قرآن کریم در آیه ۵ سوره حشر در ماجرای بنینضیر به رخدادی اشاره میکند که از یک منظر، نمونهای قابل تأمل از همین منطق است؛ جایی که بخشی از نخلهای متعلق به بنینضیر قطع شد و این اقدام در چارچوب مقابله با یک جریان متخاصم و محاصرهشده صورت گرفت.
ماجرا به سال چهارم هجری بازمیگردد؛ زمانی که بنینضیر، یکی از قبایل یهودی ساکن مدینه در پی نقض پیمان و شکلگیری توطئهای علیه پیامبر اکرم(ص) در برابر مسلمانان قرار گرفت. بنا بر گزارشهای تاریخی، پس از آشکار شدن توطئه، آنان به استحکامات خود پناه بردند و در قلعههایشان سنگر گرفتند.
در این شرایط، مسئله فقط یک رویارویی نظامی نبود. بنینضیر از امکانات و منابع اقتصادی قابل توجهی برخوردار بودند و نخلستانها بخشی مهم از ظرفیت اقتصادی آنان محسوب میشد. بنابراین، فشار بر این ظرفیت میتوانست معادله محاصره را تغییر دهد.
قرآن کریم درباره قطع برخی از نخلها میفرماید:«مَا قَطَعْتُمْ مِنْ لِینَةٍ أَوْ تَرَکْتُمُوهَا قَائِمَةً عَلَیٰ أُصُولِهَا فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَلِیُخْزِیَ الْفَاسِقِینَ»یعنی: «هر درخت خرمایی را که قطع کردید یا آن را بر ریشههایش باقی گذاشتید، به اذن خدا بود و برای آن بود که نافرمانان را خوار و رسوا کند.»
این آیه نکته مهمی دارد؛ قرآن اصل این اقدام را در چارچوب شرایط آن رویارویی تأیید میکند و نشان میدهد که در رویارویی با جریان متخاصم، تنها ابزار نظامی مطرح نیست. گاهی تغییر محاسبات اقتصادی و از بین بردن بخشی از توان مادی طرف مقابل، میتواند معادله یک نبرد را تغییر دهد.
اما نکته مهمتر اینجاست که نخل برای بنینضیر تنها یک درخت نبود. نخلستان بخشی از زندگی، تولید و ثروت آنان بود. بنابراین فشار بر این منبع، معنایی فراتر از یک اقدام تاکتیکی داشت؛ پیام آن روشن بود که استحکامات و دیوارهای بلند، بدون پشتوانه اقتصادی، نمیتوانند برای همیشه یک جریان متخاصم را حفظ کنند.
این … …






























