البته فقط پای یک شرکت هواپیمایی در میان نیست. وزارت راه و شهرسازی و سازمان هواپیمایی کشوری هم باید توضیح دهند که چرا کوتاهتر شدن مسیر، هیچ اثری بر قیمت بلیت نگذاشته است. وقتی یک تغییر به نفع ساختار هزینه ایرلاینها رخ میدهد اما نتیجهاش برای مسافر صفر است، نهاد ناظر باید بداند این منفعت دقیقاً در کدام سمت بازار باقی مانده است. اما ماجرای پرواز تهران - دبی به همینجا ختم نمیشود. قیمت بیزینسکلاس ایرانایرتور، بخش عجیبتر این داستان است.
در برخی تاریخها، اختلاف میان اکونومی و بیزینس این ایرلاین به بیش از شش برابر رسیده است. مثلا در ۲۲ تیر، بلیت اکونومی تهران - دبی حدود ۱۱ میلیون و ۹۶۷ هزار تومان قیمت داشته، در حالی که بیزینس همان پرواز ۷۴ میلیون و ۴۳۴ هزار تومان فروخته شده است. یعنی بیش از ۶.۲ برابر.
در ۳۰ تیر هم اکونومی حدود ۱۱ میلیون و ۹۹۳ هزار تومان بوده و بیزینس به ۷۵ میلیون و ۱۲۰ هزار تومان رسیده است، باز هم بیش از شش برابر. پنجم مرداد نیز بلیت اکونومی ۱۹ میلیون تومان و بیزینس حدود ۶۵ میلیون تومان قیمت داشته است.
ماجرا فقط به اعداد بزرگ ختم نمیشود. سؤال مهم این است که مسافر در برابر این اختلاف چند ده میلیونی، دقیقاً چه خدماتی دریافت میکند؟
برای درک بهتر ماجرا، میتوان به تجربه ماهان در همین مسیر پیش از توقف فعالیتش نگاه کرد. در یک نمونه، بلیت اکونومی ماهان حدود ۲۰ میلیون و ۳۶۶ هزار تومان و بیزینس آن ۵۳ میلیون و ۳۴۸ هزار تومان بوده؛ یعنی بیزینس حدود ۲.۶ برابر اکونومی.
…








































