در دهههای اخیر ساختارهای اقتصادی و اجتماعی جهان دستخوش تغییرات عمیقی شدهاند که پیامدهای آن بر اقشار مختلف جامعه به شکلی یکسان توزیع نشده است. یکی از برجستهترین و نگرانکنندهترین تحولات در حوزه آسیبهای اجتماعی و مطالعات توسعه، پدیدهای است که صاحبنظران علوم اجتماعی آن را زنانه شدن فقر نامیدهاند. این اصطلاح بیانگر این واقعیت است که نرخ فقر در میان زنان به مراتب سریعتر و شدیدتر از مردان در حال افزایش است و زنان بخش عمدهای از فقرای جهان را تشکیل میدهند. در کنار این واقعیت تلخ، مفهومی به نام تابآوری زنان مطرح میشود که به ظرفیت روانی، اجتماعی و اقتصادی زنان برای مقابله با بحرانها، سازگاری با سختیها و بازسازی زندگی پس از شوکهای مالی و معیشتی اشاره دارد. درک پیوند میان این دو مفهوم، برای طراحی سیاستهای حمایتی مؤثر و دستیابی به توسعه پایدار از اهمیت بنیادینی برخوردار است. مفهوم زنانه شدن فقر و ریشههای پیدایش آن
پدیده زنانه شدن فقر فراتر از یک کمبود درآمدی ساده است و به معنای محرومیت ساختاری زنان از فرصتها، منابع و داراییهای پایدار است. نخستین بار این اصطلاح در اواخر دهه هفتاد میلادی برای توصیف افزایش نسبت خانوارهای زنسرپرست فقیر به کار رفت، اما امروزه معنای گستردهتری یافته است. این پدیده برآمده از نابرابری در دسترسی به بازار کار رسمی، شکاف دستمزد میان زنان و مردان، کمبود فرصتهای مالکیت زمین و سرمایه و تحمیل بار سنگین کار مراقبتی پرداختنشده بر دوش زنان است. …































































