قیمت طلا امروز




 پیام ایران

 روزنامه شرق / ۲۹ دقیقه قبل

تهران؛ آخرین پیچ میانجیگری

چهار سفر عاصم منیر به تهران در کمتر از شش ماه، از جایگاه تازه و حساس پاکستان در یکی از پیچیده‌ترین معادلات منطقه حکایت دارد. اسلام‌آباد در این شرایط می‌کوشد از یک‌ سو به کانالی برای انتقال پیام میان تهران و واشینگتن تبدیل شود و از سوی دیگر، تلاش دارد به ‌عنوان کشوری که نگران گسترش دامنه بحران به پیرامون خود است، در مسیر مهار تنش‌ها و جلوگیری از شعله‌ورشدن یک درگیری گسترده نقش ایفا کند.
 تهران؛ آخرین پیچ میانجیگری
به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

 چهار سفر عاصم منیر به تهران در کمتر از شش ماه، از جایگاه تازه و حساس پاکستان در یکی از پیچیده‌ترین معادلات منطقه حکایت دارد. اسلام‌آباد در این شرایط می‌کوشد از یک‌ سو به کانالی برای انتقال پیام میان تهران و واشینگتن تبدیل شود و از سوی دیگر، تلاش دارد به ‌عنوان کشوری که نگران گسترش دامنه بحران به پیرامون خود است، در مسیر مهار تنش‌ها و جلوگیری از شعله‌ورشدن یک درگیری گسترده نقش ایفا کند.

تکرار این رفت‌وآمدها، اگرچه نشان می‌دهد مسیر دیپلماسی هنوز به‌طور کامل بسته نشده، اما هم‌زمان از شکنندگی و ناپایداری روند گفت‌وگوها نیز پرده برمی‌دارد. چون معادلات ماه‌های اخیر مؤید آن است که مسیر تحولات هر بار در آستانه گشایشی تازه قرار می‌گیرد، با تشدید تنش‌ها، تهدیدهای جدید و رخدادهای پیش‌بینی‌ناپذیر، بار دیگر دچار تلاطم می‌شود و چشم‌انداز رسیدن به یک توافق پایدار را دورتر می‌کند. در این میان، مناسبات تهران و اسلام‌آباد پس از پیمان دفاعی-امنیتی مکه نیز وارد مرحله‌ای تازه و حساس شده است. سفرهای منیر می‌تواند آزمونی برای سنجش توان پاکستان در حفظ توازن میان تعهدات امنیتی جدید خود با کشورهای عربی و ضرورت صیانت از رابطه‌ای راهبردی و دیرپا با ایران باشد؛ رابطه‌ای که در معادلات منطقه‌ای، برای هر دو کشور اهمیتی فراتر از یک همسایگی معمول دارد.

در چنین شرایطی عاصم منیر و سیدمحسن نقوی، فرمانده ارتش و وزیر کشور پاکستان، ظهر دیروز وارد تهران شدند و مورد استقبال اسکندر مؤمنی، وزیر کشورمان قرار گرفتند. گفتنی است روابط عمومی ارتش پاکستان، پیش از حضور منیر و نقوی در تهران اعلام کرد این سفر در راستای تلاش‌های اسلام‌آباد برای ارتقای صلح و ثبات منطقه‌ای انجام شده و گفت‌وگوهای فرمانده ارتش پاکستان با مقام‌های ایرانی بر تقویت تلاش‌های صلح و یافتن راهکاری مسالمت‌آمیز، پایدار و جامع برای حل‌وفصل درگیری‌های خاورمیانه متمرکز خواهد بود. در همین حال، گزارش‌های رسانه‌ای از ابعاد دیگری از این سفر حکایت دارد. رویترز به نقل از یک منبع پاکستانی گزارش داده بود واشینگتن از عاصم منیر خواسته است از نفوذ پاکستان برای بازگرداندن ایران به میز مذاکرات استفاده کند. همچنین به گفته منابع مورد استناد این خبرگزاری، فرمانده ارتش پاکستان پیش از سفر به تهران، با دونالد ترامپ تماس تلفنی داشته است؛ موضوعی که بر گمانه‌زنی‌ها درباره نقش میانجیگرانه اسلام‌آباد در شرایط کنونی افزوده است.

پیش از این نیز خبرگزاری آسوشیتدپرس به نقل از دو مقام منطقه‌ای گزارش داده بود سفر منیر به تهران در چارچوب تلاش‌های مستمر پاکستان برای کاهش تنش میان ایران و آمریکا و ترغیب دو طرف به بازگشت به میز مذاکره انجام می‌شود. براساس این گزارش، اعلام سفر پس از تماس تلفنی فرمانده ارتش پاکستان با عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، صورت گرفت. العربیه نیز یک روز پیش از سفر، به نقل از منابع آگاه مدعی شده بود عاصم منیر حامل پیام‌هایی از سوی آمریکا برای ایران است و مأموریت او شکستن بن‌بست موجود و فراهم‌کردن زمینه ازسرگیری مذاکرات خواهد بود. اکنون پرسش اصلی این است که آیا چهارمین سفر عاصم منیر به تهران می‌تواند روند دیپلماتیک را به نقطه‌ای بازگرداند که تفاهم‌نامه اسلام‌آباد در پی آن بود؟ مسیری که دو طرف از طریق آن میزان پایبندی یکدیگر به تفاهم‌ها را ارزیابی کرده و برای ورود به مرحله‌ای جدی‌تر و توافقی جامع‌تر آماده شوند. پاسخ این پرسش، به نتیجه دیدارهای روز دوشنبه و پیام‌هایی بستگی دارد که قرار است در روزهای آینده از تهران و اسلام‌آباد مخابره شود.

هم‌زمانی سفر عاصم منیر و ادعای مقامات آمریکایی برای آغاز فصل تازه تحریم‌ها

دیروز‌ شاهد تقارن زمانی دو رخداد بودیم که معنایی فراتر از یک هم‌زمانی ساده را به ذهن متبادر می‌کند. از یک‌ سو عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، وارد تهران شد و از سوی دیگر، مقام‌های دولت ترامپ از آغاز مرحله‌ای تازه از فشار اقتصادی علیه ایران سخن گفتند؛ مرحله‌ای که اسکات بنسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، مدعی شد با سپیده‌دم دوشنبه (به وقت آمریکا)، در قالب یک «D-Day اقتصادی» و به‌ عنوان بزرگ‌ترین تهاجم مالی متمرکز علیه ایران آغاز خواهد شد. این هم‌زمانی زمانی معنادارتر می‌شود که گزارش شده عاصم منیر پیش از سفر به تهران، تلفنی با دونالد ترامپ گفت‌وگو کرده است؛ موضوعی که این گمانه را تقویت می‌کند شاید میان پیام احتمالی فرمانده ارتش پاکستان و آغاز عملیات اقتصادی مورد ادعای واشینگتن، ارتباطی وجود داشته باشد.

البته چنین برداشتی، در غیاب اطلاعات رسمی، بیش از هر چیز یک احتمال تحلیلی است. به‌ویژه آنکه ایران بارها تأکید کرده تحت فشار، تهدید و سیاست تحمیل، از خطوط قرمز و منافع اساسی خود عقب‌نشینی نخواهد کرد. از همین منظر، ادعای بنسنت مبنی بر اینکه واشینگتن قصد دارد «هر شریان اقتصادی» ایران را قطع کند، نه یک واقعیت قطعی، بلکه می‌تواند بخشی از ادبیات اعلامی و جنگ روانی دولت آمریکا نیز ارزیابی شود. در این بین، جدال لفظی ترامپ و محمدباقر قالیباف نیز بر پیچیدگی این صحنه افزوده است. ترامپ نسخه‌ای تقطیع‌شده از سخنان قالیباف را بازنشر کرد و در توییتی مدعی بود ایران در حال فروپاشی است. در مقابل، رئیس مجلس با طعنه به شعار انتخاباتی ترامپ، عبارت «آمریکا را دوباره گرسنه می‌کنیم» را به کار برد و با استناد به آماری که مدعی بود برگرفته از منابع معتبر آمریکایی و بین‌المللی است، به بحران فقر و ناامنی غذایی در آمریکا اشاره کرد. به این‌ ترتیب، دوشنبه صحنه تقاطع سه مسیر بود؛ سفر میانجی احتمالی پاکستان، تشدید فشار اقتصادی مورد ادعای واشینگتن و جنگ روانی و لفظی میان تهران و کاخ سفید. پرسش اصلی اکنون این است که آیا پیام‌های احتمالی منتقل‌شده از مسیر اسلام‌آباد، راهی برای مهار این تقابل خواهد گشود یا «دی‌دِی اقتصادی» مورد ادعای دولت ترامپ، بر فاصله‌ها و حساسیت خطوط قرمز ایران خواهد افزود.

در این باره دنیس سیترونوویچ، عضو اندیشکده شورای آتلانتیک، معتقد است هفته جاری می‌تواند نقطه‌ای تعیین‌کننده در روابط ایران و آمریکا باشد. به باور او، واشینگتن هم‌زمان با تشدید فشارهای اقتصادی بر تهران، در جست‌وجوی راهکارهایی برای بازگرداندن دست‌کم بخشی از جریان نفت عبوری از تنگه هرمز به بازارهای جهانی است. در مقابل، تحرکات دیپلماتیک منطقه‌ای، از جمله سفر عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، به تهران و رایزنی‌های عباس عراقچی با مقام‌های منطقه، نشان می‌دهد میانجی‌ها نسبت به شکنندگی وضعیت کنونی و خطر خروج آن از کنترل نگران‌اند. نویسنده تأکید می‌کند لحن مقام‌های ایرانی در هفته‌های اخیر تهدیدآمیزتر شده و تهران آشکارا اعلام کرده است نمی‌تواند برای مدت طولانی وضعیتی را بپذیرد که خود از صادرات نفت محروم باشد، اما همسایگانش همچنان صادرات نفت خود را ادامه دهند. از نگاه سیترونوویچ، پرسش اصلی این است که فشار فزاینده و تضعیف اهرم ایران در تنگه هرمز، تهران را به سمت سازش سوق خواهد داد یا برعکس، انگیزه آن را برای تشدید تنش افزایش خواهد داد.

او دو سناریوی اصلی را مطرح می‌کند؛ در سناریوی نخست، فشارها می‌تواند جریان‌های حامی سازش در تهران را تقویت کرده و زمینه بازگشت به چارچوب توافق پیشین را فراهم کند. در سناریوی دوم، ایران ممکن است با این برداشت که آمریکا تمایلی به ورود به جنگی گسترده ندارد، رویکردی فعال‌تر و تهاجمی‌تر در پیش گیرد تا اهرم بازدارندگی خود را احیا کند. به اعتقاد نویسنده، نبود یک راه خروج روشن از سوی واشینگتن و اتکای بیش از حد آن به فشار اقتصادی، خطر شکست دیپلماسی را افزایش داده است. در چنین شرایطی، اگر تلاش‌های میانجیگرانه به نتیجه نرسد، احتمال بازگشت سریع‌تر ایران و آمریکا به مسیر رویارویی نظامی جدی خواهد بود.

نوذر شفیعی: سفر عاصم منیر تلاشی برای جلوگیری از بحرانی است که منافع پاکستان را هم تهدید می‌کند

نوذر شفیعی برای واکاوی اهداف و دلایلی که عاصم منیر را به تهران کشانده است، در گفت‌وگو با «شرق» اعتقاد دارد‌: «سفر فرمانده ارتش پاکستان فقط یک دیدار دوجانبه با مقامات کشورمان در تهران نبوده، بلکه حضور منیر در پیوند با دو هدف مهم قرار دارد؛ نخست، جلوگیری از بحرانی که می‌تواند دامنه‌ای منطقه‌ای پیدا کند و منافع پاکستان را نیز در معرض آسیب قرار دهد و دوم، پیشبرد آنچه از آن با عنوان «دکترین منیر» یاد می‌شود؛ دکترینی که بر تبدیل پاکستان به یکی از حلقه‌های ثبات و بازیگران مؤثر در معادلات گسترده‌تر منطقه تأکید دارد‌». استاد روابط بین‌الملل با اشاره به شرایط حساس روابط ایران و آمریکا، این را هم خاطرنشان می‌کند:‌ «سفر روز گذشته عاصم منیر حکایت از آن دارد که ممکن است بحران در روابط ایران و آمریکا بار دیگر وارد مرحله تصاعدی شود و این تصاعد بحران، پیامدهای منطقه‌ای گسترده‌ای، از‌جمله برای پاکستان به همراه داشته باشد‌».

به گفته این نماینده ادوار مجلس: «اسلام‌آباد نمی‌تواند خود را بیرون از پیامدهای احتمالی یک بحران فراگیر در منطقه تصور کند؛ چراکه پاکستان دارای ترتیبات و توافق‌های امنیتی و دفاعی با برخی کشورهای منطقه، از‌جمله عربستان سعودی‌ است و گسترش دامنه یک رویارویی احتمالی می‌تواند این کشور را نیز‌ خواسته یا ناخواسته، در معرض فشار برای ورود به معادلات بحران قرار دهد. از این منظر، پاکستان ترجیح می‌دهد پیش از آنکه آتش بحران گسترده شود، در مسیر مهار و جلوگیری از آن نقش‌آفرینی کند‌». تحلیلگر مسائل شبه‌قاره و جنوب آسیا همچنین به حساسیت افکار عمومی پاکستان اشاره می‌کند و یقین دارد: «اسلام‌آباد به‌خوبی می‌داند ورود مستقیم به هرگونه رویارویی علیه ایران، حتی اگر در چارچوب برخی تعهدات دفاعی منطقه‌ای مطرح شود، می‌تواند با واکنش‌های جدی در داخل پاکستان روبه‌رو شود». به تعبیر شفیعی: «پاکستان شرایط را بسیار حساس می‌بیند و می‌کوشد پیش از آنکه تحولی ‌کنترل‌نشدنی رخ دهد، از گسترش بحران جلوگیری کند‌».

اما بُعد دوم سفر عاصم منیر از منظر این مدرس دانشگاه، به جاه‌طلبی‌های جدید پاکستان برای ایفای نقشی فراتر از محیط سنتی جنوب آسیا بازمی‌گردد و در همین راستا با اشاره دوباره به «دکترین منیر» می‌افزاید:‌ «خود عاصم منیر در حوزه سیاست امنیتی پاکستان دکترینی را مطرح کرده که می‌توان آن را دکترین منیر نامید؛ دکترینی که بر این ایده استوار است که پاکستان به حلقه‌ای برای ثبات در منطقه تبدیل شود‌». اجرای چنین رویکردی، به گفته شفیعی: «می‌تواند موقعیت ژئوپلیتیک پاکستان را دگرگون کند. اگر اسلام‌آباد بتواند از ظرفیت‌های خود برای ایفای نقش در مدیریت بحران‌های منطقه‌ای بهره بگیرد، دیگر صرفا بازیگری محدود به معادلات جنوب آسیا نخواهد بود و راه آن برای حضور مؤثرتر در قلب تحولات خاورمیانه نیز باز می‌شود. بنابراین، سفر فرمانده ارتش پاکستان به تهران را می‌توان بخشی از تلاش برای عملیاتی‌کردن این رویکرد دانست؛ رویکردی که هم در پی افزایش وزن منطقه‌ای پاکستان است و هم می‌کوشد از وقوع بحرانی جلوگیری کند که در صورت گسترش، منافع حیاتی اسلام‌آباد را نیز تهدید خواهد کرد‌».

در عین حال، پرسش مهم این است که آیا پاکستان در شرایطی که سطح تنش میان ایران و آمریکا به مرحله‌ای بسیار حساس رسیده است، واقعا توان و وزن لازم برای میانجیگری را دارد که‌ نماینده ادوار مجلس در پاسخ به این تردید یادآور می‌شود:‌ «اتفاقا هرچه بحران به لحظات حساس‌تر نزدیک می‌شود، ضرورت حضور میانجی نیز بیشتر احساس می‌شود؛ به‌ویژه زمانی که کانال‌های ارتباطی میان طرف‌های درگیر تضعیف یا قطع شده باشد و در عین حال، پیامدهای یک درگیری برای همه بازیگران نامعلوم و پرهزینه باشد‌». تحلیلگر ارشد حوزه شبه‌قاره معتقد است‌:‌ «با وجود لحن تهدیدآمیز و فضای پرتنش موجود، نمی‌توان با قطعیت گفت ایران یا آمریکا خواهان ورود به یک درگیری تازه هستند؛ چون ممکن است هر دو طرف، به‌رغم تهدیدهایی که علیه یکدیگر مطرح می‌کنند، تمایلی برای ورود به جنگی مجدد نداشته باشند؛ جنگی که نتیجه و ابعاد آن از پیش روشن نیست. در چنین شرایطی، ورود یک میانجی می‌تواند بسیار مفید واقع شود و سفر عاصم منیر به ایران نیز می‌تواند دقیقا در همین چارچوب ارزیابی شود».

بخش دیگری از گفت‌وگوی «شرق»‌ به وضعیت مناسبات دوجانبه تهران و اسلام‌آباد و تأثیر توافق‌های دفاعی پاکستان با کشورهای عربی بر سطح اعتماد میان دو همسایه اختصاص دارد که شفیعی با این برداشت که ایران اعتماد خود را به پاکستان از دست داده است، مخالفت می‌کند و تأکید دارد‌: «جایگاه ایران در محاسبات راهبردی پاکستان بسیار ویژه است‌». او‌ موضوع را چنین تشریح می‌کند:‌‌ «هیچ رابطه‌ای برای پاکستان به اندازه رابطه با ایران اهمیت ندارد. ایران در دوره پهلوی، در کنار پاکستان و در جنگ این کشور با هند قرار گرفت؛ اقدامی که بسیاری از دیگر متحدان پاکستان، از‌جمله برخی کشورهای مهم منطقه، نه توان انجامش را داشتند و نه لزوما انگیزه آن را‌». بنابراین به باور شفیعی: «ایران برای پاکستان یک «عقبه استراتژیک مهم» محسوب می‌شود و اسلام‌آباد این واقعیت را به‌خوبی درک می‌کند که نباید تهران را به قیمت روابط با هیچ کشور دیگری از دست بدهد. از همین رو، حتی وجود توافق‌ها و پیمان‌های دوجانبه یا چندجانبه پاکستان با عربستان یا دیگر بازیگران منطقه، به معنای آن نیست که اسلام‌آباد ناگزیر به ورود به رویارویی با ایران خواهد شد‌».

استاد روابط بین‌الملل، ‌سه عامل را در این زمینه تعیین‌کننده می‌داند: «اهمیت تاریخی و راهبردی ایران برای پاکستان، مخالفت احتمالی افکار عمومی پاکستان با هرگونه اقدام علیه ایران و در نهایت، تعدد چالش‌های امنیتی پیش‌روی اسلام‌آباد». پاکستان هم‌زمان با مسئله هند، بحران افغانستان و چالش‌های امنیتی جدید منطقه‌ای مواجه است‌ و افزودن ایران به فهرست تهدیدها، از نگاه شفیعی، «بدترین انتخاب راهبردی» برای هر دولتمرد پاکستانی خواهد بود. این کارشناس در پایان تأکید می‌کند:‌ «در تهران نیز پاکستان همواره جایگاهی مهم در محاسبات راهبردی داشته و گشودن جبهه‌ای تازه میان دو کشور، نه به سود ایران است و نه به سود پاکستان. از این منظر، سفر روز گذشته عاصم منیر به تهران را می‌توان نشانه‌ای از تلاش برای حفظ این موازنه حساس دانست؛ سفری که در صورت موفقیت، ممکن است هم به کاهش سوءتفاهم‌های دوجانبه کمک کند و هم برای پاکستان فرصتی فراهم آورد تا در یکی از حساس‌ترین مقاطع منطقه، نقش خود را به‌ عنوان بازیگری فعال در مسیر ثبات و مهار بحران تثبیت کند‌».

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.







سه شنبه ۳ شهریور ۱۴۰۵ - 25 August 2026