قیمت طلا امروز




 پژمان

 سایت الف / ۶ ساعت قبل

خرید اموال عمومی به ریال، فروش کالای نهایی به دلار!/ هنری که جمهوری اسلامی باید داشته باشد/ روایت زنانه پرونده پژمان جمشیدی

هر روز اخبار فراوانی در رسانه‌ها منتشر می‌شود که دنبال‌کردن آن‌ها ـ حتی برای آنانی که اهل مطالعه اخبار هستند‌ ـ کار دشواری است. بسته خبری ـ تحلیلی «الف» با رصد اخبار، رویدادهای مهم و همچنین تحلیل‌های صورت‌گرفته، مخاطبان خود را از مهم‌ترین وقایع روز آگاه می‌کند.
 خرید اموال عمومی به ریال، فروش کالای نهایی به دلار!/ هنری که جمهوری اسلامی باید داشته باشد/ روایت زنانه پرونده پژمان جمشیدی
هنری که جمهوری اسلامی باید داشته باشد

جمهوری اسلامی نوشت:

مسئولان نظام جمهوری اسلامی باید راه مقابله مؤثر با دشمن را آنطور که واقعیت دارد بشناسند و روی اصلی‌ترین عامل مقاومت که رضایت مردم است تکیه کنند. رضایت مردم را نباید در مسائل معیشتی خلاصه و محدود دانست. قطعاً مسائل معیشتی بسیار مهم هستند ولی اهمیت دادن به نقش مردم در تعیین خط‌مشی سیاسی و مدیریتی کشور، تأمین آزادی‌های مشروع، ایجاد امید در عموم با کنار گذاشتن جنگ قدرت، اندیشیدن به مصالح عمومی به جای پرداختن به منافع گروهی و انجام اقدامات عملی برای رعایت حقوق مردم در عرصه‌هایاجتماعی هم سهم بزرگی در جلب رضایت مردم دارند.

عنوان مردم را نیز نباید در دایره‌ای محدود تعریف کرد. راضی نگهداشتن بخشی از مردم که با مسئولین همراهند، چیزی نیست که بتوان به آن قانع شد. مسئولان باید هنر جذب آن دسته از مردم را داشته باشند که یا همراه نیستند یا اعتراض دارند و یا بی‌تفاوتند. عملکردها نباید طوری باشند که این سه دسته را به حال خودشان رها کنند و یا زمینه را برای تکثیرشان فراهم نمایند. مسئولان باید با رفتار قانونی و اخلاقیشان راه را برای جذب این مجموعه نیز فراهم کنند تا بتوانند رضایت عامه مردم را جلب نمایند. با رضایت عامه مردم است که می‌توان جنگ نرم را خنثی و خطر جنگ سخت را برطرف کرد.

****

خرید اموال عمومی به ریال، فروش کالای نهایی به دلار !

روزنامه اطلاعات نوشت:

نگاهی به رفتار محاسباتی دولت نشان می‌دهد تقریبا هیچ کالا و خدمت عمومی نیست که ارزشش با دلار آمریکا محاسبه نشود؛ از آب و برق و ارتباطات گرفته تا گندم و گوشت و روغن و لوازم یدکی خودرو و پودر رختشویی و بنزین و گاز و گازوئیل و فولاد و پتروشیمی و سیمان و خودرو و بلیت هواپیما و تعرفه‌ها و ارزش‌گذاری‌های گمرکی و قیمت‌های بورسی و بخصوص بورس کالا و دارو و درمان و اجاره مسکن و طلا و سکه و غیره و غیره.

البته طبیعی است که ارزش‌گذاری ذاتی برخی کالاها که به بازارهای جهانی متصل است با دلار صورت گیرد که مصداق بارز آن طلا وسکه است، اما شماراین کالاها محدود است و طیف بسیار بزرگی از کالاها که عناصر تولیدشان داخلی و ریالی بوده و جزو انفال (کالاهای تحت مالکیت عمومی مردم) محسوب می‌شود، با دلار آمریکا که واحد پول یک کشور دیگر و البته متخاصم است، صورت می‌گیرد.

به علاوه، این صحیح است که اقتصاد ایران واردات محور است و در این شرایط طبیعی است کالایی که با دلار خریداری و وارد کشور شده است، قیمت نهایی‌اش هم برمبنای دلار تعیین گردد. اما این هم شامل بخشی از کالاها می‌شود و کالاهای پایه که مواد اولیه تولید و همچنین عوامل تولیدش در داخل کشور موجود بوده و هزینه‌هایش به ریال پرداخت شده، قاعدتا باید ریالی محاسبه شود که چنین نیست.

بدین‌ترتیب، معادله‌ای که بر پایه دلاریزه‌شدن قیمت‌ها شکل می‌گیرد مستقیما به ضرر مردم وضایع کننده حقوق عمومی و حق انفال است. چرا که دولت و حاکمیت عوامل و مواد اولیه تولید را به صورت ریالی از جیب عموم مردم برمی‌دارد اما محصول نهایی را در قیمت روز جهانی و بهای بازار آزاد دلار آمریکا ضرب کرده و به مردم می‌فروشد. انگار که کسی بابت اقامت در خانه ملکی و شخصی خودتان از شما اجاره بگیرد!

****

ایران دیگر مثل بچه‌های مؤدب نخواهد بود!

فرهیختگان نوشت: 

پاسخ «نظامی» به تغییر فاز نبرد از جانب آمریکایی‌ها؛ این بار با اهداف متفاوت. آنچه به‌عنوان موضع واحد ایران در واکنش به آغاز جنگ اقتصادی از زبان دبیر شورای‌عالی امنیت ملی مطرح شد، واکنشی قاطع به موضع‌گیری‌هایی بود که بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا آن را مطرح کرد. در طراحی آنها ایران اگر درگیر فشار و محاسبات اقتصادی شود، توانی برای بازگشت به جنگ گسترده در حوزه نظامی نخواهد داشت و آن زمان آمریکا می‌تواند دست برتر در این نبرد پیدا کند. ایران این بار نیز در بازی شطرنج قدرت با آمریکا، مهره‌ای را انتخاب کرد که ضمن حفظ موقعیت برتر در جنگ، مجدداً خسارت‌های دیگری به دشمن آمریکایی و متحدانش وارد کند. ازاین‌جهت دبیر شورای‌عالی امنیت ملی شنبه‌شب اعلام کرد اگر کسی در جنگ اقتصادی علیه ایران به آمریکا کمک کند و شریک او شود، اهداف و منافع او در منطقه هدف حمله ایران قرار خواهد گرفت. البته پیش از آن مذاکراتی با این کشورها برگزار خواهد شد. این اتمام حجت در حالی اتفاق می‌افتاد که ایران تا همین حالا نیز پلن نتانیاهو مبنی بر فروپاشی ایران با استفاده از ابزار فشار اقتصادی را با جنگ تاب‌آوری برهم زده و گام بعدی، درهم شکستن این حصار با پاسخ نظامی خواهد بود...

سرلشکر رضایی شرط متوقف کردن راهبرد تهاجمی ایران را بازگشت آمریکا به تعهداتش و عمل به آنها دانست. او تأکید کرد حرف ایران بر مبنای «منطق» است و ما منتظر عمل می‌مانیم، همچنین تأکید کرد ایران بر اجرای دیپلماسی جدیت دارد؛ اما دیگر مثل بچه‌های مؤدب پای میز مذاکره نخواهد نشست، بلکه راهبرد را تغییر خواهد داد.

****

سانسور دوباره سخنان پزشكيان و سيدحسن خميني در صداوسيما

عصر ايران نوشت:

ديروز يك‌بار ديگر خبر سانسور صحبت‌هاي رييس‌جمهور و سيدحسن خميني در صدا و سيما حاشيه‌ساز شد. بخش خبري ساعت ۱۴ شبكه اول سيما در پخش سخنان رييس‌جمهور، پزشكيان و سيدحسن خميني در حرم امام خميني(ره) و در آيين حضور اعضاي دولت در اين مرقد، اشارات آنان به تفاهمنامه و تاكيد بر صلح حديبيه در سخنان يادگار امام را پوشش نداد. ظاهرا صدا و سيما تشخيص داده انعكاس اين قسمت از آنچه رييس شوراي عالي امنيت ملي يا نواده رهبر فقيد انقلاب گفته‌اند به‌صلاح نيست.

نكته جالب‌ اينكه كارشناسان صدا و سيما، اما همين‌ها را دستمايه انتقاد قرار خواهند داد تا اين پرسش درگيرد كه اگر نگفته‌اند از چه مي‌گوييد و اگر گفته‌اند چرا خبر آن را درست و حسابي نمي‌خوانيد؟  يوسف سلامي، خبرنگار هم ترجيح داد سراغ وزرا برود و از آنها بپرسد آيا از محاصره و جنگ مي‌ترسند يا نه و از زبان آنها با قاطعيت بشنود نه و البته پاسخ دكتر ظفرقندي، وزير بهداشت قابل تامل بود كه گفت: جاي ترس نيست، اما نگراني چرا. اعضاي هيات دولت در نخستين روز هفته دولت به مرقد امام‌خميني(ره) رفته بودند تا با آرمان‌هاي بنيانگذار جمهوری اسلامي ايران تجديد ميثاق كنند.  خبر ساعت ۱۴ آنقدر كه به حاشيه بها داد به متن توجه نكرد. جداي از تفاهمنامه و صلح، آنجا كه سيدحسن خميني از تلاش‌هاي آشكار و پنهان در حذف نام امام خميني(ره) انتقاد كرد، اين را هم اشاره نكرد.

****

آنچه آمريكا به دست نياورد

روزنانه اعتماد نوشت:

ارزيابي تحليلي و تطبيقي ميان پيش‌نويس اوليه ارسالي از سوي ايالات متحده امريكا موسوم به «طرح ۱۵ ماده‌اي» و متن نهايي حاصل‌شده تحت عنوان «تفاهمنامه ۱۴ ماده‌اي اسلام‌آباد»، به روشني عقب‌نشيني آشكار و خط‌به‌خط طرف امريكايي را از مواضع زياده‌خواهانه اوليه به تصوير مي‌كشد. واشنگتن با ارايه طرح اوليه خود درصدد بود تا در يك محاسبه زياده‌خواهانه، ساختار هسته‌اي، توان موشكي و دفاعي، نفوذ منطقه‌اي و اختيارات حاكميتي جمهوري اسلامي ايران را تحت تسلط و مهار كامل قرار دهد. با اين حال، مقاومت ديپلماتيك و پافشاري بر خطوط قرمز موجب شد تا اهداف راهبردي كاخ سفيد در تمام محورهاي كليدي با شكست مواجه شده و خروجي مذاكرات تغيير كند. در پرونده برنامه‌ هسته‌اي، زياده‌خواهي اوليه طرف امريكايي شامل توقف كامل غني‌سازي، عدم ذخيره‌سازي اورانيوم غني‌شده، تحويل يا رقيق‌سازي كليه مواد غني‌شده و خروج كامل تأسيسات راهبردي نطنز، فردو و اصفهان از مدار فعاليت بود. علاوه بر اين، واشنگتن بر پذيرش بي‌قيدوشرط پروتكل الحاقي و نظارت كامل آژانس اصرار داشت. با اين حال، در متن نهايي تفاهمنامه اسلام‌آباد، تمامي اين مطالبات زياده‌خواهانه خنثي شد. در متن نهايي هيچ تعهدي مبني بر تعطيلي تأسيسات يا خروج مواد هسته‌اي داده نشد و هرگونه گفت‌وگو درباره مسائل هسته‌اي يا حداقل رقيق‌سازي مواد غني ‌شده در خاك ايران، صراحتاً به پس از «اقدامات ملموس، عيني و بازگشت‌ناپذير امريكا» موكول شد. بدين‌ترتيب، نه تنها  صنعت هسته‌اي كشور حفظ گرديد، بلكه هرگونه گام بعدي ايران منوط به راستی‌آزمايي عملي رفتار امريكا شد.

دومين ناكامي بزرگ آمريكا، ناكامي در وارد كردن توان موشكي و تسليحاتي ايران به دستور كار مذاكرات بود... با پافشاري قاطع طرف ايراني، اين بند به‌طور كامل از متن نهايي حذف شد و اجازه اضافه شدن آن به دستور كار مذاكرات آتي نيز داده نشد. اين دستاورد به معناي آن است كه امريكا به‌طور دايمي پذيرفته است كه توان موشكي و دفاعي ايران موضوع هيچ‌گونه گفت‌وگو، معامله يا توافقي نبوده و نخواهد بود.

در حوزه سياست منطقه‌اي و جبهه مقاومت، هدف امريكا قطع كامل ارتباط ايران با گروه‌هاي مقاومت و توقف تسليح و تمويل مالي آنان بود. اين درخواست نيز نه‌تنها از متن نهايي حذف شد، بلكه موضوع حمايت ايران از محور مقاومت براي هميشه از دستور كار مذاكراتي خارج گرديد...

****

رژیم صهیونیستی در برزخ جبهه‌های باز و سفره‌ های خالی

مشرق نوشت:

 سخنان تام باراک، سفیر آمریکا در ترکیه و نماینده ویژه ترامپ در امور منطقه، درباره احتمال اقدام رژیم صهیونی به حمله به مقرهایی در خاک سوریه که نیروهای ترکیه در آن حضور دارند، در شرایطی مطرح شده است که تل‌آویو از هفتم اکتبر ۲۰۲۳ تاکنون درگیر طولانی‌ترین، پرهزینه‌ترین و فرسایشی‌ترین جنگ تاریخ خود است. این اظهارات، فارغ از اینکه یک هشدار دیپلماتیک یا یک تحلیل اطلاعاتی باشد، پرسش اصلی را دوباره پیش می‌کشد: رژیمی با پهنه سرزمینی کوچک، جمعیتی حدود ده میلیون نفری، شکاف‌های عمیق اجتماعی، بحران خدمت نظامی در میان حریدی‌ها و وابستگی فزاینده به کمک‌های مالی و تسلیحاتی آمریکا، چگونه می‌تواند هم‌زمان چند جبهه فعال را اداره کند و جبهه‌ای جدید با ترکیه در سوریه بگشاید؟

بررسی گزارش‌های رسانه‌های عبری و نهادهای رسمی اقتصادی و امنیتی رژیم صهیونی نشان می‌دهد که بحران مالی و بودجه‌ای ناشی از جنگ، نه یک مشکل موقتی، بلکه یک شکاف ساختاری در حال گسترش است...

رژیم صهیونی در ظاهر از نظر نظامی توانسته است چند عملیات تاکتیکی انجام دهد و برخی اهداف خود را در غزه و لبنان پیش ببرد. اما از منظر اقتصاد سیاسی جنگ، این رژیم با یک تناقض بنیادین روبه‌روست: مطالبات ایدئولوژیک آن مبنی بر تداوم جنگ، گسترش شهرک‌سازی، تغییر موازنه منطقه‌ای و حذف تهدیدها از طریق نظامی، با ظرفیت‌های مالی، انسانی و لجستیکی‌اش هم‌خوانی ندارد.

کمک‌های آمریکا ممکن است کاهش یابد یا مشروط شود. ارتش ذخیره در حال فرسایش است. شکاف اجتماعی بر سر خدمت حریدی‌ها و تحمل بار مالیاتی عمیق‌تر شده است. کسری بودجه، افزایش بدهی، کاهش رتبه اعتباری و تورم چسبنده، فضای مانور اقتصادی را محدود کرده است. در چنین شرایطی، سخن گفتن از بازگشایی جبهه‌ای تازه با ترکیه در سوریه، نه نشانه قدرت، بلکه نشانه شکاف خطرناک میان رویاهای ایدئولوژیک و واقعیت‌های اقتصادی و نظامی است.رژیم صهیونی ممکن است بتواند چند ماه دیگر جنگ فرسایشی را ادامه دهد، اما هر جبهه جدید می‌تواند به نقطه‌ای تبدیل شود که در آن، هزینه‌های انباشته مالی و انسانی از توان تحمل اقتصاد و جامعه فراتر رود. این همان هشداری است که رسانه‌های عبری، اقتصاددانان و حتی بخشی از نهادهای امنیتی رژیم در ماه‌های اخیر به زبان‌های مختلف بیان کرده‌اند؛ هشداری که به نظر می‌رسد در محافل تصمیم‌گیر تل‌آویو هنوز شنیده نشده است.

****

 روایت زنانه پرونده پژمان جمشیدی

سیمین کاظمی، جامعه‌شناس و پژوهشگر در حوزه زنان در تحلیل پرونده پژمان جمشیدی به خبرآنلاین گفته است:

گفتمان مسلط درباره روابط جنسی و خشونت، گفتمانی است که درون نظم مردسالارانه تولید شده است؛ گفتمانی که در آن حق روایتگری با مردان است و تعریف حقیقت و اعتبار روایت‌ها بر اساس حقوق و خواست مردان ساخته شده است. در این گفتمان، سازوکارهای سکوت برای تداوم قدرت و خشونت مردان با ظرافت و مهارت تعبیه شده است و در فهم متعارف و هنجارهای اجتماعی رسوب کرده است...با وجود آن گفتمان مسلط، مشخص است که صحبت کردن درباره آزار و خشونت جنسی آسان نیست و مقاومت در برابر آن بی‌پیامد نخواهد بود.

در پرونده پژمان جمشیدی، بعضی واکنش‌ها علیه شاکی با عباراتی مانند «دنبال شهرت بودن»، «دروغ گفتن» یا «چرا بعدا شکایت کرده؟» همراه شده است. چرا جامعه معمولا درباره رفتار قربانیان احتمالی خشونت جنسی بیشتر از رفتار متهم سؤال می‌کند؟... سلبریتی تجسم آرزوهای برآورده‌نشده آنهاست و خود را در جایگاه او تصور می‌کنند. به این ترتیب، دیگرانی را که پایین‌تر از آن جایگاه ممتاز قرار دارند، تحقیر و محکوم می‌کنند. به قدرت تقدس می‌دهند و آن جایگاه دور و دست‌نیافتنی را بالاتر و بری از هر خطا و اشتباه و فارغ از مسئولیت‌پذیری می‌دانند.

به این ترتیب، از نگاه آنها مگر ممکن است منِ ظهوریافته در شمایل پژمان جمشیدیِ ثروتمند و مشهور، که در تصور آنها زنان و دختران برایش سر و دست می‌شکنند، به دختری ناشناس تجاوز کند؟ از این منظر، هر روایتی که بر آزار و خشونت گواهی بدهد یا دروغ است یا توطئه‌ای برای دست‌یابی به شهرت و منفعت.

****

ترس از روایت ایران

وطن امروز نوشت:

نظرسنجی‌ها و تحقیقات میدانی در آمریکا و کشورهای اروپا نشان می‌دهد رسانه‌های وابسته به جریان سلطه، قدرت خلق تصاویر مخدوش و انحرافی از ایران قدرتمند را از دست داده‌اند و حمایت آنها از جنگ سوم تحمیلی علیه ایران، ویژند ملی کشورهای متخاصم را نزد شهروندان‌شان نیز متزلزل کرده است. نقش دستگاه دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در تحقق این روند غیرقابل انکار است. ابراز همدردی گسترده شهروندان اروپا با ملت مظلوم اما غیورو مقاوم ایران از یک سو و تبلور خشم و نفرت تصاعدی آنها از رویکرد ضد حقوق بشری حکمرانان‌شان، جایی برای «روایت‌سازی وارونه از ایران» برای صاحبان تزویر و سلطه باقی نگذاشته است. بنابراین اخراج از پیش تعیین‌شده رایزن فرهنگی کشورمان در پاریس جای تعجب ندارد!

در اینجا قاعده‌ای کلان وجود دارد که باید نسبت به آن توجهی ویژه مبذول داشت. هنگامی که یک کشور در معرض «تصویرسازی منفی هدایت‌شده» یا بازنمایی کلیشه‌ای قرار می‌گیرد، هزینه‌های مبادلات بین‌المللی آن افزایش می‌یابد؛ از کاهش جذب سرمایه‌گذاری خارجی و افت صنعت گردشگری گرفته تا کاهش قدرت چانه‌زنی در مذاکرات و تسهیل اعمال فشارهای بین‌المللی. در چنین فضایی، دیپلماسی فرهنگی ابزاری حیاتی برای خنثی‌سازی این کلیشه‌ها و بازتعریف چهره واقعی یک تمدن یا ملت محسوب می‌شود.

غرب در طول سال‌های گذشته و خصوصا سال‌های اخیر، سعی در خلاصه کردن تاریخ، فرهنگ و پویایی ملت معتقد و مقاوم ایران در چند گزاره خبری محدود، رخدادهای مقطعی یا اخبار بحران‌محور از کشورمان داشته است. 







سه شنبه ۳ شهریور ۱۴۰۵ - 25 August 2026