آدمیزاده که هفت جان ندارد !من به سخت جانی خودم می بالم اما حتی اگر شما از جنس "بِتُن"هم باشید یک جا مبتلا به "خستگی"می شوید و آنجا فرو می ریزید.
حکایت این روزهای بسیاری از "ماهایی"که ماندیم و نرفتیم هم بی شباهت به خستگی بتن نیست.
من از بسیاری همکاران و هم نسلانم پرسان شدم و دیدم احوال ماها به طرز عجیبی شبیه به یکدیگر است.
نمی دانم کارگر نگون بختی که ۴ سر عایله را با دریافتی ماهی ۲۵ میلیون تومان اداره می کند چطور اول و آخر ماهش را به هم می دوزد من با معیار بانک جهانی برای تشخیص فقر یعنی درآمد ۸ دلار ۳۰ سنت روزانه به ازای هر نفر هم کاری ندارم؛
وقتی ارزش پول ملی کشورم به۲۳۰ هزار تومان برای هر دلار رسیده است و متوسط قیمت یک کیلو گوشت بین ۱ میلیون و ۸۰۰ هزار تا ۲میلیون تومان است، بنا را براین می گذارم که با درآمد سرانه روزی ۵ دلار هم می شود در ایران زنده ماند و هفته ای یکبار گوشت قرمز خورد، بنابراین در آمد ماهانه۴۵۰ دلار برای یک خانوار سه نفره (یعنی عدد بانک جهانی را نصف کردم) حداقلی از معیشت بدیهی را برای چنین خانواری به ارمغان می آورد.
چیزی پرو پای ماهانه یکصد میلیون تومان.
برای کسب این درآمد ماهانه یک پیله ور خرده پا در بازار نیاز به دستکم ۲۵۰ میلیون تومان سرمایه اولیه دارد و هزینه تهیه این مبلغ در کف بازار ماهانه بیش از ۲۰ میلیون تومان است .
(نظام بانکی برای پرداخت این مبلغ، رسوب حداقل سه ماهه همین پول درصندوق بانک و معدل سه ماهه بالای فلان مبلغ و ضامن و ...می خواهد که به دردسرش نمی ارزد) پس آدمی با درآمد ۱۰۰ میلیون تومان دست به نقد بالای ۲۰ میلیون باید اقساط سرمایه اولیه اش را بپردازد قطعا بین ۵ تا ۱۰ میلیون تومان اقساط متفرقه (جعاله ،خرید لوازم منزل، قسط خودرو و...) در سبد هزینه هایش وجود دارد . …


































































































































