در روز ملی شعر و ادب فارسی، نگاهی دوباره به نسبت شاعرانگی با جامعه، رفاه و توسعه، ضرورتی فرهنگی است. کشورهای معروف با روحیه شاعرانگی
ایران از دیرباز یکی از سرزمینهایی است که روحیه شاعری در آن عمق تاریخی دارد. سنت غنی غزل، رباعی و حماسه، همراه با نفوذ شعر در گفتار روزمره، این فرهنگ را متمایز کرده است. سومالی نیز به «ملت شاعران» شهرت یافته و شیلی را بهخاطر نرودا و میسترال «سرزمین شاعران» خواندهاند. ایرلند، جهان عرب و چین نیز هر یک به شیوهای دیگر این ظرفیت را پروراندهاند. با این حال، هیچ رتبهبندی علمی جهانی برای «روحیه شاعری» وجود ندارد. شاعرانگی امری فرهنگی و تاریخی است و نمیتوان آن را با شاخصهای کمی سنجید.
پژوهشهای جامعهشناختی و روانشناسی فرهنگی نشان میدهند که این روحیه ریشه در شرایط اجتماعی دارد. در فرهنگهای «زمینهبالا» که معنا را از طریق استعاره، ابهام و بافت منتقل میکنند، شعر زبان طبیعی بیان است. مطالعات پیر بوردیو درباره میدان ادبی و پژوهشهای مربوط به شعر ملیگرایی (از جمله آثار دیوید آبرباخ) تأکید دارند که شعر اغلب در دوران شکلگیری یا بحران هویت ملی، ابزار بازسازی حافظه جمعی و بسیج عاطفی میشود. در جوامعی با سنت شفاهی قوی، شعر کارکرد نهادی داشته: ثبت تاریخ، داوری اجتماعی و انتقال ارزشها. تاثیر بر جامعه چه بوده است؟
این روحیه بر مردم چه تأثیری گذاشته است؟ از یک سو، تابآوری و انسجام هویتی را تقویت کرده و در دوران اشغال یا بحران، پناهگاه روانی ساخته است. از سوی دیگر، گاه به آرمانگرایی افراطی یا فاصله از واقعیت عملی منجر شده است. شعر میتواند همدلی و ظرافت عاطفی بیافریند، اما اگر تنها مسیر باقی بماند، ممکن است مهارتهای نهادی و ساختاری را کمرنگ کند. آیا شاعرانگی باعث عقب ماندگی است؟ …


























































































































































![اللهکرم: اگر جلیلی رئیسجمهور بود جنگ اتفاق نمیافتاد | انصار حزبالله کجای ماجرای کوی دانشگاه بود؟ [+فیلم و مناظره تلفنی با زیباکلام] | انصاف نیوز](/news/u/2026-09-16/ensafnews-1vlvm.jpg)







