این تهدید در ظاهر، نمایش دیگری از قدرتنمایی و کاربرد «مشت آهنین» برای تأمین امنیت است؛ اما در لایههای پنهانتر، نشانهای از تحولی معنادار در روایت امنیتی رژیم صهیونیستی به شمار میرود. رژیمی که پیشتر از نابودی ایران و مقاومت سخن میگفت، اکنون دامنه ادعایی تهدید را تا تشکیلات خودگردان فلسطین کوچک کرده است؛ تشکیلاتی که اساساً در کارنامه خود، نه بهعنوان تهدیدی علیه اسرائیل، بلکه بهعنوان یکی از مهمترین بازیگران سازشکار شناخته میشود. تهدیدسازی از یک بازیگرِ بیتهدید
نگاهی به عملکرد تشکیلات خودگردان، بهویژه در دوران محمود عباس، نشان میدهد این نهاد نهتنها در قامت تهدیدی امنیتی برای رژیم صهیونیستی ظاهر نشده، بلکه در چارچوب مناسبات سازش، بارها در هماهنگی با آمریکا و اسرائیل حرکت کرده و حتی عملیاتهای استشهادی فلسطینیها را محکوم کرده است. از همین رو، نسبت دادن طراحی احتمالی یک «هفتم اکتبر دیگر» به تشکیلات خودگردان، بیش از آنکه با واقعیتهای میدانی سازگار باشد، نیازمند جستوجوی ریشهای سیاسی و انتخاباتی است.
البته این ادعا میتواند پوششی برای توجیه اشغالگری، توسعه شهرکسازی و تشدید فشار بر فلسطینیان در کرانه باختری و قدس نیز باشد؛ اقدامی که با امنیتیسازی شهرکها، میکوشد شهرکنشینان را زیر چتر دفاعی رژیم صهیونیستی قرار داده و در برابر انتقادهای جهانی، بهویژه اعتراضهای اروپایی، برای سیاست شهرکسازی مشروعیت بتراشد. …
























































































































