سایمون جانسون و امیر کرمانی*-پراجکت سیندیکیت| هفته گذشته، اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، برنامهای را با عنوان "روز اقتصادی " (D-Day) آغاز کرد که هدف آن قطع ارتباط ایران با تمامی شرکای تجاریاش بود. تاکنون این تشدید محاصره اقتصادی فقط به افزایش تنش در جنگ آمریکا و ایران کمک کرده است، نه به پایان دادن به آن. احتمالاً این وضعیت تغییر نخواهد کرد، زیرا چین تمایلی به همکاری ندارد. و این واقعیتی است که سیاستگذاران آمریکایی اکنون باید با آن روبهرو شوند: بیشتر مسیرهای ممکن برای رسیدن به صلحی پایدار از چین میگذرد.
جنگها معمولاً به سه دلیل پایان مییابند: یا یک طرف تسلیم میشود؛ یا افراد بانفوذ در هر دو طرف از تلفات و خسارتها خسته میشوند و خواهان عبور از منازعه هستند؛ یا یک قدرت ثالث نیرومند صلح را تحمیل میکند. اگر از این منظر نگاه کنیم، درگیری آمریکا و ایران میتواند مدت بسیار طولانی ادامه یابد. تندروها در هر دو طرف اکنون بهشدت در مواضع خود ریشه دواندهاند. ایران قصد تسلیم شدن ندارد، آمریکا نیز حاضر نیست خطر یک تهاجم تمامعیار را بپذیرد، و چین ــ تنها بازیگری که نفوذ کافی برای ایجاد تغییر دارد ــ ظاهراً ترجیح میدهد فقط نظارهگر باشد. کارزار انزوای اقتصادی بسنت نیز بدون حمایت مهمترین شریک تجاری ایران بعید است تعیینکننده باشد.
اگر چین به تجارت با ایران ادامه دهد، به احتمال زیاد رهبری کنونی ایران نیز به بقای خود ادامه خواهد داد. هرگونه تهدید آمریکا علیه چین نیز فاقد اعتبار است، زیرا چین بر عرضه مواد معدنی حیاتی موردنیاز بخشهایی که موتور رشد اقتصادی آمریکا و دیگر اقتصادهای بزرگ هستند، نفوذ چشمگیری دارد. بدون این مواد معدنی حیاتی، تولید تراشههای رایانهای مختل میشود و در نتیجه رونق سرمایهگذاری مبتنی بر هوش مصنوعی در آمریکا نیز از بین خواهد رفت. …



































































