جلال ساداتیان با اشاره به سفر عاصم منیر به ایران گفت: «پاکستان قطعا حامل پیامی برای ایران است. ضمن این که پاکستان برای به نتیجه رسیدن آنچه بین ایران و ایالات متحده میگذشت، زحماتی نیز متحمل شد تا توافقنامهای در اسلام آباد منعقد شود. طبیعتا پاکستان اگر همه جوانب کار را نسنجیده بود، وارد عمل نمیشد.»
وی افزود: «پاکستان در گذشته نیز نشان داده که علاقهمند است از ظرفیت روابط خود با ایران و آمریکا برای نزدیک کردن دیدگاههای دو طرف استفاده کند؛ بنابراین وقتی در شرایط فعلی بار دیگر وارد میدان میشود، باید توجه داشت که این کشور حتما محاسباتی درباره شرایط موجود انجام داده است. پاکستان نمیتواند نسبت به تحولات منطقه بی تفاوت باشد، چون هم با ایران ارتباط دارد و هم تحت تاثیر تحولات خلیج فارس و سیاستهای آمریکا قرار میگیرد. در واقع، پاکستان هم منافع خودش را دارد و هم تلاش میکند از ظرفیت ارتباطی که با دو طرف دارد استفاده کند. به همین دلیل، طبیعی است که در چنین شرایطی پیامهایی را منتقل کند و تلاش داشته باشد زمینهای برای کاهش تنش ایجاد شود.»
آمریکا به دنبال کاهش هزینههای بحران است
این دیپلمات پیشین در ادامه با اشاره به وضعیت تنگه هرمز گفت: «آمریکا تمام تلاش خود را کرده که در تنگه هرمز نیز مسیرهایی را جایگزین کند که آسیب کمتری از مسدود بودن تنگه هرمز متحمل شود. آمریکا با استفاده از مسیرهای جنوبی خلأ موجود در بخشهای دیگر را جبران کرده است. اکنون به نظر میرسد آمریکاییها پاکستان را ترغیب کردهاند وارد عمل شده و تلاش کند وضعیت را تا حدودی بهبود ببخشد. موضع ایران کاملا شفاف است.»
وی افزود: «آمریکا نیز طبیعتا شرایط منطقه را بررسی میکند و میداند که ادامه بحران در تنگه هرمز فقط برای ایران هزینه ایجاد نمیکند. اگر مسیرهای انرژی و تجارت دچار اختلال شوند، کشورهای مختلف و حتی خود آمریکا نیز تحت تاثیر قرار خواهند گرفت؛ بنابراین ممکن است واشنگتن به این نتیجه رسیده باشد که در کنار فشار بر ایران، استفاده از کانالهای میانجی نیز میتواند بخشی از مشکلات موجود را کاهش دهد. در چنین شرایطی، پاکستان میتواند نقش مهمی ایفا کند، چون هم به ایران نزدیک است و هم ارتباطات قابل توجهی با آمریکا دارد؛ بنابراین اگر از سوی آمریکا پیامی وجود داشته باشد، پاکستان میتواند آن را منتقل کند و در مقابل، دیدگاه ایران را نیز به طرف مقابل منتقل کند.»
عمان؛ میانجی دیگری که دوباره فعال شده است
این کارشناس حوزه سیاست خارجی با اشاره به سفر وزیر امور خارجه عمان به ایران گفت: «این سفر نیز از این جهت مهم است که عمان معمولا به عنوان یک میانجی تاثیرگذار و مفید شناخته میشود. ابتدا صحبت در این باره بود که توافق بین ایران و عمان در خلیج فارس انجام شود. اما در نهایت این مهم است که طرفین روی جزئیات مهم این توافق به جمع بندی مشترک برسند. به هر حال، موضوعاتی مثل عوارض و تقسیم سود، نیاز به توافق طرفین دارد.»
وی افزود: «ضمن این که حتی عمان نیز تحت فشار آمریکاییها قرار دارد. شاید سفر وزیر خارجه عمان به ایران و رسیدن به یک توافق مشترک بتواند در خلیج فارس و تنگه هرمز گشایشهایی ایجاد کند که در نهایت به نفع ایالات متحده هم باشد. عمان سال هاست که در مسائل مربوط به ایران و آمریکا نقش میانجی داشته است؛ بنابراین اگر این کشور بار دیگر فعال شده، باید آن را در چارچوب همان ظرفیت میانجیگری دید. البته رسیدن به توافق فقط به این بستگی ندارد که عمان یا هر کشور دیگری چه پیشنهادی ارائه کند؛ در نهایت ایران و آمریکا باید درباره مسائل اصلی به یک جمع بندی برسند.»
چرا میانجیها دوباره فعال شدهاند؟
ساداتیان با تاکید بر اهمیت میانجیها گفت: «مجموعه کشورهایی که به عنوان ذی نفع یا میانجی در پرونده ایران فعالیت میکنند، در مقطع زمانی کنونی بسیار فعال شدهاند، چرا که اکنون یک وقفه مناسب است. از یک سو اسرائیل و از سوی دیگر، آمریکا انتخاباتی در پیش دارند. میانجیها یا به عنوان عبور از بحران منطقهای یا حتی منتفع شدن از شرایط وارد عمل شدهاند. هر کدام از این کشورها انگیزه خاص خودشان را دارند. یک کشور ممکن است به دنبال جلوگیری از گسترش بحران باشد، کشور دیگری ممکن است منافع اقتصادی داشته باشد و کشور دیگری نیز به دنبال حفظ جایگاه سیاسی خودش باشد. اما در نهایت، فعال شدن مجموعهای از میانجیها نشان میدهد که بحران به مرحلهای رسیده که ادامه آن برای بازیگران مختلف هزینه دارد.»
هدف فشار اقتصادی؛ قرار دادن جامعه در برابر حاکمیت
این تحلیلگر سیاست خارجی با اشاره به برنامه فشار اقتصادی آمریکا گفت: «هدف از اعمال فشار اقتصادی، این است که ایران در حوزه داخلی نیز تحت فشار افکار عمومی واقع شود و در نتیجه مردم با حاکمیت در تضاد جدی قرار گیرند؛ بنابراین آمریکا به شکل موازی دو برنامه اصلی را به پیش میبرد؛ از یک سو فشار اقتصادی و ادامه تحریم و از سوی دیگر آمادگی برای حمله نظامی در صورت لزوم.»
وی افزود: «اما در حال حاضر آمریکا ترجیح میدهد روش کم هزینه تر، یعنی ادامه فشار اقتصادی را ادامه دهد. اتفاقا در چنین شرایطی نقش کشورهای میانجی بیش از پیش پررنگ میشود. فشار اقتصادی برای آمریکا یک ابزار است که میتواند بدون ورود مستقیم به یک جنگ گسترده، شرایط را برای ایران دشوار کند. وقتی تحریمها افزایش پیدا میکند و فشار بر شرکای اقتصادی ایران نیز بیشتر میشود، هدف این است که هزینههای اقتصادی افزایش پیدا کند و این فشار به داخل جامعه منتقل شود. در مقابل، گزینه نظامی نیز به طور کامل کنار گذاشته نشده است. آمریکا میخواهد این گزینه را به عنوان یک اهرم فشار حفظ کند تا ایران بداند اگر فشار اقتصادی به نتیجه نرسد، گزینههای دیگری نیز وجود دارد.»
انتخابات کنگره؛ نقطه مهم در محاسبات ترامپ
این کارشناس حوزه سیاست خارجی در خصوص اهمیت انتخابات پیش روی آمریکا گفت: «اگر ترامپ انتخابات پیش روی کنگره را ببازد، اهرم فشار بر ایران را تا حد زیادی از دست خواهد داد و نمیتواند مثل ماههای گذشته روی گزینه نظامی متمرکز باشد. با این وجود، خطر حمله نظامی رفع نمیشود. انتخابات آمریکا در محاسبات سیاست خارجی این کشور بی تاثیر نیست. رئیس جمهور آمریکا باید علاوه بر سیاست خارجی، وضعیت داخل کشور را نیز در نظر بگیرد؛ بنابراین اگر شرایط سیاسی داخل آمریکا تغییر کند، ممکن است در نحوه استفاده از ابزارهای فشار علیه ایران نیز تغییراتی ایجاد شود.»
وی افزود: «البته این به معنای آن نیست که با شکست ترامپ در انتخابات کنگره، خطر نظامی به طور کامل از بین میرود. ممکن است همچنان گزینه نظامی وجود داشته باشد، اما توانایی و آزادی عمل رئیس جمهور برای استفاده از این گزینه میتواند تحت تاثیر شرایط سیاسی داخلی قرار بگیرد. باید دقت کنیم که میانجی به تنهایی نمیتواند توافق ایجاد کند. میانجی میتواند زمینه را فراهم کند، پیامها را منتقل کند و حتی پیشنهادهایی ارائه دهد، اما در نهایت تصمیم گیرنده اصلی، ایران و آمریکا هستند.»



































































































































































