قیمت طلا امروز




 چینی‌ها

 روزنامه دنیای اقتصاد / ۱ ساعت قبل

محاصره ناکام نفت ایران

با وجود محاصره دریایی آمریکا، تحریم پالایشگاه‌های چینی و هشدار به بانک‌های پکن، صادرات نفت ایران متوقف نشده و تداوم فروش روزانه دست‌کم ۶۰۰هزار بشکه، نشانه‌ای از ناکامی واشنگتن در تحقق هدفی است که از سال ۲۰۱۸ به دنبال آن بوده: قطع درآمدهای نفتی ایران.
 محاصره ناکام نفت ایران
حمید ملازاده:  آنچه در پس آمار خرید نفت چین از ایران پنهان است، یک واقعیت کلیدی است که کمتر برجسته می‌شود: با وجود بازگشت محاصره دریایی آمریکا بر بنادر ایران، صادرات نفت این کشور نه‌تنها متوقف نشده، بلکه همچنان -البته با حجمی محدودتر (حداقل 600 هزار بشکه در روز)- در جریان است. این نکته اهمیت دارد چون نشان می‌دهد واشنگتن، حتی با پر ادعاترین نیروی دریایی جهان، تاکنون نتوانسته صادرات نفت ایران را به صفر برساند؛ چیزی که هدف اعلام‌شده هر دور از تحریم‌ها از سال 2018 بوده است. 

محاصره کنونی، پس از فروپاشی تفاهم‌نامه ژوئن میان آمریکا و ایران و پایان یک پنجره استثنایی برای رسیدن به توافق بازگشت. در ۲۲ ژوئن، خزانه‌داری آمریکا مجوز موقتی موسوم به X صادر کرد که تا ۲۱ماه اوت، صادرات، حمل‌ونقل، بیمه و تسویه مالی نفت ایران را به‌طور موقت مجاز می‌شمرد؛ در همین بازه کوتاه، چین که نزدیک به ۹۰ درصد صادرات نفت ایران را می‌خرد، تلاش کرد ذخایر خود را پر کند. اما با پایان این مجوز و بازگشت محاصره آمریکا از ۱۴ ژوئیه، به تدریج سرعت عبور از تنگه هرمز آهسته تر شد و تا ۱۷ ماه اوت، نیروهای آمریکایی ۶۴ کشتی را که تلاش کرده بودند محاصره را دور بزنند به مقصد بازگرداندند، سه فروند را از کار انداخته و دو فروند دیگر را کامل بازرسی کردند. نتیجه این چرخه، دقیقا همان الگویی است که آمار چین نشان می‌دهد: جهش موقت واردات در ماه‌های ژوئن و ژوئیه (850 هزار بشکه در روز) و سپس افت در ماه اوت(600هزار بشکه در روز). نقشه ذی‌نفعان

آمریکا -به‌ویژه وزارت خزانه‌داری- هدف صریح خود را قطع کامل درآمد نفتی ایران اعلام کرده، اما تا امروز تحریم پالایشگاه‌های کوچک چینی مانند هنگلی پتروکمیکال یا هشدار به بانک‌های بزرگ‌تر چینی، جریان نفت را متوقف نکرده است. پالایشگاه‌های مستقل چین موسوم به «تی‌پات‌ها» اصلی‌ترین خریدار باقی مانده‌اند؛ آنها با وجود ریسک تحریم، همچنان به‌دلیل تخفیف نفت ایران نسبت به نفت‌های استاندارد جذب این بازار می‌شوند، در حالی‌که پالایشگاه‌های بزرگ دولتی چین از سال ۲۰۱۹ به بعد، برای حفظ دسترسی به نظام مالی آمریکا، از خرید مستقیم نفت ایران خودداری کرده‌اند. ایران، به این درآمد -که به گفته منابع آمریکایی بخشی از آن صرف تامین مالی برنامه نظامی می‌شود- وابسته‌ است و به همین دلیل، حتی زیر فشار محاصره، از طریق شبکه‌ای از کشتی‌های قدیمی و شرکت‌های خارجی همچنان به فروش نفت ادامه می‌دهند. اپراتورهای این «ناوگان سایه» -غالبا ثبت‌شده در سایر کشورهایی مانند جزایر مارشال، نیز از کارمزدهای حمل محموله‌های پرریسک منتفع می‌شوند. سناریوهای پیش رو

نخست، تحلیلگران احتمال می‌دهند اگر واشنگتن گام را از هشدار به بانک‌های چینی فراتر گذاشته و رسما آنها را تحریم کند، هزینه و ریسک تسویه معاملات یوانی نفت ایران به‌شدت بالا برود و برخی «تی‌پات‌ها» موقتا خرید را متوقف کنند؛ اما همین تحلیلگران این سناریو را نه قطعی بلکه محدود می‌دانند، چون آمریکا تاکنون از این گام «کوتاه آمده» و ترجیح داده صرفا هشدار دهد و نه اینکه تحریم رسمی کند؛ پیش‌فرض این سناریو آن است که واشنگتن هزینه دیپلماتیک و مالی تحریم مستقیم بانک‌های بزرگ چینی را همچنان بالاتر از منفعت آن ارزیابی می‌کند.

دوم، با توجه به اینکه ذخایر شناور باقی‌مانده نفت ایران در آب‌های آسیا اکنون حدود ۳۰‌میلیون بشکه برآورد می‌شود -معادل نزدیک به چهار ماه صادرات با نرخ فعلی تخلیه حدود 600 هزار بشکه در روز- ناظران بازار انتظار دارند در صورت تداوم محاصره بدون شکاف تازه، واردات چین از ایران در ماه‌های آینده به‌مرور به سمت صفر میل کند، مگر آنکه کشتی تازه‌ای موفق به عبور از تنگه هرمز شود؛ این سناریو بر این فرض استوار است که شدت اجرای محاصره شدیدتر شود.

سوم، برخی تحلیلگران بازار انرژی این احتمال را مطرح می‌کنند که در صورت از سرگیری مذاکرات، واشنگتن بار دیگر مجوزی موقت مشابه X صادر کند و صادرات ایران برای یک بازه کوتاه جهش کند -دقیقا همان الگویی که در ژوئن رخ داد؛ اما این سناریو با اظهارات اخیر رئیس‌جمهور آمریکا مبنی بر بی‌علاقگی به تمدید توافق موقت، در تضاد قرار دارد و از این‌رو احتمال کمتری در کوتاه‌مدت دارد. چهارم، با توجه به اینکه برخی کشتی‌های حامل نفت ایران اکنون در نزدیکی سریلانکا و آب‌های اقیانوس هند-آرام لنگر انداخته‌اند، برخی تحلیلگران دریایی احتمال می‌دهند دامنه اجرای تحریم از «مسدودسازی» به «توقیف مستقیم کشتی‌ها» گسترش یابد؛ فرضی که با موارد ثبت‌شده از کشتی‌های ازکارانداخته یا بازرسی‌شده همخوانی دارد؛ هرچند اجرای گسترده آن هنوز نسبت به اندازه کل ناوگان سایه محدود است. تنوع‌بخشی در منابع تامین

فراتر از آمار صادرات، سناریوهای مطرح‌شده اثرات جانبی مهمی دارند. کاهش دسترسی به نفت ایران، پالایشگاه‌های کوچک چینی را به سمت تنوع‌بخشی در منابع تامین -از عراق تا برزیل- سوق می‌دهد؛ روندی که ترکیب کلی واردات نفت چین را در میان‌مدت تغییر خواهد داد. بسیاری از کشتی‌ها و شرکت‌های واسطه‌ای که نفت ایران را جابه‌جا می‌کنند، همان کشتی‌ها و شرکت‌هایی هستند که نفت روسیه را هم حمل می‌کنند. به همین دلیل، اگر آمریکا این شبکه را برای فشار بر ایران هدف بگیرد، هزینه بیمه و ریسک حمل نفت روسیه هم بالا می‌رود؛ حتی اگر روسیه هدف اصلی نباشد. رونمایی از نفت ایران با برچسب سایر کشورها در آمار گمرکی چین نیز پرسشی جدی درباره اعتبار آمار رسمی تجارت جهانی نفت مطرح می‌کند: هرچه چنین شبکه‌هایی گسترده‌تر شوند، فاصله میان آمار رسمی و جریان واقعی کالا بیشتر می‌شود. در نهایت، انباشت‌ میلیون‌ها بشکه نفت ایران در کشتی‌های لنگرانداخته را می‌توان نوعی «ذخیره راهبردی شناور» دانست که به تهران اجازه می‌دهد حتی در دوره کاهش تردد در هرمز، برای ماه‌ها به فروش تدریجی محموله‌های موجود ادامه دهد؛ واقعیتی که نشان می‌دهد یک محاصره، جریان نفت را می‌بندد، اما موجودی انباشته‌شده را فورا از میان نمی‌برد. پرسش پایانی

اگر نیروی دریایی قدرتمندترین ارتش جهان، پس از 8سال تحریم و اکنون یک محاصره تمام‌عیار، هنوز نتوانسته صادرات نفت ایران را به صفر برساند، این پرسش مطرح می‌شود که آیا «جنگ اقتصادی یک‌جانبه» در برابر کشوری که یک دهه تجربه ساخت زیرساخت‌های دورزدن تحریم دارد، اساسا ابزاری است که می‌تواند به هدف نهایی خود -قطع کامل یک جریان درآمدی- برسد، یا صرفا می‌تواند آن را کندتر و پرهزینه‌تر کند؟ این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد







سه شنبه ۳ شهریور ۱۴۰۵ - 25 August 2026