امریکا بهعنوان یک ابرقدرت، هژمونی خود را با قدرت نظامی، ابزارهای اقتصادی، ساختارهای بینالمللی طراحیشده، فناوریهای متنوع، سیطره اطلاعاتی و ائتلافهای کوچک و بزرگ در جهان و در تعاملات خود اعمال میکند. جنگ تحمیلی که با فریبکاری مذاکراتی از سوی امریکا شروع شد، پس از طی مراحل تکمیلی، در یک شوک کودتایی و فتنه و دو جنگ بازبینیشده، به نوعی از بازدارندگی در سقف و شدت درگیریها و حملات نظامی رسید و به دلایل زیادی، راهبردهای امریکا را با قفل و بنبست مواجه کرد.
این شرایط نظامی به معنای نادیده گرفتن قدرت نظامی امریکا نیست، بلکه در معادله جنگ و پاسخهای نامتقارن، امریکاییها آچمز شدهاند. به همین دلیل و با همان اهداف اولیه و راهبردی، برای براندازی یا تسلیمپذیر کردن ایران، جنگ اقتصادی و تحریم را به محاصره دریایی و اقدامات مختلکننده در مسیر تعاملات تجاری و بانکی گره زدند و ابزار نظامی خود را برای تحقق این اهداف و راهبرد جدید، هدفمند کردند.
محاصره دریایی که ماهیت جنگی دارد و تحریم و اختلال اقتصادی علیه ایران، رویکردی غیرقانونی و مصداق جرائم و جنایت جنگی است، باید برداشته شود. ترامپ و تیم او در کاخ سفید، با کریدورسازی در تنگه هرمز و تلاش مأیوسانه برای عبور کشتیهای نفتی و تجاری، به دنبال کاهش بحران اقتصادی و انرژی برای امریکا و شرکای غربی هستند و با راهبرد جدید فشار اقتصادی و محاصره دریایی، در پی معکوس کردن معادله شکستخورده در جنگ و پیروزیسازی در آستانه انتخابات کنگره امریکا هستند.
اگرچه از زبان مقامات رسمی نظامی و سیاسی ایران، معادله جدید نظامی با ماهیت و کارکردی جدید در حال اجراست و محاسبات امریکاییها را با شوک مواجه کرده است، اما این واکنشهای پرشدت و دقیق نظامی در پایگاههای امریکایی یا در قبال ناوگان دریایی امریکا، پاشنه آشیل اصلی امریکا را به مرز تابآوری … …































































































