نامت چیست؟
امیررضا.
چند سال داری؟
23 ساله هستم.
سربازی هم رفتهای؟
نه! تکپسر بودم و قصد داشتم برای معافیت اقدام کنم.
معتادی؟
بله!
چه نوع موادی مصرف میکنی؟
بیشتر مواد مخدر سنتی، از نوع تریاک.
متأهلی؟
تقریباً؛ یعنی حدود یک سال قبل دختری را عقد کردم.
منظورت این است که عاشق شدی؟
بله!
چگونه با آن دختر آشنا شدی؟
در خیابان او را دیدم و شماره تلفنش را گرفتم.
چه مدتی با هم ارتباط داشتید؟
حدود 2 ماه با هم رابطه داشتیم.
مشهدی هستی؟
بله! در بلوار ابوطالب سکونت داریم.
قبلاً به چه شغلی مشغول بودی؟
در یکی از نمایشگاههای اتومبیل در بلوار گاز کار میکردم.
با محسن، سرکرده باند، چگونه آشنا شدی؟
او هم به نمایشگاه میآمد و آنجا با هم دوست شدیم.
پیشنهاد سرقت را اولین بار چه کسی مطرح کرد؟
محسن!
چرا پذیرفتی؟
بیپول بودم و از سوی دیگر هیچگاه توان «نه» گفتن نداشتم. در واقع بزرگترین نقطه ضعف من همین موضوع بود.
تو که کار میکردی، چرا به پول نیاز داشتی؟
با متصدی نمایشگاه به اختلاف خوردم و از آنجا بیرون آمدم. به همین خاطر خیلی پول لازم داشتم.
نقش تو در سرقت چه بود؟
من پشت فرمان مینشستم، چون خودرو متعلق به پدرم بود.
پدرت چه شغلی دارد؟
الان که فوت کرده، اما پدرم نجار بود. من هم خودروی او را برمیداشتم و با دیگر اعضای باند برای سرقت میرفتیم.
اولین بار به کدام مغازه دستبرد زدید؟
یادم نمیآید.
در واقع، قصد ندارد سرقت نخست را فاش کند.
آن زمان چه احساسی داشتی؟
میترسیدم. بار اولم بود و خیلی استرس داشتم؛ چون این کاره نبودم.
یعنی بعد برایت عادی شد؟
بله! در مدت کوتاهی بعد از آن، به یک گیمنت، یعنی مرکز بازیهای رایانهای، دستبرد زدیم.
هفتهای چند بار سرقت میکردید؟
حدود 3 بار.
از هر سرقت مغازه چه مبلغی به تو میرسید؟
گاهی بین 50 تا 80 میلیون تومان.
چرا تصمیم به سرقت گرفتی؟
متأهل شدم و به پول نیاز داشتم. گرانیها سرسامآور بود. از سوی دیگر، با حرفهای محسن، سرکرده باند، وسوسه شدم تا یک زندگی رویایی و مرفه داشته باشم. البته قبل از اینکه دستگیر شوم، با خودم فکر میکردم که دیگر سرقت نکنم، ولی نشد.
چرا دنبال شغل دیگری نرفتی؟
کار پیدا نکردم.
فیلمهای پلیسی زیاد میبینی؟
به فیلمهای هیجانی بیشتر علاقهمند هستم؛ مانند فیلم «نقابداران».
مغازهها را چه کسی برای سرقت انتخاب میکرد؟
محسن آنها را شناسایی میکرد. او همه نقاط ضعف فروشگاهها، مانند نداشتن دزدگیر یا قفلهایی که راحت شکسته میشد، را بررسی میکرد و بعد به ما اطلاع میداد.
چرا این همه خالکوبی داری؟
نمیدانم! تصاویر این خالکوبیها را دوست دارم.
اولین بار کجا مواد مصرف کردی؟
با دوستانم به مسافرت رفته بودیم که اولین بار در کرمان تریاک کشیدم و بعد هم در شیراز.
ریشه ارتکاب جرمی مانند سرقت را در چه میدانی؟
رویاپردازیهای دوران جوانی و عقدههای کمپولی.
تا چه مقطعی درس خواندی؟
دیپلمردی هستم.
چند خواهر و برادر داری؟
2 خواهر دارم و تکپسر هستم.
پشیمانی؟
بله، زیاد.
اگر آزاد شوی، چه میکنی؟
به دنبال همان شغل بنگاهداری میروم و افکار رویایی مانند داشتن یک زندگی مرفه را از ذهنم بیرون میکنم؛ چون همین تصورهای احمقانه مرا به این روز انداخت.
چند فقره سرقت دارید؟
حدود 30 تا 35 فقره.
بر اساس اطلاعات پرونده، متهمان به بیش از 60 فقره دستبرد به مغازههای مشهد، بهویژه مراکز بازیهای رایانهای، اعتراف کردهاند.
نویسنده: سید خلیل سجادپور پایان خبر / رکنا / کدخبر 1242056
اخبار وبگردی را در اینجا بخوانید: فیلم از ربات عجیب اسب سواری چین! مشاهده خبر خبر ویژه آیا ساعت کاری ادارات از دو هفته دیگر تغییر می کند؟ جزئیات جدید عارف: قیمت بنزین بدون حمایت مردم تغییر نمیکند



































































































































































