۳۱ شهریور ۱۳۹۶، نادر گلچین در تهران درگذشت. خوانندهای که بخش مهمی از کارنامهاش در روزگار طلایی رادیو شکل گرفت و نامش کنار شماری از مهمترین نوازندگان و آهنگسازان موسیقی ایرانی نشست. زندگی هنری او قصه عجیبی دارد. از دوازدهسالگی پشت میکروفن رفت، صدها اثر خواند، سالهای طولانی سکوت کرد و با وجود این فاصله، چند اجرای او هنوز با نخستین جمله قابل شناسایی است.
پسر دوازدهساله پشت میکروفن
قصه در رشت شروع شد. گلچین هنوز دوازده سال داشت که پایش به رادیو رشت باز شد و آواز محلی خواند. نوجوانی او میان مدرسه، موسیقی و صحنه تئاتر تقسیم شده بود. در نمایشهایی مانند «بارگاه هارونالرشید» و «خوابهای پینهدوز» بازی میکرد و آواز نیز بخشی از حضورش روی صحنه بود. همین تجربه شاید بعدها در شیوه خواندنش اثر گذاشت.
گلچین شعر را مثل مجموعهای از هجاهای مناسب تحریر نمیدید. کلمه برایش نقش داشت، شخصیت داشت و باید درست ادا میشد. اواخر دهه ۳۰ راهی تهران شد و کار حرفهایاش در اداره هنرهای زیبا و وزارت فرهنگ و هنر شکل جدیتری گرفت. نام همکارانش امروز شبیه ورق زدن بخشی مهم از تاریخ موسیقی ایران است. فرامرز پایور، پرویز یاحقی، حبیبالله بدیعی، جلیل شهناز، فرهنگ شریف، جهانگیر ملک، محمد اسماعیلی، عماد رام و فریدون شهبازیان بخشی از این فهرستاند. حضور در برنامههای رادیویی، بهویژه «گلهای تازه»، صدای او را به خانههای بیشتری رساند.
حنجرهای که دنبال مسابقه نبود
گلچین جنس صدای خودش را میشناخت. همین شناخت، یکی از ویژگیهای مهم آواز او بود. وارد منطقهای نمیشد که حنجرهاش برای فتح آن ساخته نشده باشد. تحریرهایش حسابشده بود و شعر زیر بار نمایش تکنیکی گم نمیشد. در گفتوگوهای سالهای بعد نیز تأکید میکرد که توجه اصلیاش به کلام است و … …

































































