قیمت طلا امروز




 دلار ۲۰۰ هزار تومانی

 سایت اقتصاد معاصر / ۱ ساعت قبل

بازار ارز قربانی جنگ انتظارات؛ دلار ۲۰۰ هزار تومانی منطق بنیادین اقتصادی ندارد

جهش حدود ۱۰ هزار تومانی نرخ دلار و عبور آن از مرز ۲۰۰ هزار تومان، در شرایطی رخ داده که بازار ارز بیش از تغییرات بنیادین، تحت تاثیر تشدید ریسک‌های سیاسی، نگرا...
 بازار ارز قربانی جنگ انتظارات؛ دلار ۲۰۰ هزار تومانی منطق بنیادین اقتصادی ندارد
به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ رشد حدود ۱۰ هزار تومانی نرخ دلار طی روزهای اخیر و عبور آن از مرز ۲۰۰ هزار تومان، بیش از آنکه حاصل تغییرات ناگهانی در متغیرهای بنیادین اقتصاد باشد، تحت تاثیر تشدید ریسک‌های سیاسی، افزایش انتظارات تورمی و شکل‌گیری موج جدیدی از تقاضای سفته‌بازانه در بازار ارز قرار گرفته است. 

این افزایش قیمت در شرایطی رخ داده که همزمان با تشدید تهدیدهای آمریکا درباره اعمال محدودیت‌های اقتصادی و ارزی، مجموعه‌ای از سیگنال‌های منفی داخلی و رسانه‌ای نیز به تقویت نگرانی فعالان بازار درباره آینده اقتصاد و ارزش پول ملی منجر شده است. جنگ اقتصادی و شکل‌گیری انتظارات ارزی

نخستین عامل، افزایش سیگنال‌های سیاسی درباره ورود آمریکا به مرحله جدیدی از فشار اقتصادی علیه ایران است. تهدید مقام‌های آمریکایی درباره اعمال تحریم‌های شدیدتر، محدودیت‌های تجاری و مالی و تلاش برای محدود کردن منابع ارزی کشور، به ‌طور طبیعی این تصور را در بازار ایجاد می‌کند که دسترسی ایران به درآمدهای ارزی دشوارتر خواهد شد. این مساله تنها یک متغیر واقعی در سمت عرضه ارز نیست؛ بلکه از کانال انتظارات تورمی نیز عمل می‌کند. فعال اقتصادی و خانوار، پیش از آنکه کاهش واقعی عرضه ارز را مشاهده کند، ممکن است با انتظار افزایش قیمت، تقاضای خود را جلو بیندازد. در چنین شرایطی، تقاضای احتیاطی و سفته‌بازانه می‌تواند اثری به ‌مراتب بزرگ‌تر از تغییرات واقعی جریان ارز بر نرخ بازار داشته باشد. از این منظر، به نظر می‌رسد یکی از اهداف مرحله جدید فشار آمریکا، علاوه بر محدود کردن درآمدهای ارزی، ایجاد اختلال در سازوکار انتظارات و افزایش آسیب‌پذیری بازار ارز ایران باشد. سیگنال ضعف در برابر فشار خارجی

در همین چارچوب، سخنان اخیر عبدالناصر همتی، رئیس کل بانک مرکزی درباره توقف صادرات نفت، کاهش درآمدهای دولت، ناترازی بودجه و محدودیت دسترسی به ذخایر ارزی، در فضای بازار تنها به‌ عنوان ارائه یک گزارش اقتصادی دریافت نشد؛ بلکه بخشی از فعالان بازار آن را به ‌عنوان علامتی از کاهش توان سیاست‌گذار پولی برای دفاع از ارزش پول ملی تفسیر کردند.

همتی در روزهای اخیر، توقف صادرات نفت و محدودیت دسترسی به ذخایر ارزی را تایید کرده، هرچند همزمان تاکید کرده که دولت و بانک مرکزی برای مدیریت شرایط موجود تدابیر لازم را اتخاذ کرده‌اند. بنابراین مساله الزاما نادرست بودن اصل هشدارهای اقتصادی نیست؛ مساله نحوه انتقال این اطلاعات به بازاری است که به ‌شدت انتظاری و حساس شده است. وقتی یک خبر منفی درباره درآمد ارزی در چنین فضایی منتشر می‌شود، بازار ممکن است آن را به معنای «کاهش ظرفیت مداخله بانک مرکزی» تعبیر کند و پیش از وقوع هرگونه کمبود واقعی ارز، وارد فاز پیش‌خور کردن ریسک شود. بازتولید روایت منفی در فضای رسانه‌ای

عامل سوم، سرعت بالای بازتولید این سیگنال‌ها در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی است. طی روزهای اخیر، بخشی از رسانه‌های غرب‌گرا و جریان‌هایی که بر ضرورت پذیرش شروط آمریکا و توافق به ‌عنوان راه‌حل اصلی تاکید دارند، اخبار اقتصادی را عمدتا در چارچوب چشم‌اندازی بسیار منفی از آینده اقتصاد بازتاب داده‌اند.

این روند تنها در متن اخبار قابل مشاهده نیست و حتی در انتخاب تیتر، عکس، رنگ‌بندی و گرافیک صفحات برخی روزنامه‌ها و رسانه‌های رسمی انعکاس پیدا کرده است. در نتیجه، مجموعه‌ای از اخبار واقعی اما منفی، در کنار یکدیگر تصویری از «بحران اجتناب‌ناپذیر» ایجاد می‌کنند؛ تصویری که می‌تواند خود به عاملی برای تشدید رفتارهای احتیاطی در بازار تبدیل شود.

در اقتصادهای تحت فشار، فاصله میان «ریسک واقعی و ادراک ریسک» اهمیت زیادی دارد. هنگامی که ادراک ریسک از واقعیت اقتصادی جلو می‌زند، بازار می‌تواند برای مدتی نرخ‌هایی را تجربه کند که بیش از آنکه منعکس‌کننده شرایط جاری باشند، منعکس‌کننده ترس از شرایط آینده‌اند. نقش سیگنال‌فروشان و تقاضای سفته‌بازانه

عامل چهارم، فعال شدن گسترده صفحات مرتبط با سرمایه‌گذاری، سیگنال‌دهی و نوسان‌گیری در شبکه‌های اجتماعی است. در روزهای اخیر، توصیه به خرید دلار و طلا و انتشار هدف‌های قیمتی بسیار بالا افزایش یافته است.

این رفتار در بازاری با عمق محدود می‌تواند اثر خودتقویت‌کننده داشته باشد؛ ابتدا افزایش قیمت به ‌عنوان نشانه آغاز یک روند صعودی تفسیر می‌شود و سپس همین روایت، افراد بیشتری را به خرید ترغیب می‌کند و افزایش تقاضا، خود به افزایش قیمت منجر می‌شود.

در چنین شرایطی، بخشی از تقاضای مشاهده‌شده الزاما تقاضای تجاری یا مصرفی نیست؛ بلکه تقاضای ناشی از انتظار افزایش قیمت است. این تفاوت برای تحلیل بازار ارز بسیار مهم است. رشد قیمت در شرایط تعطیلی بازار

زمان‌بندی اخیر افزایش نرخ نیز قابل توجه است. حرکت قیمت از بازارهای غیررسمی و کانال‌های تلگرامی در تعطیلات داخلی آغاز شد و پس از بازگشایی، شتاب بیشتری گرفت؛ در حالی که بخش مهمی از بازارهای رسمی و منطقه‌ای در تعطیلات آخر هفته جهانی فعالیت عادی نداشتند و معاملات حواله‌ای با محدودیت مواجه بود.

این الگو می‌تواند نشانه‌ای از غلبه معاملات کم‌عمق، انتظاری و حتی کاغذی بر معاملات مبتنی بر نیاز واقعی تجارت باشد. به بیان دیگر، قیمت اعلام‌شده در برخی بازارهای غیررسمی  قطعا همان قیمتی نیست که از تعادل واقعی عرضه و تقاضای تجاری حاصل شده باشد. البته این موضوع به معنای نادیده گرفتن فشارهای بنیادی نیست. اختلال صادرات نفت، کاهش درآمدهای ارزی و فشار بودجه‌ای واقعیت‌هایی جدی هستند. اما وجود ریسک بنیادی، به ‌تنهایی توضیح‌دهنده جهش چندروزه نرخ ارز نیست.  برای توضیح سرعت حرکت قیمت باید اثر انتظارات، رفتار سفته‌بازانه و عملیات روانی بازار را نیز وارد تحلیل کرد. چرا وزن‌دهی به «ادبیات توافق» می‌تواند به تقویت انتظارات تورمی منجر شود؟

همزمان افزایش تاکید برخی مسوولان ارشد کشور بر ضرورت توافق و کاهش تنش با آمریکا، اگرچه از منظر سیاست خارجی می‌تواند در راستای یک طراحی جامع برای اثرگذاری بر تصمیمات مقامات کشورهای  هدف و مدیریت راهبرهای فشار اقتصادی مطرح شود، در کوتاه‌مدت و در کف بازار ارز معنای متفاوتی پیدا کرده است.

بخشی از فعالان بازار چنین اظهاراتی را نه در قالب «امکان گشایش دیپلماتیک»، بلکه به‌عنوان علامتی از شدت یافتن فشار اقتصادی و ضرورت دستیابی فوری به توافق تفسیر می‌کنند. بنابراین، حتی یک سیگنال با هدف کاهش ریسک می‌تواند در شرایط خاص، در کوتاه‌مدت به افزایش ادراک ریسک منجر شود. مرز میان شرایط میدانی و قیمت‌سازی انتظاری

جهش اخیر نرخ ارز را باید حاصل برهم‌کنش سه عامل دانست؛ فشار واقعی خارجی، ارسال سیگنال‌ ضعف داخلی و تشدید انتظارات منفی در بازار. در این میان، شواهد موجود نشان می‌دهد وزن عامل سوم در جهش چندروزه اخیر قابل توجه بوده است.

نکته مهم آن است که اقتصاد ایران، برخلاف تصویری که برخی روایت‌های رسانه‌ای ایجاد می‌کنند، حتی به مرحله بحران هم نزدیک نشده است. در شرایط جنگ و محاصره، تجارت خارجی غیرنفتی همچنان جریان دارد و در برخی بخش‌ها عملکرد صادراتی نسبت به سال گذشته بهبود یافته است.

 بانک مرکزی همچنان ابزارهای سیاستی و ظرفیت‌های ارزی لازم برای مدیریت بازار را در اختیار دارد و حتی در شرایط محدودیت شدید درآمدهای نفتی، می‌تواند با مدیریت عرضه، تنظیم جریان‌های تجاری و کنترل تقاضای سفته‌بازانه از تبدیل جهش انتظاری به روند پایدار جلوگیری کند. در چنین شرایطی، مهم‌ترین خطای تحلیلی آن است که هر افزایش نرخ ارز را به‌ عنوان نشانه‌ای از تغییر بنیادین اقتصاد تلقی کنیم؛ چرا که در بازارهای تحت فشار، انتظارات می‌توانند قیمت را بسیار سریع‌تر از متغیرهای بنیادی جابه‌جا کنند.







سه شنبه ۳ شهریور ۱۴۰۵ - 25 August 2026