قیمت طلا امروز




 حمل و نقل ریلی

 مجله پیوست / ۶ ساعت قبل

هوش مصنوعی و فروپاشی دو حصار؛ آینده‌ای که ابداً شبیه به گذشته نیست - پیوست

هر فناوری بزرگی در طول تاریخ، حداقل یک «حصار» را شکسته است؛ از کشاورزی که منجر به یکجانشینی انسان و ایجاد شهرها شد، تا موتور بخار که نه فقط نظام حمل و نقل و تولید، که در نهایت نظام اشرافیت و فئودالیسم اروپا را در هم ریخت تا شبکه‌های ارتباطی و اینترنت که هر روز
 هوش مصنوعی و فروپاشی دو حصار؛ آینده‌ای که ابداً شبیه به گذشته نیست - پیوست
هر فناوری بزرگی در طول تاریخ، حداقل یک «حصار» را شکسته است؛ از کشاورزی که منجر به یکجانشینی انسان و ایجاد شهرها شد، تا موتور بخار که نه فقط نظام حمل و نقل و تولید، که در نهایت نظام اشرافیت و فئودالیسم اروپا را در هم ریخت تا شبکه‌های ارتباطی و اینترنت که هر روز مرزهای جغرافیایی و بُعد مسافت را کم‌رنگ و کم‌رنگ‌تر کردند. هوش مصنوعی نیز نه تنها از این قاعده مستثنی نیست، بلکه سطحی متفاوت از تحول را به رخ همه ما خواهد کشید.

این روزها و در سایه‌ توسعه‌ بسیار سریع هوش مصنوعی، دو حصار و محدودیت در آستانه فروپاشی همزمان قرار گرفته‌اند که حتی در مترقی‌ترین نظریات اقتصادی و سیاسی نیز شکسته شدنشان چندان متصور نبود: حصار زبان و حصار جمعیت.

آنچه مساله‌ انقلاب صنعتی چهارم را از انقلاب‌های صنعتی پیشین متمایز می‌کند، سرعت و عمق تاثیرگذاری آن بر مفهوم «قدرت» است؛ تا جایی که رقابت بر سر توسعه هوش مصنوعی به عنوان یکی از فناوری‌های پیشران این دوره، رقابت قدرت‌های جهانی بر سر توسعه فناوری هسته‌ای و ساخت بمب اتم در سال‌های جنگ جهانی دوم را به ذهن متبادر می‌سازد.

در فضای مجازی، برخلاف جهان فیزیکی که ۲۰۰ کشور عضو سازمان ملل دارد، عملا تنها ۱۰ تا ۱۵ کشور حضور موثر دارند؛ حضوری که نه صرفا مرهون تولید محتوا، که وامدار پلتفرم‌های بومی است. اما هوش مصنوعی، طی کمتر از ۵ سال آینده، حصار زبان را برخواهد چید؛ نه فقط زبان محاوره، که حتی زبان‌های برنامه‌نویسی جدید را نیز بی‌اثر خواهد کرد. این یعنی ما امروز فرزندانمان را برای یادگیری مهارت‌هایی تشویق می‌کنیم که فردا دیگر مصداق «سواد» نیستند. همچون سال ۲۰۰۰ که دانش استفاده از رایانه، تعریف سنتی سواد را تغییر داد، اکنون باید از خود بپرسیم که «۱۰ سال دیگر، فرزند ما دقیقا به چه سوادی نیاز دارد؟».

موازی با زبان، حصار دوم یعنی جمعیت نیز در حال فروپاشی است. سال ۲۰۰۶، فرید زکریا در تحلیل رقابت چین و آمریکا، جمعیت را یکی از عوامل تعیین‌کننده برشمرد: ژاپن با حدود ۱۲۸ میلیون نفر نتوانست در برابر آمریکای ۳۰۰ میلیون‌نفری قد علم کند، اما چین با جمعیت حدود ۱.۳ میلیارد نفری، معادله را تغییر داد.

اما هوش مصنوعی، اکنون پارادایم «یونیکورن‌های یک‌نفره» را به‌عنوان یک روند جدی در ادبیات سرمایه‌گذاری جهان مطرح کرده است. نمونه‌های عینی این پدیده را می‌توان در شرکت‌هایی دید که با کمتر از ۱۰ یا ۱۵ نفر، به ارزش‌آفرینی میلیاردی دست یافته‌اند. برخی گزارش‌ها نشان می‌دهند که استارت‌آپ‌های موفق مبتنی بر هوش مصنوعی، به‌طور میانگین در عرض ۱۱.۵ ماه به درآمد یک‌میلیون دلاری رسیده‌اند؛ رقمی که برای سریع‌ترین شرکت‌های نرم‌افزاری در اوج رونق اشتراک‌گذاری، حدود ۴ ماه بیشتر زمان می‌برد. این یعنی مزیت رقابتی مبتنی بر جمعیت انبوه، به‌سرعت در حال بی‌رنگ شدن است. در دنیای پیش رو، ارتباط خلق ثروت و جمعیت، همانند دنیای امروز نخواهد بود. ابزارهای هوش مصنوعی، کارگرهای جدید بازار هستند و هزینه‌های تولید و خدمات و حتی ماموریت‌های نظامی با روش‌های دیگری مستقل از نیروی انسانی تعریف خواهند شد.

اگر بخواهیم جدی بودن این موج را از بیرون بسنجیم، کافی است به سیاست‌گذاری‌های آژانس پروژه‌های تحقیقاتی پیشرفته دفاعی ایالات متحده (DARPA) یا تشکیل یگان X در پنتاگون نگاه کنیم. قدرت‌های جهانی، هوش مصنوعی را در گام نخست، یک مساله دفاعی-امنیتی می‌بینند و هرگونه تاخیر در ورود به این عرصه برای ایران، هزینه‌های جبران‌ناپذیری به همراه خواهد داشت.

حال سوال اینجاست: در چنین شرایطی، نقش حاکمیت چیست؟

فراتر از مساله‌ی سرمایه‌گذاری، خلا جدی امروز، رسیدن به فهم مشترک از واقعیتی است که در جهان امروز با آن مواجهیم. اینکه برخی از چهره‌های تاثیرگذار کشور درک درستی از واقعیت وب ۲ و وب ۳ و تفاوت آن با فضای وب ۱ در حوزه‌های نظامی، امنیتی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی نداشته باشند مهم‌ترین مانع اجماع بر امر توسعه و الگوی صحیح پیشرفت است. مسئولی که نتواند بین سیاست‌گذاری در پتروشیمی، پوشاک، غذا و فین‌تک پس از گذشت ربعی از قرن حاضر تمیز قائل شود، یا برای مثال نتواند نسبت استفاده از سیستم‌عامل‌های تلفن همراه در اختیار ایالات متحده و راهبری اف ۳۵ها یا معضلات اقتصادی درونی خود را درک کند، گزینه‌ خوبی برای راهبری ایران به سوی آینده در حوزه‌ فناوری‌هایی همچون هوش مصنوعی هم نیست.

پس از اجماع نخبگان بر امر توسعه، آن چه ضرورت دارد، گفتمان‌سازی مواجهه با مظاهر انقلاب صنعتی چهارم و به ویژه هوش مصنوعی و سیاست کلان کشور در این حوزه است. شرایط داخلی و خارجی ایران به گونه‌ای نیست که بخواهیم یا بتوانیم صرفا به دنبال پیش‌بینی و تعقیب روندها باشیم، بلکه چاره‌ای جز به دست گرفتن ابتکار عمل و روندسازی در منطقه و یا حتی فراتر از آن نداریم. باید تصویر روشنی از ایران در پنج سال آینده ترسیم کنیم؛ همان‌گونه که برای مثال اتحادیه اروپا برای توسعه زیرساخت خودروهای برقی، بخش اعظم سیاست‌های حمل‌ونقل درون شهری خود را بازتعریف کرده است.

این گفتمان‌سازی، یک وظیفه همگانی است؛ از دولت تا جامعه، از صنعت فولاد و مس تا بانکداری و آموزش. ما باید این باور را ایجاد کنیم که نسبت ما و هوش مصنوعی، بیش از آن که یک پروژه تحقیق و توسعه‌ی معمولی باشد، چیزی شبیه اجبار به عبور از «سیاره‌ میلر» فیلم «میان ستاره‌ای» کریستوفر نولان است: سیاره‌ای که هر یک ساعت آن در زمین معادل هفت سال بود و رشته‌کوه‌هایی که در دوردست مشاهده می‌شدند، در واقع سونامی‌هایی به ارتفاع هزار و ۲۰۰ متر بودند که با سرعتی وحشتناک به ساکنان نزدیک می‌شدند. بنابراین نمی‌توان ایستاد و تماشا کرد، بلکه باید تمهید و تمرین زیست در شرایط جدید را آغاز نمود.

علاوه بر شناخت و گفتمان سازی صحیح، دولت باید مهم‌ترین سرمایه‌گذار و تسهیل‌گر توسعه این حوزه باشد، اما نه به‌سبک سنتی صدور مجوز و پروژه‌های تشریفاتی؛ بلکه با رویکردی شبیه به آنچه «دولت کارآفرین» نامیده می‌شود. واقعیت تلخ آن است که هزینه‌های ورود به این عرصه برای بخش خصوصی ایران، به‌سادگی قابل تامین نیست. مثلا تصور اینکه سفارشی شبیه به سفارش سال ۲۰۲۳ اوپن ای آی به ان‌ویدیا برای تحویل ۳۰۰ هزار واحد پردازنده گرافیکی امکان پذیر باشد، حتی برای دولت نیز در شرایط کنونی سنگین است.

هرچند برنامه‌ریزی ایران برای سرمایه‌گذاری ۱.۶۸ میلیارد دلاری در حوزه اقتصاد دیجیتال و هوش مصنوعی گامی رو به جلو است، اما فاصله ما حتی با رقبای منطقه‌ای نیز همچنان قابل تامل است. بنابراین بهترین راهکار، تجمیع توانمندی‌ها، بهره‌گیری از ظرفیت تاسیس سازمان ملی هوش مصنوعی، صندوق توسعه ملی و واگذاری پیاده‌سازی به بخش خصوصی، همزمان با بازتعریف نقش دولت از یک مداخله‌گر صرف به شریکی فعال است.

برنامه هفتم پیشرفت، دولت را مکلف به اجرای «برنامه ملی توسعه هوش مصنوعی قابل اعتماد و پایدار» کرده و محورهایی چون توسعه زیرساخت‌های پردازشی، حکمرانی داده، و تربیت ۵۰۰ هزار نیروی ماهر در حوزه اقتصاد دیجیتال را در دستور کار قرار داده است. باید در هر صنعت، برنامه اقدام بازتعریف بر اساس فناوری‌های نوین مخصوص به همان صنعت و شرایط ویژه‌ی ایران را ترسیم کنیم و بپرسیم: «در استفاده از هوش مصنوعی، کجای این نقشه قرار داریم؟». به‌عنوان نمونه عملی، ابزاری همچون DHL Logistics Trend Radar  که از سال ۲۰۱۲ با هدف رصد تحولات فناورانه در صنعت لجستیک منتشر می‌شود، نشان می‌دهد که چگونه می‌توان با یک چارچوب نظام‌مند، تاثیر هوش مصنوعی بر یک صنعت را ارزیابی کرد.

در پایان باید گفت جامعه ایران، با وجود هزینه‌های تاریخی‌ که پرداخت نموده، همواره ثابت کرده که ظرفیت احیا و انطباق با پدیده‌های نوظهور همراه با حفظ اصالت خود را داشته است. هوش مصنوعی، نظم نوین جهانی را رقم خواهد زد. موفقیت ایران در این گذار، نه در شعار، که در اقدام جمعی، سرمایه‌گذاری هوشمندانه دولتی با تکیه بر ظرفیت‌های موجود و مهم‌تر از همه، درک عمیق از این حقیقت است که حصارها در حال فروپاشی‌اند و زمان، کمیاب‌ترین منبع ماست. از همین امروز باید این موج را شناخت و برای آن برنامه ریخت. وگرنه، تاریخی شبیه عصر خلق سلاح‌های گرم و ماشین بخار، بار دیگر تکرار خواهد شد و ما باز هم مانند دو سده‌ گذشته در معرض خطر استعمار خارجی و تاخت و تاز بی‌مهابای ابرقدرت‌ها قرار خواهیم گرفت.







دوشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۵ - 24 August 2026