نایین، شهری در حاشیه کویر مرکزی ایران، از آن شهرهایی است که تاریخ در آن نه فقط در کتابها که در گذرها، مسجدها، قناتها، بازارها و خانههایش زندگی میکند. هسته تاریخی شهر نایین بر پایه شواهد، پیشینهای کهن دارد و در درازای زمان، هنر و معماری و فرهنگ ایرانی را در خود نگاه داشته است. مسجد جامع نایین از بناهای مهم معماری نخستین دوره اسلامی در ایران است و نارینقلعه، خانه پیرنیا، بازار تاریخی و سازههای مرتبط با نظام آبرسانی، هرکدام بخشی از حافظه این شهر را روایت میکنند.
نایین را باید از شهرهایی دانست که جغرافیا در شکلگیری فرهنگش نقش تعیینکننده داشته است. در سرزمینی کمآب، انسان ایرانی ناچار بوده با طبیعت گفتوگو کند؛ قنات بسازد، آب را ذخیره کند، خانه را با اقلیم هماهنگ سازد و از محدودیت، زیبایی و تمدن بیافریند. از همین رو معماری نایین تنها مجموعهای از بناهای کهن نیست؛ سندی است از چگونگی زیستن انسان در یکی از دشوارترین اقلیمهای ایران.
سوی دیگر این روایت، گوریس است؛ شهری در استان سیونیک ارمنستان که خود یکی از نقاط مهم در جغرافیای تاریخی قفقاز به شمار میرود. شهر گوریس در سال 1898 میلادی
پیشینه سکونت در منطقه گوریس به دوران بسیار دور بازمیگردد و آثار باستانی و سکونتگاههای صخرهای پیرامون شهر، از تاریخی طولانی حکایت دارند. شهر امروزی گوریس در قرن نوزدهم شکل گرفت و با معماری منظم، خانههای سنگی، دروازههای قوسی و پیوند کمنظیر میان معماری و چشمانداز طبیعی، یکی از نمونههای ارزشمند شهرسازی تاریخی ارمنستان محسوب میشود.
گوریس همچنین در مسیرهای تاریخی منطقه قرار داشته و در دورههایی، بخشی از شبکه ارتباطی و تجاری میان سرزمینهای قفقاز و ایران بوده است. موقعیت جغرافیایی آن، در کنار میراث معماری و طبیعی، به شهر هویتی داده که در آن راه، فرهنگ و خاطره همواره در کنار یکدیگر حرکت کردهاند. شاید از همین منظر است که نام «نایین» در «گوریس» معنایی فراتر از یک نامگذاری پیدا میکند.
دو شهر با دو اقلیم گونهگون، یکی در سکوت کویر مرکزی ایران و دیگری در میان کوهستانهای سنگی سیونیک؛ یکی با معماری خشتی و قنات و بادگیر و دیگری با خانههای سنگی و صخرههای شگفتانگیز. ولی هر دو، شهرهایی هستند که طبیعت را نه مانع، بلکه بخشی از فرهنگ و معماری خود کردهاند. این شباهتهای پنهان، شاید مهمتر از تفاوتهای آشکار باشند. شهر گوریس
نامگذاری یک خیابان به نام «نایین» در گوریس، از این منظر میتواند فرصتی باشد برای آن که شهرها را نه فقط به عنوان واحدهای اداری، بلکه به عنوان راویان حافظه فرهنگی ملتها ببینیم.
در جهان امروز که مرزهای سیاسی گاه میان انسانها فاصله ایجاد میکنند، فرهنگ میتواند راه دیگری برای نزدیکشدن پیدا کند؛ از راه یک اثر هنری، یک کتاب، یک موسیقی، یک معماری یا حتی نام یک خیابان؛ و چه زیباست که نام یک شهر ایرانی، در شهری تاریخی در قفقاز، بر تابلویی بنشیند و به رهگذری که شاید هیچگاه نایین را ندیده، یادآوری کند که پشت این نام، قرنها زندگی، هنر، معماری، سفر و خاطره جای گرفته است. فرش بافی شهر گوریس
خیابان نایین در گوریس، اگر به درستی روایت و معرفی شود، میتواند بیش از یک نشانه شهری باشد؛ میتواند نقطهای برای آغاز یک روایت مشترک باشد و میان انسانهای دو سرزمین، پلی بسازد.
شاید ارزش واقعی این اتفاق، نه در طول دو کیلومتری خیابان نایین در گوریس، که در جهان اندیشه میان دو جامعه فرهنگی باشد.
* کنشگر حوزه فرهنگ و هنر کد مطلب 6922783































































