حسن انوری عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی و استاد دانشگاه تهران به مناسبت زادروز بدیعالزمان فروزانفر یادداشتی را با عنوان «آفتاب بیغروب دانش ادبی؛ شمهای از سیره علمی و اخلاقی بدیعالزمان فروزانفر» منتشر کرد.این یادداشت را بخوانید.
این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
بدیعالزمان فروزانفر، بیهیچ تردیدی، از درخشانترین اختران آسمان تاریخ ادبیات ایران و از استادان بینظیر و تکرارناشدنی این مملکت است. او دانشمندی یگانه بود که سهم عظیمی در احیا و قوام دانشگاهی ادبیات فارسی و معارف اسلامی داشت. آنگونه که در تذکرهها و شرحاحوالش نگاشتهاند، این وجود شریف در بیست و هشتم ربیعالثانی سال ۱۳۲۰هجری قمری، در خاک پاک بشرویه از توابع طبس، در خانوادهای بهغایت فرهنگدوست و فضلپرور پا به عرصه وجود گذاشت. پدرش، آقا شیخ علی، فرزند آخوند ملا محمدحسن قاضی بود و نسب این خانواده گرانقدر به ملا احمد تونی، از علمای نامدار معاصر شاهعباس صفوی (متوفی ۱۰۷۱ هجری و برادر ملا عبدالله)، میرسید. بدیعالزمان در سایهسار چنین فرزانگی و اصالتی نشو و نما یافت و نخستین موازین علوم و مقدمات فضل را در همان بشرویه، نزد آخوندی به نام ملا محمدحسن فرا گرفت و از همان دوران صباوت، شعلههای فروزان نبوغ ذاتی خود را عیان ساخت.
استاد در سال ۱۳۳۸ هجری قمری از بشرویه راهی مشهد مقدس شد تا جان تشنه خویش را از سرچشمههای فضل خراسان سیراب کند. او در مشهد از محضر استوانههای علم و ادب همچون ادیب نیشابوری، میرزا حسن سبزواری، حاج مرتضی آشتیانی و حاج شیخ مهدی خالصی کسب فیض نمود و در محضر تکتک این استادان بزرگ چنان خوش درخشید که به حق، ماه آن محافل علمی شد.
نبوغ شگفتانگیز او در همان ایام نوجوانی حیرت معاصران را برمیانگیخت. مرحوم محمود فرخ، از ادیبان و دانشمندان نامآور خراسان، خاطرهای شیرین از دوران طلبگی استاد نقل کرده و نوشته است که فروزانفر در سن چهاردهسالگی برای ادامه تحصیل به مشهد آمد؛ درحالیکه در همان سن، طلبهای بسیار فاضل محسوب میشد و طبع شعری روان داشت. روزی پدر وی از بشرویه به مشهد آمد و به منزل پدر محمود فرخ رفت تا درباره آینده تحصیلی این نوجوان با او مشورت کند. پدر فرخ برای سنجش عیار دانش او، چند سوال دشوار به زبان فارسی و عربی مطرح کرد و آن پسر با چنان پختگی و دقتی پاسخ داد که مایه شگفتی همگان شد. …