در نگاه نخست، پاسخ روشن است. اودیسئوس میخواهد به ایتاکا، به پنهلوپه و به پسرش تلهماخوس بازگردد. اما نولان به تدریج معنای «بازگشت» را از جغرافیا جدا میکند و آن را به یک مسئله انسانی تبدیل میکند. خانه دیگر صرفاً یک مکان نیست؛ خانه تبدیل میشود به خاطرهای که انسان در طول سالهای دوری، آن را در ذهن خود ساخته است. بنابراین مسئله اودیسئوس فقط رسیدن نیست؛ مسئله این است که پس از بیست سال جنگ، فقدان، خشونت و سرگردانی، آیا هنوز امکان زیستن در همان خانه سابق وجود دارد؟
این همان نقطهای است که «ادیسه» از یک فیلم ماجراجویانه فراتر میرود. قهرمانی که از جنگ برمیگردد
در بسیاری از روایتهای کلاسیک، قهرمان کسی است که از خطر عبور میکند و پیروز بازمیگردد. اما نولان به این تعریف ساده از قهرمانی رضایت نمیدهد.
اودیسئوسِ مت دیمون، بیش از آنکه یک فاتح باشد، مردی است که هزینه فاتح بودن را پرداخته است.
این تفاوت بسیار مهم است.
او از جنگ تروآ پیروز بیرون آمده، اما پیروزی برایش چیزی شبیه شکست است. ده سال جنگ و ده سال سرگردانی، او را از آن انسانی که روزی ایتاکا را ترک کرد، دور کرده است. نولان در اینجا یکی از مضامین همیشگی سینمای خودش را به جهان هومر وارد میکند: انسان در مسیر رسیدن به هدف، چیزی از خودش را از دست میدهد. …




























































































































