سعادت و خوشبختى، مطلوب همگانى است. هرکسى در هر مرحله و هر مقام و داراى هر شغل و کار و درجه اجتماعى که است سعادت خویش را جستوجو مىکند. ممکن نیست که بشر بدبختى خود را بخواهد. اگر مىبینیم بسیارى از افراد دنبال چیزهایى مىروند که عین بدبختى و بیچارگى است نه از آن جهت است که واقعاً طالب بدبختى خود مىباشند و تصمیم گرفتهاند که خود را بدبخت کنند، بلکه از آن جهت است که آن بدبختى را خوشبختى و آن شقاوت را سعادت مىپندارند.
موجبات و موانع
سعادت و خوشبختى چیست و عوامل و موجبات آن چه مىباشد؟ موانع و اضداد آن کدام است؟ شک نیست که بشر مانند سایر جاندارها از بعضى چیزها لذت مىبرد و از بعضى چیزهاى دیگر رنج، با این تفاوت که موجبات لذت و رنج انسان از موجبات لذت و رنج سایر جاندارها متنوعتر و شاخهدارتر است. انسان از جاه و مقام و شهرت و افتخار و از علم و معرفت و اکتشافات و از ابداع و نوپردازى و از احسان و نیکوکارى و از اخلاص و عبودیت و امثال اینها لذت مىبرد و از محرومیت از اینها رنج مىبرد، اما سایر جاندارها در این موارد لذت و رنجى ندارند. انسان وقتى که از لذتى محروم است تمنا و آرزوى آن چیز در دلش پیدا مىشود؛ همیشه در خیال خود، خود را به محبوب و مطلوب مىرساند و از همین خیالات و افکار و اندیشهها لذت مىبرد. هرکسى اگر از خودش سؤال شود سعادت تو در چیست و چه چیزى تو را سعادتمند مىکند، او همان آرزوهایى که در دل دارد اظهار مىکند و سعادت خود را نیل به همان آرزوها مىداند و هیچ هم حاضر نیست چیز دیگرى را به عنوان سعادت بپذیرد یا آنکه قبول کند که آرزوهاى طلایى او بر فرض تحقق یافتن، او را خوشبخت و سعادتمند نخواهد کرد.
رابطه سعادت و نیل به آرزو. …











































































































































