به نوشته نشریه اکونومیست منطق این پدیده در نگاه نخست با نظریه متعارف تقاضا در تضاد است. هنگامی که درآمد واقعی کاهش مییابد، انتظار میرود تقاضا برای کالاهای غیرضروری نیز کاهش پیدا کند. اما همه کالاهای اختیاری واکنش یکسانی به کاهش درآمد ندارند. یک مصرفکننده ممکن است خرید خودرو، سفر، لباس گرانقیمت یا کالای بادوام را به تعویق بیندازد، اما همچنان برای محصولی کوچک و نسبتا ارزان هزینه کند که همان کارکرد روانی یا نمادین را با هزینه بسیار پایینتر فراهم میکند. بنابراین، آنچه در عصر رکود رخ میدهد میتواند نه حذف کامل خرید کالای لوکس، بلکه کوچ مصرف از کالاهای گرانقیمت به کالاهای ارزانتر و در دسترستر باشد.
رژلب در این نظریه متغیر اصلی نیست؛ یک نماد است. موضوع واقعی، رفتار مصرفکننده ای است که تحت فشار بودجه قرار گرفته اما هنوز میخواهد بخشی از مطلوبیت ناشی از مصرف را حفظ کند. از این منظر، رژلب نمونهای از «لوکس مقرونبهصرفه» است؛ کالایی که قیمت آن در مقایسه با کالاهای لوکس بزرگ ناچیز است، اما میتواند برای مصرفکننده ارزش زیباییشناختی، اجتماعی و روانی ایجاد کند. بحران دهه ۱۹۷۰؛ نقطه عطفی برای فهم رفتار مصرفکننده …































































