بابک قاسمزاده مدیر سرمایهگذاری صندوق صنم، در گفتوگو با برنامه «صندوقچه» ضمن تشریح فلسفه شکلگیری این صندوقها، ظرفیت رشد فراصندوقها در بازار سرمایه ایران را بررسی و تأکید کرد توسعه ابزارهای سرمایهگذاری و عملکرد موفق این صندوقها میتواند زمینهساز افزایش استقبال سرمایهگذاران و نهادهای مالی از فراصندوقها باشد.
بخشهایی از دیدگاه بابک قاسمزاده مدیر سرمایهگذاری صندوق صنم را درباره روند فعالیت فراصندوقها که در گفتوگو با برنامه «صندوقچه» ارائه شده، در ادامه بخوانید:
«صندوق در صندوقها» بر اساس چه نیازی به وجود آمدهاند و در حال حاضر با چه کیفیتی به فعالیت خود ادامه میدهند؟
با توجه به اینکه بازار سرمایه ایران رو به رشد است و در سالیان اخیر تعداد و تنوع ابزارهای این بازار بسیار زیاد شده است، نیاز به صندوقهایی از نوع «صندوق در صندوق» شکل گرفت. به چه صورت؟ با یک مثال خدمتتان عرض میکنم. ببینید، ما همین الان در بازار چند صد سهم مختلف داریم. صندوقهای سهامی شکل گرفتهاند تا بتوانند از میان این سهمها یک پرتفوی بهینه بچینند. به تبع آن، تعداد صندوقها هم رو به افزایش بوده است. همین الان که در خدمت شما هستیم، بیش از ۲۰۰ صندوق سهامی در بازار داریم؛ اعم از صندوقهای اهرمی، بخشی، بزرگ، تضمین اصل سرمایه، مختلط و انواع متنوع دیگر صندوقها. بیش از ۵۰ صندوق کالایی داریم؛ اعم از طلا، نقره، زعفران و... . بیش از ۱۶۰ صندوق سرمایهگذاری در اوراق با درآمد ثابت داریم. تعدادی صندوق املاک و مستغلات داریم، صندوق انرژی هم داریم و صندوقهای دیگر. هرچه تنوع این صندوقها بیشتر میشود، نیاز به یک مدیر متخصص که بتواند از میان این صندوقهای مختلف، پرتفوی بهینهای از کلاسهای مختلف دارایی تشکل دهد، بیشتر می شود. در واقع، مزیت «صندوق در صندوقها» نسبت به صندوقهای دیگری که روی یک حوزه تمرکز میکنند، این است که میتواند یک پرتفوی متنوع از داراییهای مختلف داشته باشد. این مزیتی است که مختص این صندوقهاست و من فکر میکنم هرچه ابزارهای ما در بازار، در کلاسهای مختلف دارایی، بیشتر شود، نیاز به صندوقهایی از نوع «صندوق در صندوق» هم بیشتر خواهد شد.
در حال حاضر چند صندوق در صندوق فعال در بازار داریم تعدادی هم در مسیر فعالسازی هستند. به نظر شما، با توجه به تعداد صندوقهای فعال در حوزه سهام و کالا، جایگاه واقعی «صندوق در صندوقها» در بازار سرمایه ایران چیست؟
در حال حاضر تعداد «صندوق در صندوقها» کم است و این نوع از صندوقها ارزش معاملات پایینی دارند، میزان سرمایهای که مدیریت میکنند هم کوچک است. اما با توجه به تنوع ابزارهایی که در بازار ما در حال شکلگیری است، می توان در آینده بهبود وضع آنها بیشتر امیدوار بود. به هر حال ما ۶ سال قبل صندوقهای اهرمی را نداشتیم، صندوقهای بخشی را به این شکل نداشتیم و صندوقهای کالایی هم محدود بود. من فکر میکنم حتی در چند سال آینده، بازار سرمایه ما وارد بازارهای دیگری شود. اگر شرایط خیلی خوب باشد، شاید بتوانیم در بورسهای کشورهای دیگر معامله کنیم یا بتوانیم وارد حوزه رمزارزها شویم. با همین امکاناتی که بازار سرمایه دارد، احتمالاً ابزارهای جدیدی هم خلق خواهد شد. هرچه تعداد این ابزارها بیشتر شود، صندوقهایی از نوع «صندوق در صندوق» میتوانند بهتر کار کنند و نیاز بازار به تنوعبخشی میان کلاسهای دارایی بیشتر میشود. همانطور که اشاره کردم در حال حاضر ارزش معاملات «صندوق در صندوقها» پایین و حجم دارایی تحت مدیریتشان کم است، اما من فکر میکنم با عملکردی که این صندوقها میتوانند داشته باشند، بازدهی که میتوانند ایجاد کنند و چرخش مناسبی که میتوانند بین داراییها به وجود آورند، مخاطبان بیشتری را به سمت خود جلب خواهند کرد و احتمالاً در آینده بزرگتر نیز میشوند. سهم آنها از بازار شاید حتی به ۱۰ درصد ارزش کل صندوقها نیز برسند.
یکی از نکاتی که ممکن است در بررسی ابزارهای موجود در بازار برای مردم عادی مطرح شود، این است که اگر من یک سرمایهگذار عادی باشم، چه استفادهای میتوانم از این ابزار داشته باشم؟
در واقع سوال این است که بازار چطور میتواند از «فراصندوقها» استفاده کند؟ به نظر من مهمترین مزیت این صندوقها این است که میتوانند این قابلیت را به شما بدهند که با خرید یک صندوق از نوع صندوق در صندوق، به مجموعه متنوعی از صندوقها دسترسی پیدا کنید و این کار سرمایهگذاری را برای سرمایهگذار راحت میکند. کمک دومی که این صندوقها میتوانند به بازار کنند، به نظر من توسعه صندوقهاست. به چه شکل؟ همین الان تعداد بسیار زیادی صندوق در بازار داریم که کوچک هستند و حجم معاملات پایینی هم دارند، اما عملکرد خیلی خوب و قابل دفاعی دارند. در بازههای مختلف، عملکردهای خیلی خوبی داشتهاند. اما چون دارایی تحت مدیریتشان کوچک و نقدشوندگیشان پایین است و در بازار هم حباب منفی دارند، بازار خیلی سراغ اینها نمیرود. این در واقع یک مزیت برای صندوق در صندوقها ایجاد میکند که این صندوقها را شناسایی کنند و بتوانند در آنها سرمایهگذاری کنند. این حالت، یک بازی برد-برد است. اگر ما بتوانیم این صندوقها را شناسایی کنیم، هم میتوانیم برای سرمایهگذاران صندوق در صندوق منفعت ایجاد کنیم و بازده بهتری کسب کنیم، و هم به توسعه و بزرگ شدن آن صندوقهای خوبی که از چشم بازار دور ماندهاند کمک کنیم. موضوع سوم، عمقبخشی به بازار است. ببینید، ارزش معاملات صندوقها در سالیان گذشته خیلی پایینتر از حال حاضر بود اما هم اکنون در بعضی روزها حتی به ۲۵ تا ۳۰ درصد ارزش معاملات سهام هم نزدیک میشود. من فکر میکنم هرچه صندوق در صندوقها بزرگتر شوند و قدرت بیشتری داشته باشند، میتوانند با سنجش پیوسته پرتفوی و جابهجایی بین کلاسهای مختلف دارایی یا حتی داخل یک کلاس دارایی، بهطور مثال در حوزه سهام، با جابهجایی بین صندوقهای بخشی یک صنعت به صندوقهای بخشی صنعت دیگر، نقدشوندگی این صندوقها را بیشتر کنند و عمق بیشتری به بازار بدهند. مورد چهارم این است که این صندوقها میتوانند بین صندوقهایی که در بازار هستند، رقابت ایجاد کنند. هرچه قدرت یک صندوق در صندوق بیشتر باشد و ارزش دارایی تحت مدیریتش بیشتر باشد، میتواند صندوقهای بهتری را انتخاب کند و باعث پویایی، بهخصوص در صندوقهای کوچک بازار، شود.
آیا حرفهایها هم میتوانند از امکانات و مزایای «صندوق در صندوقها» بهره ببرند؟
سؤال شما را میتوان اینگونه هم مطرح کرد: چه سرمایهگذارهایی میتوانند از فراصندوقها استفاده کنند؟ در وهله اول، هدف صندوقهایی از این جنس، یعنی صندوق در صندوقها، بیشتر میتواند سرمایهگذارهای بلندمدت باشند؛ سرمایهگذارهایی که زمان کافی یا دانش کافی برای پرتفوبینی و مدیریت کلاسهای مختلف داراییشان ندارند. این افراد میتوانند از این صندوقها استفاده کنند. در وهله دوم، سرمایهگذارهای کوتاهمدت و نوسانگیرها هم میتوانند از این صندوقها استفاده کنند. حضور این سرمایهگذاران در بازار یک نعمت است؛ اگر باشند، بازار ما عمق بیشتری پیدا میکند، ارزش معاملات بالا میرود و نقدشوندگی بهتر میشود. این سرمایهگذاران هم با توجه به شرایط میتوانند از این صندوقها استفاده کنند. اما سرمایهگذارهای حرفهای؛ این افراد چون زمان کافی در اختیار دارند و از دانش خوبی برخوردار هستند، میتوانند داراییشان را مدیریت کنند. این افراد را فقط میتوان از طریق بازده جذب کرد. ما اگر بتوانیم در بلندمدت بازده خوبی داشته باشیم، گردش خوبی بین داراییهای مختلف داشته باشیم و بهموقع از یک دارایی به دارایی دیگر سوئیچ کنیم و بازده موردنظر آنها را برآورده کنیم، فکر میکنم سرمایهگذار حرفهای هم به مرور زمان به سمت این صندوقها سوق پیدا میکند.
فکر میکنید ظرفیت «صندوق در صندوقها» چگونه میتواند در بازار سرمایه ایران نمایان شود؟ چه پیشنیازهایی برای رسیدن به این هدف لازم است؟
از ۲ زاویه دید میشود به این موضوع نگاه کرد. ابتدا باید از مزیت بزرگ فراصندوقها، که امکان جابهجایی بین طبقات دارایی است، به نحو احسن استفاده شود. یک صندوق در صندوق اگر بتواند بهموقع از ظرفیت حداکثری بازار سهام استفاده کند و بتواند در مواقعی که بازار سهام وارد رکود میشود، داراییاش را به سمت صندوقهای سرمایهگذاری در اوراق با درآمد ثابت و صندوقهای کمریسک، مثل صندوقهای کالایی طلا، نقره و غیره ببرد، میتواند عملکرد مناسبی داشته باشد. اگر بتوانید این این تغییرات در پرتفوی خود را بهموقع انجام دهید و بازده مناسب ایجاد کنید، برای مخاطبان جذابیت ایجاد میشود و با بزرگ شدن این صندوقها، احتمالاً شرکتها و نهادهای مالی بیشتری رغبت پیدا میکنند که صندوقهای جدیدی از نوع صندوق در صندوق ایجاد کنند. جور دیگری که میتوان به این موضوع نگاه کرد، از زاویه توسعه ابزارهاست. در چند سال اخیر ابزارها خیلی خوب توسعه پیدا کردهاند. مدلهای سرمایهگذاری که در حال حاضر وجود دارند، در گذشته موجود نبودند؛ مثل صندوقهای اهرمی، صندوقهای بخشی متنوعی که داریم، صندوقهای انرژی و حالا صندوقهای مختلف دیگر. به باور من، در طول زمان، با ایجاد تنوع بیشتر در این ابزارها، هم برای مخاطبان و سرمایهگذاران و هم برای نهادهای مالی جذابیت صندوقهای در صندوق بیشتر خواهد شد.
مشروح گفتوگوی بابک قاسمزاده مدیر سرمایهگذاری صندوق صنم را با برنامه «صندوقچه» در ویدئوی زیر ببینید:


























































































































![[مینا حیدری] نسخه آسفالت برای مشکلات!](/news/u/2026-08-19/ettelaat-m66rd.jpg)






































