در تاریخ ادبیات معاصر ایران، طنز تنها ابزاری برای خنده و سرگرمی نبوده است، بلکه سلاحی برنده در دستانِ هنرمندانی بوده که دردهایِ مزمنِ جامعه را با زبانِ نیشوکنایه روایت میکردند. در این میان، نام «سید غلامرضا روحانی» ملقب به «اجنه»، همچون ستارهای در آسمان فکاهیسراییِ مردمی میدرخشد. او که از سوی محمدعلی جمالزاده به عنوان «رئیس طایفه فکاهیسرایان» لقب گرفت، توانست با عبور از چارچوبهای سخت و رسمیِ ادبیات کلاسیک، به درونِ کوچهوبازار نفوذ کند و زبانِ مردمِ عادی را به زبانِ شعر و مطبوعات تبدیل سازد.
سید غلامرضا روحانی در ۲۱ اردیبهشت ۱۲۷۶ خورشیدی در مشهد چشم به جهان گشود. اگرچه پیوندِ او با خاکِ خراسان و معنویتِ آن دیار همواره در ضمیرش باقی ماند، اما تقدیر، فعالیتهای حرفهای و حیاتِ ادبی او را به تهرانِ پرهیاهو پیوند زد. تهرانِ آن دوران، بستری بود برای تحولاتِ عمیق سیاسی و اجتماعی؛ فضایی که برای یک ناظرِ تیزبین، همچون روحانی، فرصتی طلایی برای تحلیلِ وضعیتِ معیشتی و فرهنگیِ مردم فراهم میآورد. هیئت تحریریه مجله توفیق در اواخر دهه ۴۰
تصویر غلامرضا روحانی در ردیف سوم قابل مشاهده است
ورودِ او به محافل ادبی از سنین نوجوانی (۱۲ سالگی) نشان از ذوقِ سرشار و روحِ ناآرامِ او داشت. او در عصری قلم زد که مطبوعات به عنوان رکن چهارم دموکراسی در ایران، هنوز در مرحله گذار بودند. روحانی بهتدریج توانست با حضور در روزنامهها و مجلاتِ فکاهیِ وقت، جایگاهِ خود را به عنوان صدایی متفاوت و دلسوز تثبیت کند. این فعالیتِ مستمر تا آخرین روزهای حیاتش در ۸ شهریور ۱۳۶۴ در تهران ادامه یافت و او را به یکی از پرکارترین شاعرانِ دورانِ خود تبدیل کرد.
قلمی به وسعتِ کوچه و بازار، میراثی که ضربالمثل شد …



























