علی ربیعی در اعتماد نوشت:
امروز در دوراني از تاريخ ايران ايستادهايم كه رويكردهاي كلاسيك و روشهاي تجربهشده قبلي پاسخگو نبوده و تبيينهاي گذشته از قدرت كافي براي توضيح برخوردار نيستند. سياست خارجي، اقتصاد كلان، معيشت مردم، ذهنيت جامعه و حتي آمال و آرزوها در سطح فردي دچار پيچيدگي و تفاوتهاي عميق با دورههاي پيشين شده است. اينروزها، مفاهيمي چون «حين بحران »و «پسا بحران» تفكيكپذير نبوده و اين سوال باقي است كه اساسا پسابحران پايان كدام بحران است؟ حتي ديگر نميتوان با نگاه سنتي و انتظار براي «پايان بحرانها» به مديريت امور پرداخت. واقعيت تلخ اما روشن اين است كه اقتصاد و جامعه ما با مجموعهاي از شوكهاي پيچيده، مستمر و گاه پيشبينيناپذير دستوپنجه نرم ميكنند؛ شوكهايي كه ديگر تنها در سطح دولت يا بنگاهها احساس نميشود، بلكه مستقيما به خانه و آشپزخانه مردم نفوذ كرده و معناي سطح معيشت را براي هر خانوار تغيير دادهاند.
شرايط امروز اقتصاد ايران با دورههاي گذشته قابل قياس نيست. هرچند عدهاي از سر تغافل يا تجاهل، آثار تحريم و تجاوز دشمنان به كشور را ناديدهانگاري ميكنند. اين نوع نگاه علاوه بر اينكه مقصر وضع كشور را از جنگافروزان صهيوني- امريكايي منحرف نموده، خواسته يا ناخواسته به مردم اينگونه القا می كنند كه تمامي نارساييهاي اقتصادي پديدآمده، ناشی از چگونگي مديريت در داخل است. اين افراد نميدانند كه اين مقصرانگاري از دولت فراتر خواهد رفت. چنين نگاهي، سياستگذاريهاي سياسي، اقتصادی و اجتماعی را نيز دچار ناكارآمدی خواهد كرد. لذا هرگونه سياستگذاري در اين دوران بايد با فهمی عميق از استراتژی جنگ عليه ايران (تحريم، حمله، محاصره، فشار اقتصادی، شورشخواهی و دوباره تحريمهای بيشتر و...) صورت پذيرد.
****
مردم و دادگاههای علنی
روزنامه جوان نوشت: …







































































































