در چنین وضعیتی، وظیفه وزارت امور خارجه صرفاً توضیح شرایط یا پیگیری سیاسی موضوع نیست؛ باید همزمان برای کاهش آثار اقتصادی آن نیز کار کرد. شاید مهمترین درس این دوره همین باشد: در شرایط بحران، دیپلماسی اقتصادی بیش از آنکه هنر انعقاد قراردادهای جدید باشد، هنر باز نگه داشتن مسیرهاست؛ مسیری که گاهی ورود یک کالای اساسی است، گاهی حرکت یک کامیون، گاهی یک کانال بانکی و گاهی رابطهای سیاسی که باید در لحظه مناسب برای حل یک مسأله اقتصادی به کار گرفته شود.
ممکن است از بیرون تأمین یک کالای اساسی فرآیند نسبتاً سادهای به نظر برسد: دستگاه مسئول، نیاز کشور را اعلام میکند، فروشندهای پیدا میشود، خرید صورت میگیرد و کالا وارد کشور میشود. در عمل، بهویژه در شرایط تحریم و بحران، موضوع پیچیدهتر است.
فروشنده باید آمادگی معامله داشته باشد؛ مسیر پرداخت باید وجود داشته باشد؛ بانکهای درگیر باید بتوانند عملیات را انجام دهند؛ درباره اسناد، حمل، بیمه و تحویل توافق شود؛ دستگاههای داخلی تصمیمهای لازم را در زمان مناسب اتخاذ کنند و در مواردی نیز دولت طرف خارجی اطمینان لازم را برای ادامه معامله فراهم کند. …














































