به گزارش پیوست، سعید محمدی، نایبرئیس هیاتمدیره انجمن تجارت الکترونیک، در پنل «آینده تجارت الکترونیک در ایران» با اشاره به رشد سالانه این بازار گفت: رشد واقعی ۳۴ درصدی تجارت الکترونیکی در مقایسه با بسیاری از صنایع کشور رشد قابل توجهی است، اما مسئله اصلی این بازار نه تعداد کاربران، بلکه عمق پایین خرید آنلاین آنهاست. به نظر من تجارت الکترونیکی ایران کوچک نیست، کمعمق است.
به گفته محمدی، تعداد کاربران پلتفرمهای تجارت الکترونیکی در ایران قابل توجه است و در برخی پلتفرمها تعداد کاربران ثبتشده از ۵۰ میلیون نفر عبور میکند. او در این باره توضیح داد: حتی اگر معیار را به مشتریان فعال، یعنی افرادی که حداقل یک خرید در سال انجام دادهاند، محدود کنیم، همچنان ضریب نفوذ تجارت الکترونیکی در کشور قابل توجه است. مشکل اصلی تعداد پایین تراکنش هر مشتری است و اینکه کاربران چند بار در سال از پلتفرمهای تجارت الکترونیکی خرید میکنند. تخمین من این است که میانگین خرید مشتری فعال در مجموع پلتفرمها حداکثر حدود ۱۰ خرید در سال باشد؛ در حالی که این عدد ظرفیت افزایش قابل توجهی دارد.
به اعتقاد او، افزایش تعداد دفعات خرید میتواند سهم بیشتری از سبد هزینه خانوار را وارد تجارت الکترونیکی کند. علاوه بر این، برخی گروههای کالایی مانند مد و پوشاک هنوز ظرفیت توسعه قابل توجهی در بازار آنلاین ایران دارند.
محمدی در ادامه با اشاره به مقایسه ایران با قزاقستان در گزارش انجمن تجارت الکترونیک گفت: یکی از دلایل قابل توجه بودن سهم تجارت الکترونیکی در قزاقستان، شکلگیری یک اکوسیستم قدرتمند تجارت الکترونیکی و حضور پلتفرمی مانند Kaspi است.
او با اشاره به تجربه بازارهای دیگر گفت: در بسیاری از کشورها، توسعه تجارت الکترونیکی با ظهور پلتفرمهای بزرگ گره خورده است و شرکتهایی مانند آمازون نیز نقش مهمی در ساخت و توسعه بازار تجارت الکترونیکی کشورهای خود داشتهاند.
نایبرئیس هیاتمدیره انجمن تجارت الکترونیک کاهش قدرت خرید خانوار را یکی دیگر از موانع رشد این بازار دانست
محمدی در پاسخ به دبیر پنل مریم نجفی دبیر انجمن تجارت الکترونیک درباره توضیح فاصله ایران با بازارهای جهانی گفت: به نظر من یکی از دلایل اصلی این است که پلتفرمهای ما زور کافی نداشتهاند. او منظور از «زور پلتفرمها» را حجم سرمایهگذاری دانست و توضیح داد پلتفرمهای بزرگ بینالمللی در مواردی چند میلیارد دلار سرمایه جذب کردهاند و بخش قابل توجهی از این سرمایه صرف توسعه فناوری، زیرساخت و ساخت بازار شده است؛ در حالی که حجم سرمایهگذاری در پلتفرمهای ایرانی قابل مقایسه با چنین ارقامی نیست.
نایبرئیس هیاتمدیره انجمن تجارت الکترونیک کاهش قدرت خرید خانوار را یکی دیگر از موانع رشد این بازار دانست. به گفته او، تجارت الکترونیکی کلاسیک در گروههای کالایی استاندارد مانند موبایل، لوازم الکترونیکی و لوازم خانگی مزیت بیشتری دارد، اما مصرف همین گروهها در سالهای اخیر تحت تاثیر کاهش قدرت خرید کوچکتر شده است.
محمدی گفت: بازار کالاهایی مانند موبایل، یخچال و ماشین ظرفشویی با کاهش تقاضا مواجه شده و بخشی از هزینه خانوار به سمت کالاهای ضروریتر و تندمصرف یا FMCG حرکت کرده است؛ گروهی که بهطور سنتی سهم تجارت الکترونیکی در آن پایینتر است.
به اعتقاد او، در نتیجه تجارت الکترونیکی ایران همزمان با دو محدودیت مواجه است: از یک سو سرمایهگذاری ناکافی برای توسعه پلتفرمها و ساخت بازار و از سوی دیگر کاهش قدرت خرید خانوار که بازار گروههای کالایی مهم برای تجارت الکترونیکی را کوچک کرده است.در انتظار موج دوم تجارت الکترونیکی
مسعود شاهمرادی، نایبرئیس کمیسیون ریتیلتک انجمن تجارت الکترونیک و مدیرعامل خانومی هم در پنل آینده تجارت الکترونیک در ایران گفت: موج دوم توسعه تجارت الکترونیکی در ایران بهصورت خودکار اتفاق نخواهد افتاد و پلتفرمها برای افزایش تعداد خرید و سهم خود از سبد هزینه مشتری باید نقش عمیقتری در تجربه خرید ایفا کنند. اگر موج نخست تجارت الکترونیکی به جذب کاربران و ورود آنها به خرید آنلاین منجر شده، در موج دوم مساله اصلی باید افزایش تعداد دفعات خرید و سهم تجارت الکترونیکی از کیف پول مشتری باشد. اینکه مشتری در طول یک سال یک خرید آنلاین انجام دهد خبر خوبی است، اما کافی نیست؛ چون هنوز سهم کمی از کیف هزینهکرد مشتری را در اختیار داریم.
تجارت الکترونیکی ایران همزمان با دو محدودیت مواجه است: از یک سو سرمایهگذاری ناکافی برای توسعه پلتفرمها و ساخت بازار و از سوی دیگر کاهش قدرت خرید خانوار که بازار گروههای کالایی مهم برای تجارت الکترونیکی را کوچک کرده است.
به اعتقاد او، افزایش این سهم در بازاری که با مساله اعتماد مواجه است، نقش پلتفرمها را پیچیدهتر و مهمتر میکند.
او توضیح داد: پلتفرمها برای ورود به مرحله بعدی رشد باید از لایه صرفا کشف محصول عبور کنند و در فرآیند تصمیمگیری مشتری نیز نقش داشته باشند.
او در پاسخ به پرسش نجفی دبیر انجمن تجارت الکترونیک درباره پیشبینی رشد تجارت الکترونیکی در سال آینده نیز گفت: رشد این بازار بیش از آنکه صرفاً به یک عدد وابسته باشد، به توانایی پلتفرمها در بهبود تجربه مشتری و ایجاد اعتماد بستگی دارد. اگر پلتفرمهای تخصصی بتوانند تجربه عمیقتری برای کاربران ایجاد و خلا اعتماد در بازار را جبران کنند، امکان تجربه رشد سریعتر و افزایش سهم تجارت الکترونیکی از بازار خردهفروشی وجود خواهد داشت؛ در غیر این صورت، موج دوم رشد تجارت الکترونیکی بدون برنامهریزی و سرمایهگذاری مشخص، خودبهخود شکل نخواهد گرفت.اتصال بازار آنلاین و آفلاین
امین سمیعی، مدیرعامل اسنپشاپ هم در این پنل با اشاره به ظرفیت بازارها گفت: با افزایش رقابت و محدودتر شدن فضای رشد در بازار آنلاین، پلتفرمهای تجارت الکترونیکی بهتدریج به سمت بازار آفلاین حرکت خواهند کرد؛ بازاری که هنوز بخش عمده اقتصاد خردهفروشی را در اختیار دارد.
او با اشاره به تفاوت توسعه شبکه پذیرندگان در فضای آنلاین و آفلاین توضیح داد در مدل پلتفرمی، اتصال به تعداد زیادی فروشگاه آنلاین بهمراتب سادهتر از ساخت همین شبکه در بازار فیزیکی است. یک بازیگر میتواند از طریق یک پلتفرم به حدود دو هزار فروشگاه دسترسی پیدا کند، در حالی که ایجاد چنین شبکهای در بازار آفلاین نیازمند اتصال و همکاری جداگانه با فروشگاههاست. همین تفاوت باعث شده تمرکز بازیگران طی سالهای گذشته بیشتر روی بازار آنلاین باشد.
تجارت الکترونیکی ایران همچنان برای دو تا سه سال آینده ظرفیت رشد دارد و میتواند سهم بیشتری از بازار خردهفروشی را به دست آورد.
او در این باره گفت: پلتفرمها از همین حالا نیز به بازار آفلاین توجه دارند، چراکه حدود ۹۵ درصد اقتصاد خردهفروشی همچنان خارج از تجارت الکترونیکی قرار دارد و از نظر اندازه، فرصت بهمراتب بزرگتری پیش روی بازیگران این حوزه قرار میدهد. تجارت الکترونیکی ایران همچنان برای دو تا سه سال آینده ظرفیت رشد دارد و میتواند سهم بیشتری از بازار خردهفروشی را به دست آورد.
او به محدودیت سرمایهگذاری در تجارت الکترونیکی ایران هم اشاره کرد و آن را یکی از موانع رشد پلتفرمها دانست. به اعتقاد سمیعی، پلتفرمهای ایرانی برای توسعه بازار، زیرساخت و دستههای کالایی مختلف با محدودیتهای بیشتری نسبت به نمونههای خارجی مواجهاند.
سمیعی همچنین به تفاوت شرایط فعالیت پلتفرمهای رسمی و فروشندگان فعال در شبکههای اجتماعی اشاره کرد و گفت: در برخی حوزهها، از جمله موبایل، محدودیتهایی برای پلتفرمهای رسمی وجود دارد که فروشندگان اینستاگرامی کمتر با آن مواجهاند. بازتر بودن دست فروشندگان شبکههای اجتماعی در بعضی حوزهها میتواند بخشی از تفاوت عملکرد این دو بازار را توضیح دهد.اثرات اجتماعی بر اقتصاد
فرشاد فاطمی مشاور انجمن در تهیه گزارش انجمن تجارت الکترونیک هم در یک ارائه کوتاه از گزارش تاکید کرد بررسی روند فروش در سالهای اخیر نشان میدهد رویدادهای بیرونی و تغییرات اقتصادی و اجتماعی اثر مستقیمی بر رفتار خرید آنلاین کاربران داشتهاند.
او با اشاره به جهش فروش در دوره کرونا توضیح داد: در دوره کرونا بهدلیل افزایش نیاز خانوارها به تجهیزات الکترونیکی، شاهد یک جهش جدی در فروش آنلاین بودیم. نکته قابل توجه این است که بعد از پایان کرونا، اعداد به سطح قبل بازنگشت و بخشی از عادت مصرفی که در این دوره شکل گرفته بود، باقی ماند.
به گفته فاطمی، علاوه بر کرونا، اتفاقاتی مانند تغییر سیاستهای مربوط به واردات و رجیستری گوشیهای آیفون نیز خود را در دادههای فروش پلتفرمها نشان میدهد. همچنین مناسبتهایی مانند جمعه سیاه، شب یلدا و نوروز همچنان پیکهای مشخصی در نمودار فروش ایجاد میکنند.
فاطمی یکی دیگر از ابهامات محاسبات در گزارش را بازار طلا دانست و گفت: تعیین اندازه کل بازار خردهفروشی طلا در ایران با محدودیت داده مواجه است. به همین دلیل در این گزارش از اطلاعات مجمع جهانی طلا درباره طلای مصرفی استفاده شده و طلایی که با هدف سرمایهگذاری خریداری میشود در مخرج محاسبات قرار نگرفته است.
او تاکید کرد: به دلیل اندازه قابل توجه بازار طلا و اثری که میتواند بر ارقام نهایی بگذارد، نتایج گزارش در دو حالت «با طلا» و «بدون طلا» محاسبه و ارائه شده است تا تصویر دقیقتری از اندازه بازار به دست آید.
فاطمی همچنین به فاصله زمانی انتشار دادههای آماری اشاره کرد و توضیح داد: بخش مهمی از اطلاعات مورد نیاز برای محاسبه اندازه بازار با تأخیر منتشر میشود. به همین دلیل، حتی در صورت دسترسی سریعتر به اطلاعات فروش شرکتها و پلتفرمها، دادههای مورد نیاز برای محاسبه کل بازار زودتر در دسترس نیست.
او با توضیح اینکه این دادهها ظرفیت بالایی برای تحلیل رفتار مصرفکنندگان دارند، گفت: میتوان با بررسی هر گروه کالایی، از مد و پوشاک گرفته تا محصولات مرتبط با حیوانات خانگی و کالاهای دیجیتال، تغییر رفتار کاربران و اثر رویدادهای مختلف بر بازار را رصد کرد. به اعتقاد او، این دادهها علاوه بر استفاده کسبوکارها، میتوانند مبنای پژوهشهای دانشگاهی نیز قرار گیرند.
او در بخش دیگری از صحبتهای خود به رشد استفاده از روشهای اعتباری در پلتفرمها اشاره کرد و گفت: سهم این شیوه پرداخت که در سال ۱۳۹۸ تقریباً صفر بوده، در سالهای اخیر به حدود ۲۵ درصد رسیده است.
مهدی جعفریان، مدیرعامل بانا، هم در ارائهای به نتایج بررسی بازار فروش در اینستاگرام پرداخت و گفت: تا پایان سال ۱۴۰۳ حدود ۱۳۰ هزار فروشگاه فعال اینستاگرامی در کشور شناسایی شدهاند که مجموع فروش آنها در این سال حدود ۸۸ همت برآورد میشود؛ رقمی که تقریباً با فروش بازارگاههای آنلاین برابری میکند.
او درباره روش انجام این پژوهش توضیح داد که بررسی بازار اینستاگرام در چند مرحله شامل شناسایی و طبقهبندی فروشگاهها، نمونهگیری و پیمایش و در نهایت مدلسازی برای تخمین اندازه بازار انجام شده است.
جعفریان گفت: یکی از مهمترین پرسشهای این پژوهش، برآورد میزان فروش فروشگاههای اینستاگرامی بوده است. بر اساس مدل نهایی، میانگین برآورد فروش این بازار در سال ۱۴۰۳ حدود ۸۸ همت بوده و در سناریوهای مختلف، برآوردهایی تا حدود ۱۰۹ همت نیز به دست آمده است.
به گفته جعفریان، مقایسه فروش اینستاگرام با پلتفرمهای تجارت الکترونیکی نشان میدهد فاصله این دو بازار طی سالهای گذشته بهتدریج کاهش پیدا کرده است. فروش اینستاگرامی که در ابتدای دوره مورد بررسی فاصله زیادی با بازارگاهها داشت، به مرور به آنها نزدیک شده، در سال ۱۴۰۲ از آنها عبور کرده و در سال ۱۴۰۳ دوباره تقریباً با بازار پلتفرمها برابر شده است.
مدیرعامل بانا یکی دیگر از یافتههای این پژوهش را تمرکز بالای فروش در میان تعداد محدودی از فروشگاههای اینستاگرامی عنوان کرد و گفت: الگوی «۲۰-۸۰» تقریباً در این بازار نیز برقرار است. جعفریان همچنین به تمرکز جغرافیایی این بازار اشاره کرد و گفت: حدود ۳۱ درصد فروشگاههای اینستاگرامی در تهران قرار دارند و پس از آن سایر استانها سهمهای پایینتری دارند. بنابراین نزدیک به یکسوم فروشگاههای شناساییشده اینستاگرامی در تهران متمرکز شدهاند.
مقایسه فروش اینستاگرام با پلتفرمهای تجارت الکترونیکی نشان میدهد فاصله این دو بازار طی سالهای گذشته بهتدریج کاهش پیدا کرده است.
او همچنین به تفاوت ترکیب کالایی اینستاگرام و بازارگاههای رسمی اشاره کرد و گفت: رفتار کاربران در گروههای مختلف کالایی یکسان نیست. در پلتفرمهای تجارت الکترونیکی، کالاهایی مانند موبایل سهم قابل توجهی دارند؛ در حالی که در فروش اجتماعی، گروههایی مانند پوشاک جایگاه پررنگتری پیدا میکنند.
به گفته جعفریان، بخشی از این تفاوت میتواند به ماهیت کالا و میزان نیاز خریدار به اعتماد و اطمینان در زمان خرید مربوط باشد. برای کالاهایی مانند موبایل که ارزش بالاتری دارند، کاربران ممکن است تمایل بیشتری به خرید از پلتفرمهای شناختهشده داشته باشند، در حالی که این الگو در گروههایی مانند پوشاک متفاوت است.







































































































