این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
وقف، یکی از ماندگارترین اشکال مشارکت اجتماعی ایرانیان در ساختن آینده جامعه است؛ سنتی که نسلهای گذشته، بخشی از دارایی خود را برای رفع نیازهای عمومی و ماندگار جامعه اختصاص دادند تا منافع آن در طول زمان استمرار پیدا کند. اما اگر وقف قرار است همچنان پاسخگوی نیازهای جامعه امروز باشد، باید بتواند خود را با نیازهای جدید نیز تطبیق دهد. امروز نیاز جامعه فقط ساخت یک مسجد یا مدرسه نیست؛ توسعه زیرساخت آموزشی، درمانی، ورزشی، فرهنگی، فناوری، اشتغال و سایر خدمات عمومی نیز به منابع پایدار نیاز دارد. در چنین شرایطی، قانونگذار در برنامه هفتم توسعه یک ظرفیت مهم ایجاد کرده است؛ بند «خ» ماده۲۰ که میتواند میان خیرین، بنگاههای اقتصادی و پروژههای عمومی پیوند ایجاد کند. حکمی که اگر بهدرستی اجرا شود، میتواند منابع غیردولتی را به سمت پروژههای تملک داراییهای سرمایهای هدایت و برای مشارکتکنندگان، مشوق مالیاتی ایجاد کند. اما در هفته وقف، یک پرسش جدی باید مطرح شود:آیا ما از ظرفیتهای جدید برای توسعه فرهنگ خیر و وقف استفاده کردهایم؟
اطلاعات اولیه حاکی از آن است که بند «خ» ماده۲۰ در کشور هنوز به یک الگوی موفق و قابل اتکا تبدیل نشده و در خراسان رضوی نیز تاکنون حتی یک پروژه از این مسیر به سرانجام نرسیده است. اگر این اطلاعات در بررسی رسمی دستگاههای مسوول تایید شود، با یک تناقض جدی روبهرو هستیم و آن اینکه از یکسو از ضرورت گسترش فرهنگ وقف و مشارکت اجتماعی سخن میگوییم و از سوی دیگر، ظرفیت قانونی جدیدی که میتواند مشارکت خیرین را به پروژههای توسعهای پیوند بزند، عملا بلااستفاده مانده است. شاید یکی از مهمترین موضوعاتی که باید در هفته وقف مورد توجه قرار گیرد، همین تغییر نگاه باشد. وقف یک سرمایه اجتماعی ماندگار است؛ اما سرمایه اجتماعی زمانی بیشترین اثر را دارد که با نیازهای واقعی جامعه پیوند بخورد. …

































































