جغرافیای جنوبی، از ابتدای این جنگ، چونان قالیِ عجمیِ کشیدهشده مینماید: اگر یک نخ از آن کشیده شود، نه تنها آن نخ ناپدید میشود، بلکه تمام بافت آغاز به آشفتگی میکند.
بهدور از تشدید نظامی و پیامدهای امنیتی و تهدید مستمر اسرائیل، پایداری افسانهایِ موقعیت «علی طاهر» این پرسش را پیش روی اهل فرهنگ و اندیشه در لبنان و جهان عرب مینهد که:
آیا میتوان خاطرهی مقاومت را از وضعیتی نظامی و وابسته به جنگ، به خاطرهای ملی تبدیل کرد که معنای پایداری را حفظ کند، بیآنکه کشور در بند تفرقههای طایفهای و وفاداریهای خارجی اسیر بماند؟
فضای مسموم حاکم بر کشور نمیتواند پاسخی برای این پرسش فراهم آورد که بنیادِ روحیۀ ملیِ فراگیری را بگذارد؛ زیرا عملکرد دولت در یک وادی است و جنوب و مردمش در وادی دیگر... در این شرایط چارهای نیست جز آنکه پاسخ را به خاکِ تنهای آن، به تفنگِ تنها و به خودِ تو ای خوانندۀ عزیز بسپاریم تا این دورِ باطل و گردابی را بشکنیم که اشغالگر از همان گام نخستِ ورودش به این سرزمینِ مبارک و این کوههای سرفراز، پیش روی لبنانیها گشوده است. اگر کوههای جهان بر روی نقشهها و در دفترها نامی دارند، کوهها و تپههای جنوب نامی دیگر دارند؛ نامِ اولیا، نامِ شهدا، نامِ نبردها و کمینها، و همگیشان نامهایی گوناگون و متعدد برای ارادهای است که شکستناپذیر است.
در میان این نامها، «علی طاهر» چون جملهای تمامعیار برمیایستد: اینجا صبرِ رزمندگان است، اینجا سرِ فرود نیاوردند، اینجا آموختند که زمین ملکِ صرف نیست، و جغرافیا فضایی خنثی نیست، بلکه خاطره است و حکایت و موضع، و شهروندانی که آرزو دارند بر خاک خود زندگی کنند و فرزندانشان را چون دیگر مردمان پرورش دهند.
از مقام تا موضع …














































