ماجرا از زمانی آغاز شد که مردی با پلیس تماس گرفت و گفت یکی از بستگان نزدیکش به نام «منصور» که به تنهایی در یکی از برجهای شمال تهران زندگی میکند، از روز قبل به تماسهای تلفنی پاسخ نمیدهد. او در توضیح ماجرا گفت: «هر چقدر با تلفن همراه و تلفن خانه منصور تماس گرفتم، جوابی نداد. نگران شدم و خودم را به خانهاش رساندم. زنگ زدم، اما در را باز نکرد. با کلید یدکی که داشتم وارد خانه شدم و ناگهان با صحنه هولناکی روبهرو شدم. منصور بیهوش روی زمین افتاده و وسایل خانه نیز بههم ریختهبود. بلافاصله با اورژانس تماس گرفتم و او را به بیمارستان رساندم و بعد هم موضوع را به پلیس اطلاع دادم.»
با اعلام این خبر، پرونده با دستور قاضی حسن سلطانی، بازپرس شعبه هفتم دادسرای ویژه سرقت، در اختیار کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت و تحقیقات برای کشف راز این حادثه آغاز شد.
یک قدم تا مرگ
بررسیهای پزشکی نشان داد مرد ۷۰ ساله بر اثر مسمومیت دارویی در وضعیت بسیار وخیمی قرار گرفته و تا یک قدمی مرگ پیش رفتهاست، اما حضور به موقع بستگانش و تلاش پزشکان باعث شد از مرگ نجات پیدا کند. کارآگاهان پس از بهبودی نسبی منصور به سراغ او رفتند تا درباره حادثه تحقیق کنند.
کلکسیون ۱۵ میلیاردی
منصور در تحقیقات گفت: «وضع مالی خوبی دارم و سالهاست به جمعآوری عتیقه، سکه و اسکناسهای قدیمی علاقهمند هستم. در طول این سالها کلکسیون بزرگی برای خودم جمع کردهام. حتی زمانی که برای تفریح به کشورهای اروپایی و امریکایی سفر میکردم، سکهها، اسکناسهای قدیمی و اشیای عتیقه آن کشورها را میخریدم و به مجموعهام اضافه میکردم.»
او ادامه داد: «فرزندانم خارج از کشور زندگی میکنند و سالهاست تنها هستم. بستگان و آشنایانم گاهی به خانهام رفتوآمد دارند. یکی از این افراد مردی به نام شاهرخ بود که از علاقه من به جمعآوری سکه و عتیقه و همچنین ارزش کلکسیونم خبر داشت.»
نقشه شوم …

































































































































































