صحبت درباره خرید خانه، برنامه مدرسه بچهها، قبضها، کارهای روزمره و مشکلات زندگی کاملاً طبیعی است. مشکل زمانی شروع میشود که تقریباً تمام ارتباط زن و شوهر به همین موضوعات محدود شود و دیگر جایی برای صحبت درباره احساسات، آرزوها، نگرانیها، خاطرات یا حتی اتفاقات ساده روزمره باقی نماند.
وقتی گفتوگو فقط درباره وظایف زندگی است
زندگی مشترک مجموعهای از مسئولیتهاست و طبیعی است که بخش زیادی از صحبتهای زوجها درباره همین مسئولیتها باشد. اما رابطه عاطفی به چیزی بیشتر از هماهنگ کردن کارهای روزانه نیاز دارد.
وقتی زن و شوهر فقط درباره اینکه چه کسی بچه را به مدرسه ببرد، چه چیزی برای شام خریداری شود یا چه قبضی باید پرداخت شود صحبت میکنند، ممکن است ارتباط آنها به مرور بیشتر شبیه همکاری برای اداره یک خانه شود تا رابطهای میان دو شریک عاطفی.
این اتفاق الزاماً به معنای از بین رفتن عشق نیست، اما میتواند نشانهای باشد که رابطه نیاز به توجه بیشتری دارد. چرا زوجها بعد از چند سال کمتر با هم حرف میزنند؟
یکی از دلایل مهم، گرفتار شدن در روزمرگی است. در سالهای اول رابطه معمولاً زوجها زمان زیادی را صرف شناخت یکدیگر میکنند؛ درباره گذشته، علایق، آینده، ترسها و آرزوهایشان حرف میزنند.
اما با گذشت زمان، بسیاری از زوجها تصور میکنند دیگر یکدیگر را به خوبی میشناسند. از طرف دیگر، کار، فرزند، مسئولیتهای مالی و خستگی روزانه فرصت گفتوگو را کمتر میکند.
گاهی نیز تلفن همراه و شبکههای اجتماعی بخشی از زمانی را که میتوانست به گفتوگوی دونفره اختصاص پیدا کند، به خود اختصاص میدهند.
آیا کم شدن حرفها همیشه نشانه مشکل است؟
نه. میزان صحبت کردن افراد با یکدیگر به شخصیت، شرایط زندگی و سبک ارتباطی آنها بستگی دارد. بعضی زوجها ذاتاً کمحرفتر هستند و ممکن است با وجود گفتوگوی کمتر، احساس نزدیکی زیادی داشته باشند.
آنچه اهمیت دارد کیفیت ارتباط و احساس زوجین از رابطه است. …


























































































































































