مدل هاتلینگ یکی از مدلهای اصلی رقابت در علم اقتصاد است. در دنیای رقابت ناقص، سه مدل بزرگ عبارتاند از برتراند، کورنو و هاتلینگ. برداشت رایج از مدل هاتلینگ این است: فروشندگان به سمت یکدیگر همگرا میشوند. این دقیقا همان چیزی بود که من هنگام تدریس کلیات علم اقتصاد بر آن تاکید میکردم. در مدل اصلی هاتلینگ، تمایز اغلب با مفهوم «مکان» توضیح داده میشود. وقتی مردم برای خرید کالا باید به فروشگاه من مراجعه کنند، فروشگاهم را کجا قرار دهم؟ اما میتوان این ایده را تعمیم داد و آن را به چیزی مانند نوع محصول یا کیفیت تبدیل کرد.
بهطور کلی، در مدل هاتلینگ واقعا دو نیرو همزمان عمل میکنند. شما میتوانید مکان خود را انتخاب کنید، اما میتوانید قیمت را نیز تعیین کنید و تعامل میان این دو، آنها را در جهتهای مخالف یکدیگر سوق میدهد. دورتر شدن از رقیب به شما اجازه میدهد از طریق تمایز، قیمت بالاتری تعیین کنید. نزدیکتر شدن به رقیب به شما امکان میدهد مصرفکنندگان بیشتری را جذب کنید، اما برای به دست آوردن این مصرفکنندگان باید قیمت خود را کاهش دهید. بیایید این را نیروی تمایز بنامیم؛ نیرویی که فروشندگان را به سمت تمایز از یکدیگر سوق میدهد. این نیرو به فروشندگان اجازه میدهد قیمت خود را افزایش دهند و به همین دلیل، انگیزهای برای دور شدن آنها از مرکز ایجاد میکند. بیایید بررسی کنیم که چه زمانی هر یک از این نیروها غالب میشود. مدل کلاسی
همانطور که معمولا کتب درسی اتفاق میافتد، نسخه آموزشی این مدل چند چیز را سادهسازی میکند. برای مثال، مککلاسکی در کتاب «نظریه قیمت کاربردی» مدلی را آموزش میدهد که در آن دو فروشنده مکان خود را در امتداد یک جاده انتخاب میکنند. همین. ساحلی را تصور کنید که مصرفکنندگان از یک انتها تا انتهای دیگر آن پراکندهاند. دو چرخدستی بستنیفروشی وجود دارد که بستنی خود را با قیمت یکسانی میفروشند. هر دو همان نوع بستنی را عرضه میکنند و هزینه تهیه بستنی برای هر دو نیز یکسان است. در این وضعیت، مصرفکنندگان صرفا به سمت چرخدستیای میروند که به آنها نزدیکتر است. …
































































