هایی از شهرها نیز از جنگ چهل‌روزه آسیب دیده‌اند؛ و با توجه به این جمع‌بندی و صورت‌بندی شما از آن دوگانه معروف میدان و دیپلماسی و ریشه‌های آن در دو منطق «محاسبه‌پذیر» و «محاسبه‌ناپذیر» که تا امروز مانع از شکل‌گیری یک پایان‌بندی مشترک برای جنگ شده است، ممکن است برای بینندگان این سؤال پیش بیاید که چه عاملی می‌تواند این دو دیدگاه را که منطقاً و بنیاناً در استدلال با یکدیگر متفاوت‌اند، در شرایط امروز ایران به یکدیگر نزدیک کند؟ شرایطی که از آن صحبت می‌کنیم، حاصل یک سال پرتنش، تجربه جنگ و درگیری و از دست دادن مقامات بلندپایه نظامی و سیاسی، از رهبر شهید تا دیگر مقامات نظامی و سیاسی است. چه چیزی می‌تواند این دو دیدگاه را که منطقاً و بنیاناً متفاوت‌اند، به یکدیگر نزدیک کند تا در نهایت، نظام حکمرانی بتواند به یک خروجی در قالب یک تصمیم مشخص برسد؟

ما در واقع نمی‌توانیم به سراغ سازش این دو منطق برویم. این دو منطق به‌گونه‌ای با یکدیگر آشتی‌پذیر نیستند و سازمان‌دهی متفاوتی ایجاد می‌کنند. اما به لحاظ عملی و رفتاری این امکان وجود دارد که با انعطافی که می‌توان در عمل ایجاد کرد، به یک نقطه بهینه یا نقطه‌ای رسید که به‌نوعی بخش‌هایی از هر دو منطق را با خود همراه داشته باشد و در نهایت به یک نقطه سازگار برسیم. ابتکار عمل برای این نزدیک کردن، با توجه به ساختارهای تصمیم‌گیری در ایران، چه می‌تواند باشد؟ برای مثال، طبق قانون اساسی، نظر نهایی در زمینه سیاست خارجی با وزیر امور خارجه یا رئیس‌جمهور نیست. شورای عالی امنیت ملی نیز ترکیبی از مقامات سیاسی و نظامی، انتخابی و انتصابی است که در آن به‌صورت شورایی تصمیم‌گیری می‌شود. اکنون چه ابتکار عملی می‌تواند این دو دیدگاه منطقاً متفاوت را در شکل عملیاتی، تا حدودی به یکدیگر نزدیک کند تا برای حداکثر کردن منافع ملی و حداقل کردن آسیب‌ها، در شرایط امروز ایران بتوانیم به تصمیمی برای پایان دادن به جنگ برسیم؟

ببینید، ما می‌توانیم به اقتضای شرایط عینی و عملی، وارد انعطاف‌هایی در آن منطق دوگانه‌ای که عرض کردم شویم. یک بستر نهادی نیز، همان‌طور که شما اشاره کردید، وجود دارد؛ مانند شورای عالی امنیت ملی و پس از آن رهبری. در آنجا ممکن است، ولو اینکه به لحاظ منطقی دیدگاه دیگری وجود داشته باشد یا صورت‌بندی دیگری پذیرفته شود، از لحاظ عملی و با یک رویکرد عمل‌گرایانه به یک تصمیم مشترک برسیم.

تجربه برجام نیز همین‌گونه بود. در برجام، این دو منطق در نقطه عمل به‌نوعی به یکدیگر نزدیک شدند، اما با دو زاویه دید متفاوت؛ یکی با اکراه و دیگری با اشتیاق، یکی به عنوان انتخاب اول و به‌مثابه بازکننده قفل مسائل دیگر و یک نیروی پیش‌برنده، و دیگری با این نگاه که برویم و یک تجربه انجام دهیم.

تفاهم‌نامه نیز همین‌طور بود. تفاهم‌نامه چهاده ‌بندی کم‌وبیش این تعادل را میان دو منطق در عرصه عمل ایجاد می‌کرد. وقتی رهبری آن بیانیه «علی‌الاصول» را صادر کردند، معنایش این بود که من به لحاظ کلی دیدگاه دیگری داشته‌ام. حال اینکه این دیدگاه شامل اصل مذاکره بوده، شامل مفاد مذاکره بوده یا شامل مواردی بوده که باید در تفاهم‌نامه می‌آمده و نیامده است، موضوعاتی است که نمی‌خواهم وارد بحث آنها شوم. اما ایشان یک مسیر عمل‌گرایانه را باز کردند.

این عمل‌گرایی چه بود؟ اینکه اگر در شورای عالی امنیت ملی سه‌چهارم اعضا چیزی را پذیرفتند، یعنی تصمیمی که شما فکر می‌کنید تصمیم درستی است، اگر سه‌چهارم آن را پذیرفتند، این نیز به عنوان مبنا و منشأ تصمیم کشور تلقی شود. این مسیر نیز باز شد. بنابراین، باید به سراغ چنین سازوکارها و چنین منطقی برای رسیدن به آن پایان‌بندی جنگ برویم. اگر اجازه بدهید، از اینجا وارد بحث دیگری شویم. در سؤال بعدی می‌خواهم به موضوع تصویر جامعه ایران در جنگی که رخ داد بپردازم. اتفاقی که افتاد و بسیار برجسته بود، این بود که دشمنان ایران انتظار داشتند در صورت وقوع جنگ، شکاف میان جامعه و دولت آن‌قدر جدی باشد که در کنار آسیبی که آنها به ایران وارد می‌کنند، آسیبی نیز از طرف خود جامعه وارد شود؛ اما ما در روزهای جنگ شاهد تصویری از یک ایران متحد بودیم؛ تصویری از تمام نیروهای سیاسی و اجتماعی که پشت مفهوم وطن ایستادند. در روزهای آرامش نسبی که اکنون در آن قرار داریم، دو تعبیر متفاوت از این اتفاق ارائه می‌شود. برخی آن را اتحادی مختص روزهای بحرانی و در واقع اتحادی ذیل پرچم، نام وطن و نام ایران می‌دانند که در آن روزها شکل می‌گیرد. برخی دیگر معتقدند که می‌توان این اتحاد و وحدت را مهر تأییدی بر سیاست‌های پیشین حکمرانی در عرصه‌های اجتماعی و سیاست داخلی دانست. اگر نگاه اول را بپذیریم، به این نتیجه می‌رسیم که احتمالاً به مقداری تغییر در نحوه مواجهه حکمرانی با جامعه نیاز داریم و اگر نگاه دوم را بپذیریم، تغییری تجویز نمی‌شود. شما کدام نگاه را درباره جامعه ایران و واکنش آن به روزهای جنگ، صحیح‌تر و به واقعیت نزدیک‌تر می‌دانید و بر اساس آن نگاه، ضرورت و گام نخست در سیاست داخلی و نحوه تعامل با مردم را چه می‌دانید؟

ببینید، چیزی که در جامعه ایران وجود دارد و در این جنگ ظهور کرده، قابل توجه است. جنگ در فاصله‌ای کوتاه پس از وقایع ۱۸ و ۱۹ دی رخ می‌دهد؛ یعنی شما در دی‌ماه یک وضعیت اجتماعی بغرنج را در ایران تجربه کرده‌اید و در فاصله کمتر از یکی دو ماه، در طول جنگ ۴۰روزه، جامعه دیگری را تجربه می‌کنید.

معنای این وضعیت چیست؟ آیا به این معناست که ما با دو جامعه مواجهیم، یا به این معناست که در جامعه ایران نوعی هنر تفکیک، بلوغ و پختگی وجود دارد؟ جامعه ایران می‌تواند میان مسائل مختلف و نوع نسبتی که با آنها برقرار می‌کند تفکیک قائل شود؛ در یک نقطه و درباره یک مسئله داخلی معترض باشد و در نقطه‌ای دیگر، در مواجهه با مسئله‌ای که حاکمیت و کشور را تهدید می‌کند، موقعیت مدافع را بر عهده بگیرد.

این دو تصویر را باید در کنار یکدیگر دید. یعنی جامعه‌ای را که شما در جنگ ۴۰روزه می‌بینید، باید در کنار تصویر جامعه ۱۸ و ۱۹ دی، جامعه ۱۴۰۱، جامعه ایران در سال ۱۳۹۸ و جامعه ایران در سال ۱۳۹۶ ببینید. در آن مقاطع، جامعه تمایلات اعتراضی و تغییرخواهانه دارد، زیرا مسئله در نسبت با یک موضوع داخلی و درون کشور است؛ اما در دوره جنگ، تمایل آن دفاع از کشور به عنوان یک کلیت و موجودیت کلان است.

بنابراین، کانون مسائل اجتماعی و نیروهای سیاسی و اجتماعی ما تغییر کرده است. اگر در گذشته سه موج را در مجموعه نیروهای سیاسی و شکاف‌های موجود در جامعه ایران سپری کرده‌ایم، از سال ۵۷ تا ۶۰ تمایز بر سر «خط امام و غیرخط امام» بود. از سال ۶۰ به بعد، مسئله چپ و راست درباره موضوعات اقتصادی، اولویت‌های اقتصادی و نحوه مواجهه با مسائل اقتصادی مطرح شد و دو دیدگاه فقهی نیز در قالب چپ و راست صورت‌بندی شدند. پس از دوم خرداد نیز تمایز «اصلاح‌طلب و اصولگرا» شکل گرفت.

پس از سال ۱۴۰۰، کانون منازعه و عامل تمایزبخش میان نیروهای اجتماعی و سیاسی، مسئله «تغییر» است. در این زمینه چهار گرایش داریم. یک گرایش با تغییر موافق است، اما معتقد است در ساختار سیاسی موجود، امکانات، توانمندی‌ها و سازوکارهایی وجود دارد که می‌توان از طریق آنها اوضاع را به‌صورت تدریجی، مسالمت‌آمیز و در یک پیوستار دائمی بهبود بخشید. اینها رویکردهای اصلاح‌طلبانه هستند؛ اصلاح‌طلبانه به معنای مفهوم فنی آن، نه به معنای یک جریان سیاسی مشخص.

دیدگاه دوم نیز به تغییر معتقد است، اما معتقد است ساختار سیاسی هیچ امکان، زمینه و توانمندی‌ای برای بهبود اوضاع ندارد و باید از آن صرف‌نظر کرد. اینها گرایش‌های رادیکال هستند که با نفی ساختار سیاسی پیش می‌روند.

گرایش سوم نیز به تغییر معتقد است، اما تغییر را در بازگشت به عقب می‌بیند؛ یک نگاه ارتجاعی، به این معنا که به قبل از سال ۵۷ بازگردیم و به همان زمینه‌ها و امکاناتی برگردیم که در نهایت منجر به تغییر نظام پهلوی شد.

دیدگاه چهارم معتقد است که همین امکانات و وضعیت موجود مناسب است و اگر اشکالی وجود دارد، برای مثال به برخی سیاستمداران یا برخی سیاست‌ها مربوط می‌شود؛ یعنی اگر این سیاستمدار نباشد و سیاستمدار دیگری جایگزین شود، یا اگر این سیاست انتخاب نشود و سیاست دیگری انتخاب شود، مسائل کشور حل خواهد شد. بنابراین، گشودگی این جریان نسبت به تغییر زیاد نیست و می‌توان آن را جریان محافظه‌کار دانست.

در مجموع، «تغییر» به مسئله کانونی تبدیل شده و هر یک از این چهار گرایش نیز میدانی در صحنه سیاسی دارند. با توجه به تصویری که از جامعه ایران ارائه کردید و این دسته‌بندی نیروهای سیاسی نسبت به مسئله تغییر، سؤال من مشخصاً به سیاست‌گذاری در حوزه اجتماعی بازمی‌گردد. آیا در روزهای پس از پایان جنگ تمام‌عیار ــ منظورم پایان مرحله حملات گسترده در جنگ ۴۰روزه است ــ سیاست‌گذار و به‌طور کلی طبقه حاکمه در ایران، نه صرفاً دولت، وارد عرصه بازبینی سیاست‌های اجتماعی شده است یا خیر؟ البته در پاسخ به این سؤال دو دیدگاه وجود دارد. عده‌ای معتقدند که اتفاقاً این موضوعات باید در اولویت قرار گیرند؛ یعنی دیدگاهی که بر گشایش‌ها تأکید می‌کند، مانند باز شدن فضای دسترسی به اینترنت و سایر مطالبات اجتماعی جامعه که طی همین سال‌های اخیر مطرح شده‌اند و شما نیز دوره‌های زمانی بروز این خواسته‌ها را نام بردید. گروه دیگری معتقدند که سیاست خارجی و تعیین تکلیف جنگ به اندازه‌ای در اولویت قرار دارد که اساساً اکنون زمان هیچ‌گونه تصمیم‌گیری درباره سیاست‌های اجتماعی جامعه نیست. در مقابل، منتقدان این دیدگاه می‌گویند انسجام اجتماعی حاصل از روزهای جنگ، با این تعلل از دست می‌رود. اگر بخواهم پاسخ این سؤال را به بخش نخست صحبت‌مان مرتبط کنم، شما فرمودید که به نظر می‌رسد موضوع جنگ، در چارچوب دو منطق متفاوت نیروهای سیاسی، تعیین تکلیف نمی‌شود. آیا این دو حوزه، امروز با نوعی بی‌عملی در سیاست‌گذاری مواجه‌اند؟ و اگر به وجود این بی‌عملی معتقدید، آیا نسبتی میان آن و به نتیجه نرسیدن تصمیم‌گیری درباره جنگ وجود دارد؟

به نظر من بله. آن شکاف کارشناسی و تصمیم‌گیری که عرض کردم، مؤثر است؛ زیرا برای اموری که می‌خواهید انجام دهید، باید یک راهنمای عمل داشته باشید. اگر بخواهید اصلاحات اقتصادی، اصلاحات اجتماعی یا برخی اصلاحات رسانه‌ای انجام دهید، اینها ناظر بر این است که تصمیم نهایی و اساسی شما درباره پایان‌بندی جنگ چیست. پس از آن است که باید در محیط اجتماعی، سیاسی، رسانه‌ای و اقتصادی خود تصمیم‌گیری کنید.

بخشی از بی‌عملی‌ای که اکنون وجود دارد، نتیجه باقی ماندن شکاف میان آن دو منطق است؛ اما بخش دیگر، به این موضوع مربوط نمی‌شود. بخش دیگر این است که برخی تغییرات، ریسک یا خطراتی ایجاد می‌کنند و نتایج آنها نیز کم‌وبیش برای سیستم پیش‌بینی‌ناپذیر است. همین مسئله سیستم را محتاط و محافظه‌کار می‌کند و مانع از آن می‌شود که وارد برخی تغییرات شود.

برای مثال، تجربه دی‌ماه و شوک قیمتی که ایجاد شد؛ آنها تصور نمی‌کردند که فرجام یا یکی از پیامدها و نتایج آن، وقایع ۱۸ و ۱۹ دی باشد؛ تغییری که از کنترل و مدار مدیریت خارج شد. خود وقایع ۱۸ و ۱۹ دی نیز زمینه‌ساز جنگ ۴۰روزه شد.

بنابراین، بخش دیگری از مسئله به تجربه‌هایی بازمی‌گردد که در زمینه تغییرات اجتماعی و سیاسی داشته‌اند و پیامدهای سوئی که این تغییرات به همراه داشته است. به نظر من، این تجربیات آنها را محتاط و محافظه‌کار کرده است تا وارد تغییرات اجتماعی نشوند و فعلاً با همین وضعیت موجود پیش بروند. فکر می‌کنید ادامه این وضعیت «فعلاً با همین شرایط پیش برویم»، از همه لحاظ ــ چه اجتماعی، چه سیاسی و اقتصادی و چه در سیاست داخلی و سیاست خارجی ــ تا چه زمانی امکان‌پذیر است؟ منظورم در سیاست خارجی نیز صرفاً نسبت ما با کشورهایی که به ایران حمله کردند، مانند آمریکا و اسرائیل، نیست؛ بلکه روابط و سیاست خارجی ما در قبال همسایگان و منطقه را نیز شامل می‌شود. این وضعیت تا چه زمانی می‌تواند ادامه پیدا کند؟

این وضعیت موجب فرسایش همان امکانات و توانمندی‌هایی می‌شود که شما حتی در جریان جنگ به دست آوردید. ایران در جنگ ۴۰روزه توانست سرمایه اجتماعی هنگفتی تولید و ایجاد کند. تصویر دیگری از ایران ساخته شد؛ تصویری که حتی در گذشته تاریخی ایران، زمینه‌ها یا مصادیق مشابه آن بسیار کم است.

شهریور ۱۳۲۰ را با اسفند ۱۴۰۴ مقایسه کنید؛ متوجه می‌شوید که با دو جامعه متفاوت روبه‌رو هستید. این در حالی است که تهدید خارجی و عامل مهاجمی که در اسفند ۱۴۰۴ تجربه کردید، نسبت به شهریور ۱۳۲۰ ــ که بخشی از قوای شوروی و انگلیس در یک جبهه فرعی مانند ایران حضور داشتند ــ به‌مراتب قوی‌تر بود. نیروی مهاجمی که در سال ۱۴۰۴ تجربه کردیم، حتی در مقایسه با نیروهای مهاجم به ایران در مقاطع دیگری مانند جنگ چالدران، حمله مغول‌ها، شهریور ۱۳۲۰ یا جنگ جهانی اول نیز قابل توجه بود.

با این حال، جامعه از خود نوعی بلوغ، شکوفایی، اراده و اتحادی خلل‌ناپذیر نشان داد. این سرمایه را نمی‌توان راکد نگه داشت. باید بتوان از این سرمایه در مسیر حل‌وفصل مسائلی استفاده کرد که به وقایع ۱۸ و ۱۹ دی و دیگر مسائل منجر شده‌اند.

چیزی که اکنون وجود دارد و من آن را یک مشکل می‌بینم این است که با وجود اینکه در شرایط جنگی قرار داریم و این جنگ نیز ماهیتی موجودیتی دارد و حتی اینترنت هم قطع است، رسانه ملی، که رسانه عمومی کشور محسوب می‌شود، همچنان از آن مرجعیت اجتماعی لازم برخوردار نیست. به نظر من، این موضوع بسیار مهم و قابل تأمل است.

اگر قرار باشد در دستگاه حکمرانی کشور یک اولویت اساسی برای اصلاح و تغییر تعیین کنیم؛ اولویتی که به تناسب آن بتواند بر همه بخش‌های اداره کشور، هم در شرایط فعلی و هم در هر شرایط دیگری، اثر بگذارد، به نظر من آن اولویت «احیای رسانه ملی» است.

اگر بخواهید «امر ملی» را در این کشور حفظ و تقویت کنید، بدون وجود یک رسانه ملی واقعی، یعنی رسانه‌ای که دست‌کم از حداقلی از مرجعیت اجتماعی برخوردار باشد، این کار امکان‌پذیر نیست. اگر قوه قضاییه بخواهد بهتر عمل کند، بدون رسانه نمی‌تواند. اگر قوه مجریه بخواهد عملکرد بهتری داشته باشد، بدون رسانه نمی‌شود. اگر بخواهید نزاع‌ها و اختلافات موجود در افکار عمومی را به نزاع‌هایی منطقی، معقول و مثبت تبدیل کنید، بدون یک رسانه قوی ممکن نیست.

منظورم از رسانه قوی نیز همان رسانه‌ای است که در جامعه دارای مرجعیت اجتماعی باشد. بنابراین، اگر بخواهیم یک اولویت برای اصلاح و تغییر تعیین کنیم که بتواند به تغییر در سایر بخش‌های حکمرانی نیز منجر شود، آن اصلاح و تغییر باید در وضعیت رسانه ملی صورت بگیرد و رسانه ملی به جایگاهی بازگردد که دست‌کم از حداقلی از مرجعیت اجتماعی برخوردار باشد. آقای دکتر، اگر بخواهیم در پایان یک نکته را دقیق‌تر روشن کنیم، تأکید شما بر ضرورت بازگرداندن مرجعیت و جایگاه رسانه ملی، بر چه مبنایی است؟

بر اساس تجربیات اجتماعی‌ای که داریم، جمع‌بندی من این است که عناصر متعددی می‌توانند در تعیین رفتار فرد، گرایش‌های او یا شکل‌گیری دستگاه معرفتی و سازمان عقلانی او مؤثر باشند. برای مثال، طبقه اجتماعی فرد مؤثر است، ایدئولوژی سیاسی او مؤثر است و محیط جغرافیایی‌ای که در آن زندگی و تجربه می‌کند نیز تأثیر دارد.

اما به نظر من، در جهان رسانه‌ای‌شده امروز، «مصرف رسانه‌ای افراد» از همه این عوامل تأثیرگذارتر است. امروز با کثرتی از فضاهای رسانه‌ای مواجهیم و حتی خود افراد نیز می‌توانند به‌تنهایی به رسانه تبدیل شوند؛ از طریق حساب‌های کاربری خود در اینستاگرام، توییتر، پیام‌رسان‌هایی مانند تلگرام و سایر بسترها می‌توانند فعالیت رسانه‌ای انجام دهند.

جهان امروز، جهانی رسانه‌ای‌شده است. به نظر من، مصرف رسانه‌ای افراد در تنظیم کردارها، رفتارها و منطق عمل آنها، از بسیاری از عوامل دیگر تأثیر بیشتری دارد.

اگر ما در این مصرف رسانه‌ای نتوانیم نقشی ایفا کنیم و در این عرصه پایگاه، موقعیت و مرجعیتی نداشته باشیم، عملاً بخش مهمی از سایر امکاناتی را که برای گفت‌وگو با جامعه، ارتباط با جامعه یا هدایت آن در مسیر یک سیاست درست در اختیار داریم، از دست خواهیم داد.

نورنیوز







یکشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۵ - 23 August 2026
سایت عصرایران

ترامپ و نتانیاهو در میدان انقلاب اعدام شدند (عکس)

سایت خبرفوری

خزر در گرو رضایت همسایگان؟ هشدار یک کارشناس درباره تبعات پذیرش رژیم حقوقی خزر

نقشه راه «بی‌اثر می‌کنیم» کجاست؟
روزنامه توسعه ایرانی

نقشه راه «بی‌اثر می‌کنیم» کجاست؟

نهال فرخی دونالد ترامپ این بار از یک روز نورماندی دیگر حرف می زند؛ نه در ساحل فرانسه و با سرباز و تانک، بلکه در اقتصاد ایران به
    
سایت خبرآنلاین

ببینید | پدیده‌هایی مانند باقر خرازی چگونه تولید و بازتولید می‌شوند؟

یکپارچه باشیم محاصره دریا را می‌شکنیم
سایت جوان آنلاین

یکپارچه باشیم محاصره دریا را می‌شکنیم

حسین طائب، رئیس سازمان بسیج: قدرت موشکی باید پشتوانه‌ای به نام حفظ وحدت و انسجام ملی داشته باشد. دشمن به‌سمت محاصره دریایی رفت و تصور کرد می‌تواند ملت ایران...
         
هم‌صدایی کم‌سابقه سران قوا درباره جنگ؛ چرا تندروها با پایان «عزتمندانه» مخالف‌اند؟
سایت فرارو

هم‌صدایی کم‌سابقه سران قوا درباره جنگ؛ چرا تندروها با پایان «عزتمندانه» مخالف‌اند؟

نگاهی به اظهارات سران سه قوه در یک ماه اخیر نشان می‌دهد که به‌ویژه قالیباف و پزشکیان، هرچه رفتار و اظهارات جریان تندرو رادیکال‌تر شده، با صراحت بیشتری درباره شرایط موجود سخن گفته‌اند. موضوعی که با واکنش‌های مجازی و حقیقی آنان در تریبون‌های مختلف نیز همراه شده است.
بلاتکلیفی کشور در مهم‌ترین بزنگاه تاریخی | مرعشی: چه کسی پاسخگوی از دست رفتن فرصت‌ها است؟ | مسئله امروز تصمیم‌گیری به‌موقع، روشن و مسئولانه است | با چه پشتوانه منطقی و عقلانی، تصمیم زدن سه کشتی گرفته شد؟
سایت اقتصادنیوز

بلاتکلیفی کشور در مهم‌ترین بزنگاه تاریخی | مرعشی: چه کسی پاسخگوی از دست رفتن فرصت‌ها است؟ | مسئله امروز تصمیم‌گیری به‌موقع، …

اقتصادنیوز: مرعشی نوشت: کشوری که توانست در میدان جنگ مقاومت کند سپس از مسیر دیپلماسی به توافقی دست یابد که بخش عمده مفاد آن به‌نفع ایران بود نباید اجازه دهد، سرمایه و دستاوردی که در میدان و دیپلماسی به‌ دست آمده بر اثر تعلل و بلاتکلیفی در تصمیم‌گیری از دست برود.
سایت عصرایران

پست معنادار یک کانال انقلابی و اصولگرای

هفت خواسته پزشکان از رئیس‌جمهور چیست؟
سایت عصرایران

هفت خواسته پزشکان از رئیس‌جمهور چیست؟

رئیس‌کل سازمان نظام پزشکی درباره اهمیت روز پزشک اظهار کرد: روز پزشک، تنها روز تکریم یک حرفه و یک صنف نیست؛ روز تکریم عظمت تمدن ایران در حوزه پزشکی و روز افتخ...
سایت عصرایران

چه کسانی همکاران خارجی دورزنندگان تحریم ایران را به امریکایی‌ها لو می‌دهند؟

جایگاه ایران؛ قله آرمانی یا دره جهنمی؟ یک گزارش جامع
سایت عصرایران

جایگاه ایران؛ قله آرمانی یا دره جهنمی؟ یک گزارش جامع

ایران در رقابت با دو قدرت منطقه‌ای (عربستان و ترکیه)، فقط در ‌یک مورد (۲٪) از شاخص‌های مورد بررسی توانسته است برتری هم‌زمان بر هر دو رقیب را کسب کند. ایران د...
برای زندگی بهتر قانون بنویسید نه زندگی محدودتر!
سایت عصرایران

برای زندگی بهتر قانون بنویسید نه زندگی محدودتر!

وقت و توان خود را صرف تصویب طرح‌های فوری و مؤثر برای بهبود وضع معیشت، منزلت و احقاق حقوق مردم خصوصا فرهنگیان شاغل و بازنشسته کنید نه قانون برای زندگی محدودتر.
         
انتقادات بی پرده اهالی رسانه در دیدار با سید محمد خاتمی/ اصحاب رسانه به خاتمی چه گفتند؟!
سایت تابناک

انتقادات بی پرده اهالی رسانه در دیدار با سید محمد خاتمی/ اصحاب رسانه به خاتمی چه گفتند؟!

جمعی از اصحاب رسانه‌های اصلاح‌طلب و اصولگرا به مناسبت روز خبرنگار با حجت‌الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی دیدار داشتند و در این دیدار دغدغه‌ها و دیدگاه‌های...
نسخه تکراری تحریم
خبرگزاری جام جم

نسخه تکراری تحریم

دونالد ترامپ مدعی گسترده شدن شبکه تحریمی علیه ایران شد و تهدید کرد هر کشور، شرکت یا مؤسسه‌ای که به تجارت و همکاری مالی با تهران ادامه دهد، با مجازات‌های سنگی...
چرا و چگونه باید به جنگ پایان داد - مردم سالاری آنلاین
روزنامه مردم سالاری

چرا و چگونه باید به جنگ پایان داد - مردم سالاری آنلاین

مگر تفاهم اسلام‌آباد با هماهنگی ارکان کشور شکل نگرفت؟ مگر تیم مذاکره‌کننده، تیم ملی ایران نبود؟ مگر با اجازه‌ی رهبری نرفتند و توافق نکردند؟ خب تا اینجا چه ایرادی به آن دارید؟ بعید است ندانید که فرماندهان نهاد نظامی صاحب آن خبرگزاری در شعام به توافق و مذاکره‌ی مستقیم رای مثبت داده‌اند. آنها باور دارند …
گره کور «معیشت» و «امنیت»؛ آیا ایران در آستانه موج تازه اعتراضات است؟ - مردم سالاری آنلاین
روزنامه مردم سالاری

گره کور «معیشت» و «امنیت»؛ آیا ایران در آستانه موج تازه اعتراضات است؟ - مردم سالاری آنلاین

کاهش درآمد‌های نفتی، دشواری دسترسی به منابع ارزی و هشدار درباره تبعات اجتماعی بحران اقتصادی، شکاف میان دو رویکرد در سیاست‌گذاری کشور را آشکارتر کرده است؛ یک سو بر تنش‌زدایی و احیای دیپلماسی برای نجات اقتصاد تأکید می‌کند و سوی دیگر همچنان بر ادامه تقابل اصرار دارد؛ در حالی که هزینه این اختلاف رویکرد بیش …
جنگ، دو منطق، و سه سناریو برای پایان
سایت نورنیوز

جنگ، دو منطق، و سه سناریو برای پایان

جامعه ایران پس از تجربه دو جنگ سهمگین 12 و 40 روزه،اکنون دروضعیتی خاص قراردارد.وضعیتی که با ادامه سایه تهدید نظامی وآغاز موجی از فشارهای اقتصادی،جامعه رادرموقعیت تعلیق قرار داده است.«گذرگاه» درنشست حاضر میزبان دکتر پرویز امینی،عضو هیئت علمی دانشگاه است تاازمنظر جامعه‌شناسی سیاسی، شرایط کنونی ایران راتبیین …
گزینه‌های ریاست صداوسیما به چهار نفر رسیدند/ جبلی سازمان را به چه کسی تحویل می دهد؟
سایت تابناک

گزینه‌های ریاست صداوسیما به چهار نفر رسیدند/ جبلی سازمان را به چه کسی تحویل می دهد؟

بعد از مطرح شدن اسامی متعدد برای ریاست سازمان صداوسیما در دوره جدید، حالا اسامی به چهار نفر تقلیل یافته و احتمالاً گزینه نهایی از بین این چهار نفر خواهد بود.
جنگ روی حالت «خودکار»!
سایت فرارو

جنگ روی حالت «خودکار»!

تردد کشتی‌ها از تنگه هرمز همچنان در سطحی پایین قرار دارد و تهران و واشنگتن هر دو از نبود مذاکرات خبر می‌دهند. جنگ در خاورمیانه وارد مرحله‌ای شده که تحولات آن شتابی مستقل پیدا کرده‌اند؛ وضعیتی که در آن حتی برخی کشورهای خلیج فارس نیز ممکن است کنترل چندانی بر اتفاق بعدی نداشته باشند.
سایت اقتصاد ۲۴

حمله نبویان به اظهارات پزشکیان درباره پایان جنگ؛ «تسلیم شویم؟

روزنامه اطلاعات: هشدارهای اقتصادی پزشکیان و قالیباف را جدی بگیریم | مصلحت را قربانی فریب تندروها و فرصت‌طلبان نکنیم | معیشت فقط غذا خوردن نیست
سایت اقتصادنیوز

روزنامه اطلاعات: هشدارهای اقتصادی پزشکیان و قالیباف را جدی بگیریم | مصلحت را قربانی فریب تندروها و فرصت‌طلبان نکنیم | معیشت …

اقتصادنیوز: روزنامه اطلاعات نوشت: شرایط سخت دو سال گذشته، پس از هفت اکتبر، هیچ گاه همچون امروز حساس نبوده است. دولت به شکل اعجاب انگیزی تا امروز مشکلات جامعه و اقتصاد را در جنگ و بحران مدیریت کرده و اقتصاد کشور را نجات داده است.
انتقال «شبانه» نفت از تنگه هرمز به روایت مقامات آمریکایی | مسابقه تاب‌آوری تا کجا ادامه پیدا می‌کند؟ | هنوز هیچ چشم‌انداز روشنی برای پایان جنگ وجود ندارد
سایت اقتصادنیوز

انتقال «شبانه» نفت از تنگه هرمز به روایت مقامات آمریکایی | مسابقه تاب‌آوری تا کجا ادامه پیدا می‌کند؟ | هنوز هیچ چشم‌انداز …

اقتصادنیوز: باراک راوید، تحلیل‌گر شبکه خبری آکسیوس، در گزارشی به نقل از دو مقام آمریکایی می‌نویسد که ارتش ایالات متحده بی‌سروصدا یک کریدور کشتیرانی برای ورود و خروج از تنگه هرمز ایجاد کرده است تا روزانه میلیون‌ها بشکه نفت را از این مسیر منتقل کند.
         
سایت عصرایران

سردار باقرزاده: حال خلبانان اسیر ایرانی در قطر خوب نیست/ آنها روی آب نگهداری می شوند

راه رفتن روی دو پا را هم ممنوع کنید! - مردم سالاری آنلاین
روزنامه مردم سالاری

راه رفتن روی دو پا را هم ممنوع کنید! - مردم سالاری آنلاین

اگر ایرانیان مقیم خارج با رسانه‌های خارجی همکاری داشته باشند و مجوز از داخل دریافت نکرده باشند هنگام ورود باید بازداشت شوند.
سایت تابناک

‏توان تخریبی کلاهک‌ موشک‌های «فتاح» از نظر فیزیکدان MIT

سایت تابناک

معاون وزیر خارجه: جا دارد که موزه ترور تهران را تاسیس کنیم

فشار اقتصادی اخیر مذاکرات ایران و عمان را با بحران مواجه کرد
سایت افکارنیوز

فشار اقتصادی اخیر مذاکرات ایران و عمان را با بحران مواجه کرد

فشار اقتصادی آمریکا بر ایران، مذاکرات با عمان بر سر مسیر کشتیرانی جدید در تنگه هرمز را تهدید می‌کند.
سایت رکنا

سوپر‌انقلابی‌ها جامعه را بی‌سر می‌کنند / راز ادبیات وحشیانه تخریب مسئولان چیست؟! + فیلم

بن‌بست پیچیده و چند لایه و بلاتکلیف توافق ایران و آمریکا
سایت ایران اکونمیست

بن‌بست پیچیده و چند لایه و بلاتکلیف توافق ایران و آمریکا

چرا ایران و آمریکا توافق نمی‌کنند بره‌ پی‌کارش
سرمقاله وطن امروز/ آمریکا چطور خاورمیانه را باخت | آخرین خبر
سایت آخرین خبر

سرمقاله وطن امروز/ آمریکا چطور خاورمیانه را باخت | آخرین خبر

وطن امروز/ «آمریکا چطور خاورمیانه را باخت» عنوان نگاه در روزنامه وطن امروز به قلم حسنی است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: نظم آمریکایی در تمام جهان، از جمله در غرب آسیا در حال افول است. مشخصا این نظم که طراحی ایده‌آل‌های آمریکایی‌ها برای اداره منطقه بود، پس از جنگ علیه ایران در وضعیت احتضار به
آمریکا برای جنگ با ایران آماده است، اما با هکرهای ایرانی نه | چرا ثروتمندترین کشور جهان قادر به دفاع از زیرساخت‌های حیاتی خود نیست؟
سایت رویداد‌ ۲۴

آمریکا برای جنگ با ایران آماده است، اما با هکرهای ایرانی نه | چرا ثروتمندترین کشور جهان قادر به دفاع از زیرساخت‌های حیاتی …

اکونومیست در گزارشی تازه می‌گوید آمریکا با وجود برخورداری از بزرگ‌ترین بودجه نظامی جهان، هنوز نتوانسته از یکی از ابتدایی‌ترین زیرساخت‌های حیاتی خود در برابر حملات سایبری محافظت کند. در تابستان امسال، هکرها به تأسیسات آب و فاضلاب در دست‌کم هفت ایالت نفوذ کردند و مقام‌های آمریکایی گروه‌های وابسته به ایران …
مأموریت در بغداد
سایت روزنامه سازندگی

مأموریت در بغداد

رئیس مجلس ایران، پاسخ شیطنت همتای عراقی را داد
تشدید جنگ اقتصادی
سایت روزنامه سازندگی

تشدید جنگ اقتصادی

ایران تهدید به مقابله کرد
امنیت؛ علیه خودش
سایت روزنامه سازندگی

امنیت؛ علیه خودش

نقدی بر طرح «مقابله با نفوذ» مجلس
جنگ باید تمام شود
سایت روزنامه سازندگی

جنگ باید تمام شود

رئیس‌جمهور: بهتر است امروز که در قدرت و عزت هستیم و تمام دنیا به پیروزی ما اذعان دارند، جنگ را پایان دهیم
نسبت کودتای ۲۸ مرداد با شرایط امروز چیست؟
خبرگزاری ایسنا

نسبت کودتای ۲۸ مرداد با شرایط امروز چیست؟

در نشست «شب‌های فرهنگ» به بررسی ریشه‌ها و علل شکل‌گیری نهضت ملی شدن صنعت نفت، تحولات منتهی به کودتای ۲۸ مرداد و نسبت این رویدادهای تاریخی با شرایط امروز ایران پرداخته شد.
برخی بی‌آنکه بدانند با مذاکره مخالفند
سایت آفتاب نیوز

برخی بی‌آنکه بدانند با مذاکره مخالفند

دبیرکل حزب اتحاد ملی ایران با بیان اینکه عده‌ای آگاهانه شرایط کشور را نادیده می‌گیرند، درباره اینکه تحریف مفهوم دیپلماسی و کوچک جلوه دادن مذاکره از سوی منتق...
خروج از NPT ؛ ابزار فشار یا تصمیم واقعی؟
سایت فرارو

خروج از NPT ؛ ابزار فشار یا تصمیم واقعی؟

طرح خروج ایران از NPT بار دیگر به ادبیات سیاسی مجلس بازگشته است، اما در شرایط جنگی تکرار چنین تهدیدهایی چه دستاوردی برای ایران دارد و کجا می‌تواند به هزینه‌ای دیپلماتیک تبدیل شود؟
سایت رویداد‌ ۲۴

ببینید| جمله سنگین و معنادار قالیباف به رسایی در جریان جلسه وبیناری مجلس

سایت رویداد‌ ۲۴

ببینید|ویدئوی جنجالی از توهین زشت فرماندار باروق به مردم

دلارهای نفتی تهران چگونه به داد غرب رسید؟ | روایت یک نشریه کویتی از وام‌های کلان ایران به فرانسه و نجات خط تولید اف‌۱۴
سایت رویداد‌ ۲۴

دلارهای نفتی تهران چگونه به داد غرب رسید؟ | روایت یک نشریه کویتی از وام‌های کلان ایران به فرانسه و نجات خط تولید اف‌۱۴

جهش قیمت نفت در دهه ۱۹۷۰ جایگاه اقتصادی ایران را ظرف چند سال دگرگون کرد؛ بخشی از این ثروت به وام و سرمایه‌گذاری خارجی تبدیل شد؛ از مشارکت در تأمین مالی نهادهای بین‌المللی و پروژه‌های اروپا تا وام به گرومن، سازنده اف‌۱۴.
روزنامه هفت صبح

تراستی‌ها پول را بردند؛ امضاکنندگان کجا هستند؟

آیا حمله اتمی در راه است؟
روزنامه ستاره صبح

آیا حمله اتمی در راه است؟

انگاره تهاجم اتمی ایالات متحده امریکا و اسرائیل به ایران برای باز کردن تنگه هرمز و پایان جنگ، همسانی روزافزونی با انگاره پایان جنگ اوکراین با بمب اتمی دارد!
[سیدمسعود رضوی] جنگ، رنج و سربلندی
سایت اطلاعات آنلاین

[سیدمسعود رضوی] جنگ، رنج و سربلندی

جنگ ابعاد متعدد دارد و دیرینه‌ترین تصویر آن رویارویی نظامی است. صدای بمب و آتشبار و کشتن مردم در آوار و سنگر و پادگان یک خبر عادی در اخبار رسانه‌هاست. اما فقط مراکز نظامی نیست، در کارخانه و اداره و بنادر و دانشگاهها و حتی بیمارستان و مدرسه...
تهران در برابر محاصره اقتصادی؛ از هشدار‌های دیپلماتیک تا نگرانی‌ها از تبعات داخلی
سایت رویداد‌ ۲۴

تهران در برابر محاصره اقتصادی؛ از هشدار‌های دیپلماتیک تا نگرانی‌ها از تبعات داخلی

کاخ سفید از ورود فشار اقتصادی علیه ایران به مرحله‌ای تازه خبر داده؛ مرحله‌ای که با تشدید تحریم‌ها، فشار بر شرکای تجاری تهران و هدف قرار دادن شریان‌های مالی کشور همراه است. در حالی که واشنگتن از «روز دی اقتصادی» سخن می‌گوید، نگرانی اصلی در تهران بیش از هر چیز به تبعات این فشار‌ها بر نرخ ارز، تورم، معیشت …
جنگ،دومنطق ،و سه سناریو برای پایان جنگ
سایت نورنیوز

جنگ،دومنطق ،و سه سناریو برای پایان جنگ

جامعه ایران پس از تجربه دو جنگ سهمگین 12 و 40 روزه،اکنون دروضعیتی خاص قراردارد.وضعیتی که با ادامه سایه تهدید نظامی وآغاز موجی از فشارهای اقتصادی،جامعه رادرموقعیت تعلیق قرار داده است.«گذرگاه» درنشست حاضر میزبان دکتر پرویز امینی،عضو هیئت علمی دانشگاه است تاازمنظر جامعه‌شناسی سیاسی، شرایط کنونی ایران راتبیین …
سایت تابناک

ادعای جنجالی وزیر اقتصاد از وقوع جنگ!

پشتیبانی تا خط مقدم
سایت ایران آنلاین

پشتیبانی تا خط مقدم

دو سال از آغاز به کار دولت چهاردهم به ریاست مسعود پزشکیان می‌‎گذرد، دو سالی که اگر بخواهیم با معیار حوادث و بحران‌هایی که کشور در این مدت پشت سر گذاشته است قضاوت کنیم، شاید بتوان گفت در همین بازه کوتاه، به اندازه بخش قابل توجهی از پنج دهه گذشته جمهوری اسلامی، حادثه و بحران روی داده است.
آقای پزشکیان! مردم بدهکار بنزین نیستند، حاکمیت بدهکار مردم است
سایت اسب بخار

آقای پزشکیان! مردم بدهکار بنزین نیستند، حاکمیت بدهکار مردم است

مسعود پزشکیان در واکنش به انتقادها درباره قیمت بنزین، پرسیده است: «چه کسی گفته دولت باید بنزین ۱۳۰ هزار تومانی بخرد و ۱۵۰۰ تومان بفروشد؟»
تاوان جنگ؛ اشغال ایران چگونه به رکود و جهش تورم منجر شد؟ | جنگ جهانی دوم با سفره، شغل و کسب‌وکار ایرانیان چه کرد؟
سایت اقتصادنیوز

تاوان جنگ؛ اشغال ایران چگونه به رکود و جهش تورم منجر شد؟ | جنگ جهانی دوم با سفره، شغل و کسب‌وکار ایرانیان چه کرد؟

اقتصادنیوز: جنگ‌ها همواره فشار بر مردم را تشدید می‌کنند، تورم را افزایش می‌دهند و افراد بیشتری را به ورطه فقر می‌کشانند.
جغرافیای نفوذ، بن بست توسعه - همدلی
روزنامه همدلی

جغرافیای نفوذ، بن بست توسعه - همدلی

فرید بازدار فعال رسانه توســعه همواره با کمبود پول و اعتبار متوقف نمی شود. گاهی بودجه هست، پروژه هم تعریف شــده، مدیر هم پشت میز نشســته، اما کار آن طور که باید پیش نمیرود. علت را باید جایی بیرون از جدول اعتبارات جســتوجو کرد. جایی که مرز مسئولیت ها آرام آرام کمرنگ می شود [ ]
مذاکره پایان هر جنگی است
سایت ایران آنلاین

مذاکره پایان هر جنگی است

مطابق همه قواعد شناخته شده بشری، جنگ برای جنگ، بی‌معناست زیرا در نهایت جز ویرانی و تلفات بی‌فرجام نتیجه‌ای ندارد. اما مساله این است که این وضعیت،‌چیزی نیست که ایران خواهان آن باشد،‌ بلکه طرحی بیرونی است که باید به هر وسیله‌ای آن را خنثی کرد.
تسری توفیقات نظامی به عرصه تاب آوری و توفیقات اقتصادی
سایت ایران آنلاین

تسری توفیقات نظامی به عرصه تاب آوری و توفیقات اقتصادی

مسأله چگونگی تسری توفیقات عرصه نظامی به حوزه تاب‌آوری، ایجاد توفیقات اقتصادی و عدالت اجتماعی در کنار  مسأله فشار محیط بیرونی و نیز چالش های درونی متوجه جامعه، دو روی یک سکه‌اند.
جنگ را بردیم؛ صلح را به فرصت تبدیل کنیم
سایت ایران آنلاین

جنگ را بردیم؛ صلح را به فرصت تبدیل کنیم

با آغاز جنگ ۴۰ روزه تا به امروز، حضور مردم در خیابان‌ها و میادین در حمایت از کشور، اقدامی مهم بود؛ اما حتی آن بخش از جامعه که به خیابان نیامد و به فراخوان‌های نیروهای خارجی و جریان‌های وابسته به آنها توجه نکرد نیز در دفاع از ایران و تمامیت ارضی کشور نقش مهمی ایفا کرد.
کنوانسیون خزر؛ چرا تأخیر بیشتر به نفع ایران نیست؟
سایت ایران آنلاین

کنوانسیون خزر؛ چرا تأخیر بیشتر به نفع ایران نیست؟

ارسال کنوانسیون ۲۰۱۸ «آکتائو» درباره رژیم حقوقی دریای خزر به مجلس پس از هشت سال و تصویب آن از سوی چهار کشور ساحلی بار دیگر بحث‌ها درباره این سند را در ایران داغ کرده است.
لزوم بررسی منصفانه عملکرد دولت
روزنامه آرمان امروز

لزوم بررسی منصفانه عملکرد دولت

شیدا آریایی‌پور / پژوهشگر حقوقی آرمان امروز : هفته دولت معمولاً با آمار و گزارش عملکرد و افتتاح پروژه‌ها همراه است. هر دستگاهی تلاش می‌کند بگوید چه کارهایی انجام داده و چه دستاوردهایی داشته است. اما شاید بد نباشد در کنار همه این گزارش‌ها، یک سؤال ساده‌تر و مهم‌تر هم مطرح شود: دولتی که باید [ ]
۲۸ مرداد؛ درس تاریخی بقا
روزنامه آرمان امروز

۲۸ مرداد؛ درس تاریخی بقا

غفور کریمی آرمان امروز : کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ را نمی توان تنها در چارچوب یک تغییر دولت یا منازعه میان چند شخصیت سیاسی بررسی کرد. این رویداد حاصل تلاقی بحران های اقتصادی، اختلاف های سیاسی، مداخله قدرت های خارجی، ضعف نهادهای حکمرانی و فروپاشی تدریجی ائتلافی بود که نهضت ملی شدن صنعت نفت را [ ]
چشم انداز خاورمیانه
روزنامه آرمان امروز

چشم انداز خاورمیانه

حسن بهشتی پور آرمان امروز : توافق مکه یکی‌از تحولاتی است که می تواند روی آینده خاورمیانه اثر بگذارد. توافق مکه را نمی‌توان صرفاً یک توافق دفاعی برای مقابله با تهدیدهای جاری دانست. از منظر رئالیسم ساختاری، تغییر محیط بین‌المللی و منطقه‌ای، افزایش نااطمینانی امنیتی و اهمیت فزاینده جنوب و غرب آسیا، انگیزه …
«دفاع موزاییکی ایران» در جنگ
روزنامه آرمان امروز

«دفاع موزاییکی ایران» در جنگ

ابراهیم شهولی آرمان امروز : عملیات «خشم حماسی» که توسط ائتلافی به رهبری ایالات متحده و با مشارکت اسرائیل آغاز شد، نه تنها یکی از گسترده‌ترین حملات نظامی علیه ایران در چهار دهه اخیر محسوب می‌شود، بلکه به‌مثابه آزمونی سرنوشت‌ساز برای دکترین دفاعی جمهوری اسلامی ایران عمل کرده است. دکترین موسوم به «دفاع …
سرمقاله آرمان امروز/ چشم انداز خاورمیانه | آخرین خبر
سایت آخرین خبر

سرمقاله آرمان امروز/ چشم انداز خاورمیانه | آخرین خبر

آرمان امروز/ «چشم انداز خاورمیانه» عنوان سرمقاله در روزنامه آرمان امروز به قلم حسن بهشتی پور است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: توافق مکه یکی‌از تحولاتی است که می تواند روی آینده خاورمیانه اثر بگذارد. توافق مکه را نمی‌توان صرفاً یک توافق دفاعی برای مقابله با تهدیدهای جاری دانست. از منظر رئالی